فیلم و عکس کنسرت شماره ۴۲ هنرجویان آموزشگاه موسیقی فریدونی . ۲۵ شهریور ۱۳۹۶


کنسرت شماره ۴۲
هنرجویان آموزشگاه موسیقی فریدونی
سرپرست گروه : ایمان ملکی
هنرجویان اساتید : امیر صنیعی . ایمان ملکی . مرجان کاشف . احسان نیک . نیما فریدونی . میترا ابراهیمی . سحر رشیدی . فرزین نیازخانی . صابر نظرگاهی
سالن سرنا
شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۶
ساعت ۱۷ تا ۲۱


پشت صحنه


پشت صحنه کنسرت ۴۲ آموزشگاه موسیقی فریدونی


دیباچه با اجرای بهرام ملکی


دیباچه با اجرای بهرام ملکی کنسرت ۴۲ آموزشگاه موسیقی فریدونی


گروه نوجوانان

محمد حسن رحیمی  گیتار . شاهین پورعابدینی گیتار . مبینا هدایتی تار . آیدا روزبه دف . آرمان محمدی تمبک. محمد عمادی ویلن . رهام طاعتی ویلن . مینا معین گیتار . امیر ایزدی تار . هلیا روزبه تمبک . هستی دریایی ویلن . آریا اخیانی ویلن . ایمان اوشنی کمانچه . آنیتا بخشی طاری گیتار . امید غفاری سه تار . آبتین ادیبی تمبک . هانیتا شکوری ویلن . پوریا حشمتی ویلن . راد نکویی درامز . ایمان ملکی پیانو


گروه نوجوانان به سرپرستی ایمان ملکی کنسرت ۴۲ آموزشگاه موسیقی فریدونی


هنرجویان پیانو امیر صنیعی

مريم سادات میر جمالی

قطعه ى اول اجراى چهار دستى Ase’s death از ادوارد گِريگ از سوئيت پرگينت
قطعه ى دوم : درنه جان


مریم سادات میرجمالی هنرجوی پیانو امیر صنیعی کنسرت ۴۲ آموزشگاه موسیقی فریدونی


دانيال ملكى

قطعه ى اول: والس دانوب آبى چهار دستى از يوهان اشتراوس
قطعه ى دوم: morning از ادوار گريگ از سوئيت پرگينت
قطعه ى سوم: in the hall of the king mountain
از ادوارد گريگ از سوئيت پرگينت


دانیال ملکی هنرجوی پیانو امیر صنیعی کنسرت ۴۲ آموزشگاه موسیقی فریدونی


كيارش مطيع الحق
قطعه ى اول: انوانسيون دو صدايي باخ شماره ى ١٤
قطعه ى دوم: سونات دو ماژور موتزارت موومان اول
قطعه ى سوم: پرلود شوپن
قطعه چهارم: رقص هاى گرانادوس شماره ى ٢


کیارش مطیع الحق هنرجوی پیانو امیر صنیعی کنسرت ۴۲ آموزشگاه موسیقی فریدونی


فریماه مرادپور هنرجوی قانون سحر رشیدی آهنگ جان مریم


فریماه مرادپور هنرجوی قانون سحر رشیدی جان مریم کنسرت ۴۲ آموزشگاه موسیقی فریدونی


شروین زرگری هنرجوی ویلن ایمان ملکی آهنگ گل گلدون


شروین زرگری . هنرجوی ویلن ایمان ملکی . گل گلدون . کنسرت ۴۲ آموزشگاه موسیقی فریدونی


امیرعلی موسوی هنرجوی سه تار میترا ابراهیمی .موسم گل . موسی معروفی


امیرعلی موسوی هنرجوی سه تار میترا ابراهیمی کنسرت ۴۲ آموزشگاه موسیقی فریدونی


گروه تمبک نوازان به سرپرستی راد نکویی

راد نکویی . ماهان نجفی چیمه . آرا شاکری . آریان شاکری . هلیا روزبه . مبینا هدایتی . آبتین ادیبی و ایمان ملکی


گروه تمبک نوازان به سرپرستی ایمان ملکی و راد نکویی . کنسرت ۴۲ آموزشگاه موسیقی فریدونی


آرتین اسماعیلی هنرجوی پیانو ی مرجان کاشف


آرتین اسماعیلی هنرجوی پیانو مرجان کاشف . کنسرت ۴۲ آموزشگاه موسیقی فریدونی


هنرجویان پیانو احسان نیک

گلشید دادفر و آنیسا ماه پیشانیان


گلشید دادفر هنرجوی پیانو احسان نیک کنسرت ۴۲ آموزشگاه موسیقی فریدونی


آنیسا ماه پیشانیان هنرجوی پیانو احسان نیک کنسرت ۴۲ آموزشگاه موسیقی فریدونی


گروه زهی و پیانو و درامز

شاهین پور عابدینی پیانو

سلوا مقدم . شیدا بیدهندی . آتریا نقوی . آریا اخیانی ویلن

راد نکویی درامز

آهنگساز شاهین پور عابدینی

آهنگ اول:woship for violons

آهنگ دوم:dance of dead

آهنگ سوم:water&fire


دو نوازی تار و تمبک در دستگاه نوا

نیما فریدونی و ایمان ملکی


نیما فریدونی و ایمان ملکی بداهه نوازی تار و تنبک در دستگاه نوا . کنسرت ۴۲ آموزشگاه موسیقی فریدونی


بداهه نوازی در دستگاه نوا نیما فریدونی تار ایمان ملکی تمبک ۲۵ شهریور ۱۳۹۶


عکاس : محسن پورحسین

با سپاس از دکتر وحید اخیانی


امیرمیلاد نیکزاد: همایون شجریان خواننده سنتی ایرانی بود ولی دیگر سنتی نمی‌خواند.

امیرمیلاد نیکزاد یکی از نوازنده‌ها و تنظیم‌کننده‌های جوان اما با تجربه است. او طی این سال‌ها با خوانندگان مختلفی به عنوان نوازنده سازهای گوناگون روی صحنه رفته اما اغلب مخاطبان، امیرمیلاد نیکزاد را با نوازندگی پیانو و کیبورد می شناسند. در ادامه پرونده گفتگو با نوازنده‌های موسیقی ایران به سراغ این هنرمند شوخ طبع و فعال رفتیم و دقایقی با او گپ زدیم.

امیرمیلاد نیکزاد در این گفت‌وگو از سوابق و خاطرات جالب‌اش در عرصه نوازندگی و همچنین فعالیت‌های این روزهای خود صحبت کرد که می‌توانید بخوانید:

  • * اولین سازی که با آن روبه‌رو شدی چه بود؟

اولین سازم پیانویی بود که پدرم در سه سالگی برایم خرید. زمانی که دو ساله بودم، خاله‌ام پیانو می‌نواخت و گاهی سراغ آن می‌رفتم. برخوردم با پیانو، توجه معلم خاله‌ام را جلب کرد و گفت نت‌هایی که من روی پیانو می‌زنم تقریباً درست هستند. همین شد که برایم پیانو خریدند و آموزشم در چهار سالگی توسط معلم شروع شد. در شش سالگی با دکتر «محمد سریر» و در ادامه شاگرد آقایان «فریبرز لاچینی» و «انوشیروان روحانی» بودم. دورانی که پیش آقای لاچینی می‌رفتم به درامز علاقه مند شدم و نواختن این ساز را از ده سالگی شروع کردم.

  • * الان هم درامز می‌نوازی؟

به جز ویولن و سازهای بادی، تمامی سازها را می‌نوازم. درامز را خیلی دوست دارم و در کنسرت «بابک جهانبخش»در لندن و کنسرت «حامی» هم درامز زده‌ام.

  • * در ادامه، برای ساز پیانو چه اساتیدی داشتی؟

مدتی شاگرد آقای انوشیروان روحانی بودم و پس از رفتن او، چند وقت شاگرد دخترشان بودم. از یازده تا هفده سالگی هم در کنار «پویا نیک‌پور» بودم و نکات مختلفی از او یاد گرفتم. اولین استیج من هم در سن هفده سالگی به همراه دکتر «محمد اصفهانی» بود.

  • *این کنسرت برای چه سالی بود؟

حدوداً سال هشتاد و شش، دکتر یک برنامه برای متخصصین مغز و اعصاب در کاخ سعدآباد داشت که به همراه پویا نیک‌پور به این اجرا رفتم؛ آن زمان به او عمو می‌گفتم! گفتم عمو اجازه می‌دهی این کنسرت را همراه شما روی صحنه ساز بزنم؟ گفت مگر پارت‌ها را می‌دانی؟ من هم گفتم اگر خراب شد و هر اتفاقی رخ داد مسئولیتش با خودم است. آقای اصفهانی ابتدا با پویا نیک‌پور بحث کرد، طبیعتاً به نوازندگی من شک داشت چون اولین‌بار بود که روی صحنه می‌رفتم. موضوع جالب این بود که اعضای گروه تعجب کرده بودند و می‌پرسیدند من پارت‌ها را از کجا بلدم؟!

  • * واقعاً هیچ تمرینی برای این کنسرت نکرده بودی؟!

آن سال‌ها، در خانه پارت کیبورد اکثر خواننده‌ها را می‌نواختم. مثلاً سی‌دی‌های علیرضا عصار یا محمد اصفهانی را می‌خریدم و روی قطعات آنها کیبورد می‌زدم.

  • * چه زمان اولین کیبوردت را خریدی؟

سال 83 یک سینتی سایزر رولند برند فانتوم خریدم.

  • * چه شد که از پیانو به سراغ کیبورد رفتی؟

پیانو ساز اصلی من بود ولی آن زمان صداهای مختلف را دوست داشتم. به همین دلیل به درامز و گیتاربیس هم علاقه مند شدم و از همان دوران مقوله تنظیم هم کم‌کم در من شکل گرفت.

  • * ساز خاصی در موسیقی ایرانی هست که بنوازی؟

سه تار، تار، دف و تمبک می‌نوازم و ضبط استودیوییِ سه تار و دف هم داشتهام. سه تار حال عجیبی به من می‌دهد و خیلی دوستش دارم.

  • در بین خواننده‌های موسیقی ایرانی کار کسی را دنبال می‌کنی؟

در حال حاضر با «حجت اشرف‌زاده» کار می‌کنم که خواننده بسیار خوب و با اخلاقی است. «حمید هیراد» هم سنتی می‌خواند اما فیوژن کار می‌کند. «همایون شجریان» هم خواننده سنتی ایرانی بود ولی الان دیگر سنتی نمی‌خواند. من در یک قطعه از آلبوم «رگ خواب» هم درامز نواخته‌ام. همچنین برخی کارهای استاد «محمدرضا شجریان»، استاد «شهرام ناظری»، گروه «کامکارها» و «علی زندوکیلی» را دوست دارم و گوش می‌کنم.

  • * چرا چنین نظری درباره همایون شجریان داری؟

به دلیل تحولات زیاد در آهنگسازی‌ها و تنظیم قطعاتش. در قطعه‌ای که «آرین کشیشی» برایش تنظیم کرد، من درامز نواختم که یک قطعه راک تمام و کمال است.

  • * برگردیم به فعالیت نوازندگی خودت؛ از همان ابتدا تصمیم داشتی در موسیقی پاپ فعالیت کنی؟ چون اساتیدت در زمینه موسیقی کلاسیک کار می‌کنند.

بله درست می‌گویی. سبک من در ابتدا کلاسیک بود و در بین اساتیدم فقط آقای لاچینی کمی پاپ بود. در اولین جشنواره موسیقی پاپ که سال هفتاد و هفت برگزار شد هم به عنوان جوان‌ترین آهنگساز ایران انتخاب شدم. بعد از اینکه پیش پویا نیک‌پور رفتم، تنظیم و موسیقی پاپ برایم جذابیت بیشتری پیدا کرد و برای همین دنبال این سبک رفتم. پیش آقای نیک‌پور موسیقی جَز و سبک‌های دیگر را هم کار کردم.

  • * بعد از محمد اصفهانی با چه خواننده‌هایی روی صحنه رفتی؟

بگو با چه خواننده‌ای روی صحنه نرفتی؟! (خنده) «حمید عسکری»، «سهراب پاکزاد»، «فرهاد جواهرکلام»، «بهنام ابطحی» ،«رضا صادقی»، «پیام صالحی» و«امید حاجیلی» از جمله هنرمندانی بودند که با آنها روی صحنه رفته‌ام. به ترتیب «فرزاد فرزین»، «سیروان خسروی»، «زانیار خسروی» و دوباره فرزاد فرزین خواننده‌هایی بودند که در ادامه با آنها همکاری کردم.

  • * فکر میکنم سال هشتاد و هشت با نیما وارسته آشنا شدی. اولین اجرایت با او چه زمانی بود؟

اولین‌بار با او به عنوان نوازنده گیتارباس روی صحنه رفتم. «رضا تاجبخش» نمی‌توانست بیاید و من به عنوان بیسیست گروه را همراهی کردم! در ادامه هم به همراه نیما در اجراهای مختلف حضور داشتم.

  • * گیتارباس هم می نوازی؟

تا حالا با دست چپ گیتارباس و با دست راست کیبورد نواخته‌اید؟ روی دست چپم صدای گیتارباس را روی کیبورد اسپیلیت کرده بودم و با دست راست هم کیبورد معمولی می‌نواختم. من در آن کنسرت چنین تجربه عجیبی با نیما داشتم و اتفاقاً این هم بدون تمرین بود.

  • * کلاً همه کار انجام می‌دهی!

همه می‌گویند آچار فرانسه هستم! مثلاً با گروه «دارکوب» در کنسرت کیش آنها درامز هم نواختم.

  • * این نکته تو در نوازندگی جالب است. چون معمولاً وقتی نوازنده‌ها در یک ساز حرفه‌ای می‌شوند، فقط در خلوت خود سراغ سازهای دیگر می‌روند.

من خیلی پیگیر هستم! در یک اجرا با سیروان خسروی فقط گیتار باس نواختم. کلاً دوست ندارم فقط به یک ساز محدود باشم.

  • * به نظر تو کدام نوازنده‌های پیانو و کیبورد در ایران شاخص هستند؟

در پیانو «رضا تاجبخش»، «امیر فتحی»، «مهدی فردی» و «پویا نیک‌پور» خیلی خوب هستند. در کیبورد هم «اشکان آبرون»، «سهیل اباذری» و «ساسان هاشمی» از جمله نوازنده‌های خوب کیبورد هستند. یک نوازنده جوان به نام «چنگیز قلندری» هم می‌شناسم که ساکن بندرعباس است و خوب ساز می‌زند.

  • * نوازنده‌های محبوبت در جهان چه کسانی هستند؟

فقط «جردن رودس».

  • * بهترین نوازنده‌ای که در کنار تو روی صحنه ساز زده کیست؟

این سوال خیلی سخت است چون در گروه حمید عسکری همه بهترین بودند. «نیما وارسته»، «امید حجت»، «ایمان حجت»، «رضا تاجبخش» و «علیرضا میرآقا» نوازنده‌های خوب آن گروه بودند. در کنسرت سیروان هم «نیما رمضان»، «آرش پژندمقدم»، «رضا تاجبخش»، «اشکان آبرون» و «امید حاجیلی» حضور داشتند.

  • * سوالی که درباره تو مطرح است این است که چرا طی همه سال‌های فعالیت‌ات، تا این اندازه گروه‌های مختلف را تجربه کرده‌ای و تغییر و تحولات زیادی در همکاری‌هایت داشته‌ای؟

سن کمی داشتم و می‌خواستم تجربه‌های مختلفی کسب کنم. نیما وارسته با سه گروه کار می‌کرد و من هم با آن سه گروه بودم و خاطرت کنسرت‌هایم با او را فراموش نمی‌کنم. رضا تاجبخش هم با گروه‌های مختلفی بود و من هم با او همکاری می‌کردم. یک مدت ساعت ده صبح به استودیو «دفینه» می‌رفتیم و تا چهارصبح فردا به همراه شش گروه مختلف تمرین می‌کردیم.

  • * فکر می‌کردم از آن دست نوازنده‌هایی هستی که نمی‌توانی با خواننده‌ها بسازی.

من با همه مسائل و مشکلات خواننده‌ها می‌سازم ولی بعضی از آنها به من کم لطفی کرده‌اند.

  • * کیفیت آموزش پیانو و کیبورد را در ایران چطور می‌بینی؟

برخلاف پیانو، به آموزش کیبورد بها داده نمی‌شود. چون در حال حاضر لپ‌تاپ و سیکوئنس آمده، البته من خودم هم از این امکانات جدید استفاده می‌کنم و این یکی از دلایلی است که کمتر به کیبورد بها داده می‌شود. نسل جدید نوازنده‌های سازهای دیگر خیلی خوب هستند ولی عملاً به غیر از چند نفر، نسل جدیدی در نوازندگی کیبورد نداریم.

  • * وضعیت آموزش کیبورد و پیانو در دانشگاه‌ها و آموزشگاه‌ها چطور است؟

در ایران آموزش کیبورد نداریم چون نوازندگی کیبورد با اُرگ فرق دارد. مثلاً اینکه یک korg pu80 بخرید و در عروسی بنوازید با نوازندگی کیبورد فرق دارد. چون نواختن کیبورد و سینتی‌سایزر کار ساده‌ای نیست و ساختن صدا و لهجه خوب، کار آسانی نیست. مثلاً «امیر فتحی» واقعاً لهجه سازش مشابه ندارد یا «سهیل اباذری» که یک لهجه ترکی جالبی دارد. با وجود این پیچیدگی‌ها برای کیبورد آموزش درست و کاملی در ایران نداریم. اما برای پیانو اساتید بسیار خوبی مثل «شایان تاجبخش»، «یلدا صمدی»، «سامان احتشامی» و «حمزه یگانه» داریم. البته خود من هیچ وقت سمت آموزش نوازندگی نرفتم چون اعصابش را ندارم! دو شاگرد داشتم و جلسه دوم آنها را بیرون کردم! (خنده) نوازنده خوب همیشه نمی‌تواند مدرس خوبی باشد و مدرس خوب هم به ندرت پیش می‌آید که نوازنده خوبی باشد.

  • * چه معضلات و موانعی برای آموزش کیبورد داریم؟

معضل اصلی این است که استاد خوبی برای کیبورد نیست و باید سعی کنیم اساتید خوبی در این زمینه تربیت کنیم.

  • * تو در برخی مقاطع زمانی، مقوله نوازندگی‌ات پررنگ می‌شود و در برخی مقاطع هم تنظیم‌هایی که انجام می‌دهی. چرا هر دو را موازی پیش نمی‌بری؟

حدود پنج ماه است که فقط روی تنظیم معطوف شده‌ام. در خانه هم یک استودیو درست ‌کرده‌ام و کارها را انجام می‌دهم. الان نوازندگی اولویت دوم من است. دورانی که نوازندگی برایم اولویت اول بود تمام شد.

  • * قبل از این گفت‌وگو با من در مورد بحث سندیکا یا یک انجمن برای نوازنده‌ها صحبت می‌کردی. در این زمینه پیشنهاد خاصی داری؟

من در حال حاضر ضبط استودیویی زیادی انجام نمی‌دهم ولی نوازنده‌ها باید یک سندیکا داشته باشند تا به چشم بیایند و قدرت تصمیم‌گیری داشته باشند. نه اینکه با وجود بزرگانی مثل «فیروز ویسانلو» و «بابک ریاحی‌پور»، چند نوازنده جوان و گمنام بخواهند قیمت آنها را بشکنند. الان درامرها برای خودشان یک انجمن دارند، گیتاریست‌ها هم چنین تصمیمی دارند ولی باید انجمن نوازندگان ایران داشته باشیم. در این انجمن باید برای موارد مختلف از جمله دستمزد ضبط‌های استودیویی تصمیم‌گیری شود.مثلاً «بابک ریاحی‌پور»، «فیروز ویسانلو»،«رضا تاجبخش»، «هومن غفاری»، «مسعود همایونی»و«همایون نصیری» و ده‌ها نوازنده حرفه‌ای دیگر باید خیالشان راحت باشد و بدانند یک مجموعه پیگیر مسائل و مشکلاتشان است.

منبع:
اختصاصی موسیقی ما

آلبوم «خشت‌های اصالت» منتشر شد.

با آهنگسازی و تنظیم حسین پرنیا

 آلبوم «خشت‌های اصالت» با آهنگسازی و تنظیم «حسین پرنیا» از سوی مرکز موسیقی حوزه هنری وارد بازار موسیقی شد.

این آلبوم شامل 15 قطعه است که کار تولید آن حدود یک سال و نیم طول کشیده است.

حسن ناهید (نی)، جمال جهانشاد (بربط)، سیامک نعمت ناصر (تار)، سیامک رئوفی (کمانچه و قیچک)، محمود فرهمند (تنبک)، صابر کاکاوند (تنبک)، مهدی رضایی (دف) و حسین پرنیا (سنتور) نوازندگانی هستند که در این آلبوم هنرنمایی کردند.

«حسین پرنیا» درباره ویژگی‌های این آلبوم گفت: «خشت‌های اصالت دارای 15 قطعه بی‌کلام است که 9 قطعه از آن در دستگاه همایون و 6 قطعه از آن در دستگاه راست پنجگاه ساخته شده است. این اثر اولین مجموعه‌ای است که با سازهای ایرانی به آثار تاریخی کشورمان می‌پردازد و در آن به بناهای تاریخی به عنوان نمادهای فرهنگی توجه شده است.»

علاقه‌مندان برای تهیه آلبوم‌ موسیقی «خشت‌های اصالت» به صورت نسخه اصلی می‌توانند به مراکز معتبر فروش محصولات فرهنگی و هنری سراسر کشور مراجعه نمایند.

کنسرت گروه موسیقی «آن» در نیاوران روی صحنه می‌روند.

پنجم مرداد و در قالب گروه «آن»

کنسرت گروه موسیقی «آن» که با حضور شاگردان زنده‌یاد محمدرضا لطفی شکل گرفته به سرپرستی «مهرزاد هویدا» و خوانندگی «مجتبی عسگری» پنجم مرداد ماه در نیاوران آثاری از «سپیده مشکی» را اجرا می‌کند.

در این کنسرت سپیده مشکی (آهنگساز، سه تار)، آریا محافظ (سنتور)، ساناز ستارزاده (تار)، سینا دانش (کمانچه)، سینا خشک‌بیجاری (تمبک)، نوا سلیمانی (عود)، آزاده شمس (قیچک)، هوشمند عبادی (نی)، مهرزاد هویدا (سرپرست گروه، دف) و مجتبی عسگری (خواننده) هنرنمایی خواهند کرد.

اعضای گروه «آن» سال‌های ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۳ جزو گروه نوازندگان گروه «شیدا» به سرپرستی محمدرضا لطفی بودند که همکاری آنها بعد از فوت زنده‌یاد لطفی نیز پایدار ماند و تا به امروز ادامه پیدا کرده است.  کنسرت مرداد ماه این گروه نیز در امتداد وفاداری گروه به شیوه و سبک نوازندگی گروه «شیدا» است که همچنان اعتقاد دارد باید شکلی جدی از موسیقی دستگاهی ایران را با بیانی جدیدتر به مخاطبان ارائه کرد.

گفت‌وگو با پیمان خازنی آهنگساز و نوازنده آلبوم «همهمه‌ی کاشی‌ها»

موسیقی ما – سما بابایی: «با چشمتان می‌شنوید» این تعبیری است که «نادر مشایخی» از آخرین اثر پیمان خازنی انجام داده است. این آهنگساز در آخرین تجربه‌ی خود این امکان را به مخاطب می‌دهد تا برداشت خودش را از اثر داشته باشد. برای همین است که تاکید می‌کند سه ضلع «من، شعر، شما» در آن نقش مهم دارد. اگرچه او در این اثر شعر را پنهان‌ کرده تا تاویل‌‍پذیری آن بیشتر شود. با او درباره‌ی این اثر و تجربه‌های ‍پیش رویش به گفت‌وگو نشستیم.

  • * *از آخرین اثرتان «همهمه‌ی کاشی‌ها»  شروع کنیم. این اثر تک‌نوازی تار است که به نظر می‌رسد شما در آن تلاش کرده‌اید، فرم جدیدی را در تارنوازی با همراهی شعر پیدا کنید.

«همهمه‌ی کاشی‌ها» آخرین اثری است که از من منتشر شد و در حالی‌که یک اثر تک‌نوازی بود، اما جزو سخت‌‌ترین آثاری بود که تاکنون آن را تألیف کرده‌ام. ممکن است فکر ‌کنیم زمانی که یک ارکستر بزرگ می‌نویسیم کار سختی انجام داده‌ایم؛ اما در این صورت، قسمتی از وظیفه‌ی انتقال زیبایی توسط نوازندگان صورت می‌گیرد و آهنگساز به عنوان کارگردان و طراح این جریان عمل می‌کند؛ اما در یک اثر تک‌نوازی، تنها خود صاحب اثر به عنوان نوازنده و ساز وجود دارد و مولف برای اینکه بتواند به آرمان‌ها و ایده‌آل‌های ذهنی خود برسد، کار بسیار دشواری را پیش روی دارد. همان‌طور که اشاره کردید، در این اثر به دنبال یک تجربه‌ و رفتار جدید بودم و به همین خاطر به سمت شعر حرکت کردم.

  • * با توجه به اینکه اثر بی‌کلام است، کارکرد شعر در آن به چه شکل است؟

من اشعاری را انتخاب کردم تا از خواندن آنها تاثیر بگیرم و خودم را وادار کنم رفتاری متفاوت با دیگر تارنوازان داشته باشم.

  • * این رفتار متفاوت چیست؟

از نظام صرفاً دستگاهی خارج شدیم. موسیقی ردیفی ما نمی‌تواند در تصویرسازی شعر نوی براهنی و نیما موفق باشد و من مجبور شدم تا یک سری هنجارها را بشکنم و بر اساس آن شعر، تجربه‌ی آزاد داشته باشم.

  • * با توجه به شرایط کنونی موسیقی، انتشار یک آلبوم تک‌نوازی چه توجیه هنری و همچنین اقتصادی داشت؟

هم‌اکنون دوران سختی در موسیقی ما وجود دارد که می‌توان برای آن دلایل گوناگون آورد؛ اما اگر بخواهیم نگاهی ساده به یکی از وجوه آن داشته باشیم، باید به این مساله توجه کنیم که در حال حاضر هر ایرانی -حتی در روستاهای دورافتاده- چند رسانه مثل تلگرام و اینستاگرام دارد و به همین خاطر موسیقی‌ها بسیار راحت کپی می‌شوند و از آن طرف مرز میان موسیقی مجاز و غیرمجاز شکسته شده است. در این فضا ما شاهد انتقال چند میلیون آهنگ به شکل روزانه هستیم که از این گوشی به آن گوشی می‌رود. حال سوال اینجا است که سهم «همهمه‌ی کاشی‌ها» در این مسیر چیست؟ من می‌گویم بسیار سهم کمی دارد. من و هم‌نسلانم در تلاش هستیم تا تنها چند مخاطب جدید برای موسیقی جدی ایجاد کنیم. در فضایی که مردم موسیقی‌های جدی را دنبال نمی‌کنند، ما تمام تلاشمان را می‌کنیم که از این سیل مخاطبان تعدادی محدود را به ساز زدن جدی، تحقیق و پژوهش تشویق کنیم و به همین خاطر است که من فکر می‌کنم اگر این آلبوم ۵۰ مخاطب را به این راه بکشاند به رسالت خود عمل کرده است. در عین حال من دنبال موج مردمی نبودم در غیر این صورت دنبال کلام و همکاری با خواننده‌های شناخته شده می‌رفتم. در واقع من این مجموعه را برای دل خودم کار کردم. برای اینکه تعدادی از مخاطبانم آن را درک کنند و به آن بپیوندند. می‌خواستم کمی جای مرزها را عوض کنم.

  • * چرا؟

چون فکر می‌کنم وظیفه‌ی نسل ما این است که با حفظ اندوخته نسل‌های پیشین کمی نوآوری کنند. سیستم صرفاً سنتی و نگاه دگم به موسیقی در جامعه‌ی امروز جواب نمی‌دهد و اگر بخواهیم در موسیقی رشد کنیم، باید مخاطب داشته باشیم و بنابراین مجبوریم دنبال مرزهای جدید برویم. این مساله در تمام هنرها مثل نقاشی، خوش‌نویسی، شعر، معماری و دکوراسیون هم دیده می‌شود و فعالان این هنرها مدام دنبال مرزهای جدید هستند، یعنی هم از مرزهای قدیم تاثیر می‌گیرند و هم حرف جدیدی مطرح می‌کنند.

  • * در حرف‌های شما یک پارادوکس مشاهده می‌شود. شما از یک طرف از موسیقی جدی می‌گویید و از طرف دیگر این‌که ردیف و موسیقی سنتی صرف نمی‌تواند در جامعه امروز حرفی برای گفتن داشته باشد. حال شما چگونه می‌خواهید مخاطبی که ممکن است چندان انسی هم با موسیقی دستگاهی ما ندارد، متوجه این موسیقی کنید؟ 

منظورم این نیست که بخواهیم توده‌ای از مخاطب را نشانه بگیریم و کسی که موسیقی پاپ یا موسیقی‌های سخیف گوش می‌کند را به تارنوازی جدی ترغیب کنیم. ممکن است این مجموعه بتواند تعدادی از افراد از طیف‌های مختلف را «بیدار» کند. هدف من بیدارکردن است؛ حالا ممکن است این اتفاق برای تعداد اندکی رخ دهد. احساس می‌کنم در فضایی که رفتار نوازندگان سازهای سنتی شبیه به هم است یک رفتار متفاوت می‌تواند مخاطب‌سازی کند. همیشه ما از تار یک نوع صدادهی شنیدیم که مبتنی بر موسیقی دستگاهی بوده یا این‌که به طور کامل در خدمت یک فرهنگ دیگر رفته و مثلاً موسیقی کلاسیک نواخته است؛ اما تلاش من این بود که هم زخمه‌های سنتی بزنم و هم یک نگرش جدید را با توسل به ادبیات ایجاد کنم تا این تک‌نوازی تار شبیه امروز صدا دهد.

  • * مدل نواختن مضراب‌‌ها و نزدیکی بیش از حد به خرک که صدای تندی ایجاد می‌کند و همچنین سرعت نوازندگی هم در این راستا بوده است؟

من در مقدمه آلبوم نوشتم: «من، شعر، شما» هر کدام از این اضلاع را اگر برداریم، در ارتباطی که باید با اثر گرفته شود، خلاء پیش می‌آید. من از یک سری شعرای معاصر و شناخته شده، مشهورترین شعرشان را انتخاب کردم. در هر کدام از این آثار رموزی وجود دارد که تلاش کردم آنها را کدگشایی کرده و به زبان موسیقی درآورم؛ اما با شکل امروزی. وقتی روی شعر «آی آدم‌‌ها» یا «دفِ» براهنی کار می‌کنم، باید رفتاری متفاوت داشته باشم.

  • * چقدر از این رفتار متفاوت از اساس نظام دستگاهی نشأت گرفته است؟

طبیعی است که از یک نظام کلی و دستگاهی تبعیت می‌کند. اگر من سنت را نشناسم، کاری که انجام می‌دهم از هویت خارج می‌شود؛ اما من تلاش می‌کنم آگاهانه و با احترام مرزهای سنت را کنار بگذارم، ضمن اینکه در این اثر از جریان شعر نیز استفاده کرده‌‌ام. فکر می‌کنم در سرزمین ما شعر چند قدم جلوتر از موسیقی حرکت کرده و  شاید شعر شاخص‌ترین هنر ما باشد. حرکت به سمت ادبیات به موسیقی من رنگ دیگری داده و موسیقی متمایزی را به وجود آورده است.

  • * چقدر از این قطعات بداهه است؟

تقریباً تمام آنها به صورت بداهه نواخته شده است. تنها قطعه‌ای که با تمرین بداهه شکل گرفت، شعر استاد کدکنی بود که عنوان «همهمه‌ی کاشی‌ها» نیز از آن گرفته شد. من این قطعه را تمرین کردم و پیش‌ساخته‌هایی در ذهن داشتم که بر اساس آن شعر به آن فکر کرده بودم، در دیگر قطعات هیچ پیش‌فرضی نداشتم.

  • * حتی اینکه در چه دستگاه یا گامی نواخته خواهد شد؟

هیچ. البته هر کدام از این قطعات چند بار بداهه‌نوازی شدند که در بار دیگر شکلی متفاوت به خود گرفتند؛ برای مثال یک روز حسم روی تونالیته‌ی مینور بوده و در تجربه‌ی بعدی در گام دورین نواختم. در واقع حس درونی‌ام را در تونالیته‌‌های مختلف به صورت بداهه پیاده کردم و گاهی در یک ضرباهنگ، ریتم و تونالیته‌ی دیگر حرکت کردم.

  • * تا زمانی که شما بداهه‌نوازی صرف می‌‌کنید، این مساله قابل پیش‌بینی است؛ اما شما بر اساس شعر این تک‌نوازی‌ها را انجام داده‌اید. بر اساس حال و هوای کلی شعر، گام و دستگاه را انتخاب نمی‌کردید؟‌

ببینید من به «حال» و «لحظه» اعتقاد بسیاری دارم و بیشتر قطعاتم را در لحظه ساخته‌ام؛ چون اعتقاد دارم گاهی اوقات، اتفاقات خوب پشت هم می‌افتد و ممکن است روزی هم روزِ کار نباشد. فکر می‌کنم دو نوع فعالیت هنری وجود دارد: جوششی و کوششی. سعی می‌کنم همیشه با جوشش حرکت کنم. احساس می‌کنم اگر احساساتم را با هیجانات لحظه خلق کنم، ماندگاری بیشتری خواهد داشت. من برای این اثر همین ۶ شعر را انتخاب نکرده بودم، تعدادی شعر انتخاب کردم که بعدها به این نتیجه رسیدم که انتخابشان درست نبوده و هر چه تلاش کردم نتوانستم اتفاقی موسیقایی با آنها رقم بزنم.

  • * مثلاً چه شعری؟

مثلا هرچه کردم نتوانستم اتفاقی را در شعر «فروغ» ایجاد کنم یا شعرایی بودند که نگاهشان شبیه شاعری دیگر بوده است. سعی می‌کردم درباره زندگی این شعرا بخوانم تا آن نگاه و تاثیر در من به وجود ‌آید. در تمام این مدت هم با آرامش مسیر را طی می‌کردم و فعل و انفعالات در قسمت زیادی خود به خود به وجود می‌آمد. ضمن آن‌که قرار نبود ترجمه‌ی عین به عین از این اشعار داشته باشم؛ چون آن شعر را کوچک می‌کرد. هر کدام از این آثار می‌توانست نت‌های خودش را داشته باشد. در آن جوشش با نوازش روی شعر، خودش ملودی را به من هدیه می‌داد و من آن را بداهه‌نوازی می‌کردم.

  • * به نظرتان این قطعات هم مانند آن اشعار ماندگار خواهد بود؟

نمی‌دانم؛ اما بیش از این‌که بخواهم این شیوه‌ی نوازندگی و آهنگ ماندگار شود، دلم می‌خواهد دامنه‌‌ی این پژوهش ماندگار شود و اگر تاریخ یک دهه یا نیم‌قرن از تارنوازی ورق خورد به عنوان یک نگاه متفاوت به آن پرداخته شود. من در این اثر از یک تارناکوک و در عین حال کوک استفاده کردم، تونالیته ثابت نیست، یک نظم در بی‌نظمی است. تاری که به شکل دفرمه از آن استفاده می‌شود. تا پیش از این نوای تار یا طرب‌انگیز بوده یا محزون؛ اما الان صدای جدیدی می‌دهد که در قطعاتی چون قطعه براهنی یا نیما شبیه گذشته نیست. شاید این تئوری ابتدایی باشد اما در آثار بعدی‌ام به شکل عمیق‌تری به آن نگاه شده است. من دارم سازهای دیگر چون کمانچه، کمانچه آلتو، سنتور، نی و قانون را نیز در این سمت و سو حرکت می‌دهم. در مجوعه‌ی بعدی به سوی اشعار «فیتز جرالد» استفاده می‌کنم و از دفرمگی سازهای ایرانی و کشورهای اطراف یک مجموعه‌ چند زبانه شکل می‌‌دهم. این مجموعه جواب خودش را به من داد و حالا فکر می‌کنم در گروه‌نوازی ایرانی مرزهای جدیدتری را تجربه کنم.

  • * در هارمونی هم این اتفاق رخ می‌دهد؟‌

قاعدتاً ترکیبی از هارمونی مدال و تونال را در این مجموعه دنبال می‌کنم. نغمه‌ها به شکل نغمه‌های ثابت زده نمی‌شود و در یک تونالیته‌ و ریجیست جدید و البته پای‌بند به اصالت‌ها رخ خواهد داد.

  • * برداشت شما از شعر باز هم مانند این اثر به شکل فرامتنی است یا این‌که اثر باکلام خواهد بود؟

متن به صورت انگلیسی روایت می‌شود؛ البته در حالت دکلماسیون نیست، نوعی نریشن و گویندگی است. چون در دکلمه، حس و حال به مخاطب القا می‌شود و ما چنین قصدی نداشتیم.

  • * نسل شما مدام از نوآوری حرف می‌زند. ضرورت توجه به این مساله در چیست؟

امروز ویژگی‌های خودش را دارد؛ البته موسیقی دستگاهی ما برایمان بسیار باارزش است؛ چون ما با یاد گرفتن از آن موسیقی حرف‌‌های جدیدی می‌زنیم؛ اما نمی‌توان این مساله را فراموش کرد که حرف امروز را با گوشه و دستگاه نمی‌شود زد. عواطف جامعه امروز باید با اصوات امروزی ساخته شود.

  • * اما ما هنوز سعدی و حافظ می‌خوانیم و احساس می‌کنیم حرف امروز را می‌زند.

سعدی در زندگی جوان امروز ما چه نقشی دارد؟

  • * ممکن است در تمام لحظات زندگی‌اش جاری نباشد؛ اما حرفش کاملاً امروزی است.

بینش این افراد نادر و ویژه است. این‌ها به اندازه‌ای آینده را بزرگ دیده‌اند که توانسته‌اند کلامی را بگویند که همچنان پس از قرن‌ها پویا است. آرزوی هر هنرمندی است که بتواند به این پویایی دست پیدا کند. اما جامعه‌ی امروز خاصیت خودش را دارد؛ ضمن اینکه آیا اگر امروز سعدی متولد می‌شد باز هم می‌توانست همان کلام را بگوید و این جایگاه را داشته باشد یا نه؟ امروز دیگر سعدی و حافظ نمی‌خواهد چون آنها هستند و ما بر استناد بر اشعار آنها شاعران دیگری چون شاملو را نیاز داریم که در ادبیات امروز پرچم‌دار می‌شود. آیا نمی‌توانیم بگوییم که اخوان‌ها و شاملوها از حافظ و سعدی اشباع شده‌اند و شیوه‌‌ی جدیدی خلق کرده‌اند؟

  • * اما ما هنرمندی مثل حسین منزوی هم داریم.

این اتفاق در موسیقی هم رخ داده است. ما در موسیقی هم بزرگانی چون حنانه، تجویدی، علیزاده، لطفی و مشکاتیان را داریم که ارزش‌های دوران خودشان را شناختند و با توجه به استعداد شگرفشان متوجه این مساله شدند که در چه زمان و مکانی زندگی می‌کنند و با توجه به این شناخت‌های کلی که به دست آوردند، آثارشان را خلق کردند. البته آنها آدم‌های خوش‌شانسی بودند، چون خداوند به آنها «قدرت خلق» هدیه داد. افراد زیادی هستند که می‌نوازند و شعر می‌گویند، اما قدرت خلق ندارند و کسی که این موهبت را دارد، خداوند مسئولیت بسیار بزرگی به او داده است.

  • * اینجا یک مساله پیش می‌آید و آن این‌که آیا ما از تمام ظرفیت‌های موسیقی سنتی ایران با قدرت کافی بهره برده‌ایم که حالا این ادعا را داریم که نمی‌شود با آن حرف امروز جامعه را زد؟ آن هم در حالی که ما الگویی مثل چاوش داریم که به هر حال توانست با همین دستگاه‌ها و گوشه‌ها آثاری خلق کند که اتفاقاً حرف زمان خودش را به بهترین شکل و با مستحکم‌ترین موسیقی بیان می‌کند.

در موسیقی سنتی ایران چند صد گوشه وجود دارد که تنها بخشی از آن‌ها برای مردم قابل فهم است. برای مثال آواز همایون این خصوصیت را دارد یا  به دلیل این‌که نغمه‌ی لالایی در گوشه‌ی بختیاری است، مردم این نغمه را می‌شناسند. نمی‌توانیم بگوییم تمام گوشه‌‌ها کاربردهای مردمی داشتند و حالا ندارند. خیلی‌ از گوشه‌ها تنها برای این است که هنرجوی موسیقی با این موسیقی آشنا شود. در اوایل انقلاب به خاطر جریان‌های سیاسی و اجتماعی موسیقی ما توانست جایی برای خودش باز ‌کند و البته در این میان هوش آهنگساز و شاعر و نوازندگان هم موثر بوده است.

  • * شرایط اجتماعی یک مساله است، اما به هر حال خود آثار هم قدرتی داشتند که اگر تعارفات را کنار بگذاریم بخش مهمی از آثار کنونی فاقد آن هستند.

این مساله را می‌شود از جنبه‌های مختلف بررسی کرد که کم‌کاری موسیقی‌دانان و همچنین بی‌مهری مخاطبان از جمله‌ی آن است. ما در گذشته آثاری داشتیم که بیش از یک میلیون نسخه فروخته، حالا اما کسی هزینه‌ای برای موسیقی نمی‌کند.

  • * آخر چرا مخاطب باید این آثار را بخرد؟!

ما ۸۰ میلیون جمعیت داریم، تیراژ کتاب و موسیقی ما چقدر است؟ این فقط ناشی از ضعف این آثار نیست، بخش مهمی از آن به خاطر بی‌توجهی مخاطبان است.

  • * شما خودتان چقدر کتاب و سی‌دی می‌خرید؟

من تمام آثار را می‌شنوم و آنهایی را که خوشم بیاید خریداری می‌کنم. من همیشه سی‌دی و کتاب هدیه می‌دهم.

  • * چه آلبومی مثلا؟

نگویم بهتر است!

  • * اتفاقاً بگویید.

مثلاً تا به حال چندین جلد کتاب «بی‌شعوری» را به دیگران هدیه کرده‌ام. اما در کنار تمام این‌ها فراموش نکنید که نسلِ ما با انفجار متخصص و کسانی که کار هنری می‌کنند، مواجه است. در حال حاضر هزاران فعال موسیقی وجود دارد که کنسرت می‌دهند و آلبوم منتشر می‌کنند و این در حالی است که ظرفیت سالن‌های ما کمتر شده است. گلوگاه تنگ شده و به همین خاطر هنر ما تبدیل به یک جزیره‌های کوچک شده است. ما اهالی موسیقی همدیگر را نمی‌شناسیم چون رسانه نداریم. در حالی که در سینما و ورزش این اتفاق نمی‌افتد. یک انزوا در جامعه‌ی موسیقی وجود دارد که انگار همه با هم قهر هستند. «بهداد بابایی» در مصاحبه با سایت شما به این مساله اشاره کرده‌اند که جامعه‌ی موسیقی تا کنون این همه از هم دور نبوده است. این‌ها همه مشکلاتی است که ما با آن مواجه هستیم.

  • * قرار نیست کنسرتی از «همهمه‌ی کاشی‌ها» برگزار شود؟

من خیلی وضعیت کنسرت ها را دوست ندارم. صدابرداری‌ها چندان خوب نیست و تنها چند ساعت مانده به برگزاری کنسرت، سالن را در اختیار هنرمند قرار می‌دهند. وضعیت دکور هم تعریفی ندارد. مجموع این شرایط باعث می‌شد که تن به برگزاری کنسرت ندهم. یعنی در این سال‌ها تمام تلاشم را کردم تا روی صحنه نروم مگر این‌که به درستی این کار انجام شود تا این‌که با «رضا موسوی» به این نتیجه رسیدیم پرفورمنسی به نام «تار و دیوار» را در سالن رودکی با پرفورمر و موسیقی و انیمیشن اجرا کنیم و در این میان نوازندگانی هم در کنار من هستند که به صحنه اضافه می‌شوند و قطعاتی از آلبوم شوخی هم اجرا می‌شود.

  • * سال گذشته هم در یونسکو اجرا داشتید.

من خودم را خیلی آدم خوش‌شانسی می‌دانم که آثارم در آن صحنه اجرا شد. هر سال جشن یونسکو در یک شهر برگزار می‌شود و سال گذشته در دهلی نو این اتفاق افتاد و ما قطعاتی را اجرا کردیم و یکی از شبکه‌ها به صورت زنده پخش کرد.

منبع:
اختصاصی موسیقی ما

کیوان ساکت خواستار پخش ربنا استاد شجریان شد.

با اشاره وحید تاج به خسرو آواز ایران در کنسرت گروه وزیری

کیوان ساکت در کنسرت چهارشنبه‌شب گروه وزیری که در ماه مبارک رمضان روی صحنه رفت همانند دیگر هنرمندان خواستار پخش ربنا استاد شجریان شد و برای خسرو آواز ایران آرزوی سلامتی کرد.
به گزارش خبرنگار ریتم نو کنسرت خیریه گروه وزیری به سرپرستی کیوان ساکت و خوانندگی وحید تاج با حمایت از زنان سرپرست خانوار و باهمت بنیاد خیریه فیروز نیا ۱۰ خردادماه سال جاری در تالار وحدت برگزار شد.
کیوان ساکت در ابتدای برنامه ضمن تشکر از بنیاد خیریه فیروز نیا که در شرایط دشوار امروز به فکر بخشی از هم‌وطنان یعنی بانوان سرپرست خانوار است، گفت: «برنامه ما در این دو نوازی نخست چیز دیگری بود اما به توصیه دوستان این برنامه را اجرا می‌کنیم و خواهش من از کسانی که در سالن حضور دارند این است که بنیاد را حمایت کنند تا نشان دهیم با تمام فشارها، دشواری‌هایی که هرکدام داریم هنوز معرفت، اخلاق و انسانیت در جامعه ایرانی نمرده و نخواهد مرد!»
آهنگساز و سرپرست گروه وزیری همچنین با اشاره به استفاده از کلمه «سپاس» و ارزش آن بیان کرد: «ما بابیان این کلمه، سه نیروی زیبای «گفتار نیک، اندیشه نیک و کردار نیک» را برای دوستانمان می‌خواهیم و سپاس بر همه شما!»
بخش نخست این برنامه با دو نوازی سه‌تار و پیانو همراه بود که کیوان ساکت همراه با نواختن ساز سه‌تار به دکلمه شعر «دست» فریدون مشیری پرداخت و هم‌زمان مخاطبان این هنرمند که امکان حضور در سالن را نداشتند از طریق صفحه شخصی ایشان در اینستاگرام به‌صورت لایو شاهد این دو نوازی بودند.
بخش دوم این کنسرت با ضربی برگ و باد آغاز شد و مخاطبان شاهد اجرای سازوآواز بانوای ساز نی، عود و کمانچه بودند و تصانیف فسانه، وای بر دل من، بی کاروان کولی و ای ایران از ساخته‌های کیوان ساکت با صدای وحید تاج به اجرا درآمد و در بخش دیگری از این اجرا، چهارمضراب شوشتری، ضربی سه‌گاه، تک‌نوازی دف شنیدنی شد.
کیوان ساکت پس از اجرای تصنیف «بی کاروان کولی» گفت: «همه شما مطلع هستید که اشاره وحید تاج به خسرو خوبان، خسرو آواز ایران است. بدون شک هر ایرانی فرهیخته نه هر انسان علاقه‌مند به هنر در هرکجای این کره خاکی پیر که روزگار سپری می‌کند، هر صاحب‌ذوق و تفکر و اندیشه‌ای، هر علاقه‌مند و شیفته خنیای ایرانی اگر تنها سه آرزوی بسیار مهم در اوج آرزوهای خود داشته باشد یکی از آن‌ها بهبود استاد محمدرضا شجریان است.»
وی که بابیان این جملات مورد تشویق حاضران قرار گرفت، ادامه داد: «همان‌طور که یکی از دولتمردان به‌درستی اشاره کردند که هنرمندان سرمایه‌های واقعیِ هر اقلیمی هستند به‌ویژه اقلیم کهنی چون ایران عزیزمان! کم اقبالی نیست که تمام مردم یک سرزمین به یک هنرمند رأی عالی دهند. من فکر می‌کنم پخش ربنای استاد شجریان و آرزوی بهبودی ایشان آرزوی همه ما ایرانی‌ها و لااقل تمامی حاضران در کنسرت امشب است و امیدوارم این آرزوها جامه عمل بپوشد.»
سروش عازمی خواه (پیانو)، مهدی غلامی (دف)، اشکان مرادی (کمانچه)، سالار زمانیان (تار)، کیارش ساکت (تار) و علی‌اکبر خادم (تمبک) اعضای گروه «وزیری» به سرپرستی «کیوان ساکت» آهنگساز ، تنظیم و نوازنده تار را به خوانندگی «وحید تاج» تشکیل می‌دادند و «بهنام ابوالقاسم» نوازنده پیانو نیز در بخش نخست کیوان ساکت را همراهی کرد.
گفتنی است؛ بخشی از عواید کنسرت خردادماه گروه وزیری به بنیاد خیریه فیروز نیا، که بیشتر زنان بی‌بضاعت و سرپرست خانوار را تحت پوشش دارد، تقدیم شد.

گزارش کنسرت گروه وزیری به خوانندگی وحید تاج به روایت تصویر

نویسنده : مریم رفائی
منبع: ریتم نو

موسیقی از دیدگاه عرفانی

مقدمه

سماع در عرفان و تصوف، پیش از آنکه اشکال متطور در نحله های گوناگون صوفیه پیدا کند، همواره در مسیر تاریخ مظهر و آینۀ باطنیات و احساسات بشر بوده است.

از آن زمان که مخترع و مبدع علم موسیقی «فیثاغورث» حکیم یونانی (قرن ۵ ق.م) با آن صفای باطن و ضمیر پاک و ذهن روشن، جان خود را به عالم بالا عروج داد و نغمه های افلاک و اصوات حرکات کواکب را سماع کرد و بر اساس آن، علم الحان و ایقاع و موسیقی را ترتیب نهاد؛ تا این روزگار، موسیقی و سماع الحان و اشعار در مذاهب و ادیان و فرهنگ های گوناگون بشری، صور و اشکال متفاوتی داشته، بالتبع بر اساس مبانی و اصول سلوک عملی و عرفان نظری آنها تکامل یافته است.

«یوحناکسیان» راهب شهیر مسیحی (قرن ۵ ه . م) در کتابی که به نام «النظم» تألیف کرد، در آن آداب محفل سماع رهبانیت را در قالب تازه ای مطرح ساخت. از آن زمان به بعد در مجلس سماع، گروهی راهب گرد هم جمع می شدند و شخصی خوش صدا به خواندن مزامیر و سرود های مقدس و اشعار مذهبی       می پرداخت. مزامیر به حسب حالات و مقتضیات و استعداد مستمعین با انتخاب معانی متفاوت خوانده    می شد و در اینگونه مجالس، دعا، حرکات بدنی صعقه و فریاد و اظهار تواجد سخت رواج داشت.

تعیین دقیق زمان و شخص مبدع و مروّج اصلی سماع در تصوف اسلامی، امری دشوار به نظر می رسد، لیکن از مطالعه و بررسی تاریخ آن می توان عارف بزرگ و نامور «ذوالنون مصری» را که در اوایل قرن سوم هجری پر آوازه شد، از چهره های برجسته در ترویج و ابداع آداب اسماع بر شمرد. وی را یونانیان «لاتوپولیس»    می گفتند.

در آن زمان، او با «فلیمون» قدیس دوستی و قرابت تام داشت. فلیمون کسی است که به پایه گذار دیرنشینی در عالم شرق و غرب معروف است. بدین روی، تلفیق و تطبیقی که ذوالنون از آداب رهبانیت و قسمتی از اسلام طرح کرد، ابداعی بود از وی با آمیزه هایی از دیانت مسیحی، و طبیعی است که وی با رویارویی فقیهان هم عصر خود مواجه گردد.

موسیقی در اسلام

در اسلام خواندن قرآن با صدای خفیف و بدون صوت در نماز تشریع شد و در غیر آن تلاوت آیات کلام الله با آهنگ خوش موسیقایی، همچون الحان عرب، تأکید و تصریح گردید. از این روی، تلاوت قرآن با آهنگ دلنشین ، روحبخش و حزین، مطابق الحان صحیح عربی به عنوان موسیقی اصیل در اسلام مورد تنصیص و توصیه از طرف رسول اکرم (ص) و امامان معصوم (ع) قرار گرفت.

در صدر اسلام بسیاری از مشرکان و اهل کتاب، تنها با شنیدن موسیقی و آهنگ جانفزای قرآن، ایمان آوردند. در روایات فریقین (شیعه و سنی) آمده که پیامبر گرامی فرمودند: همه انبیاء خوش صدا مبعوث شدند، و درباره خود فرمودند: «اوتیت مزما راً من مزامیر آل داود» یعنی به من مزماری از مزامیر داود داده شد، کنایه از اینکه من هم دارای صوت زیبا و لحن خوش داودی هستم چنانکه در جای دیگر فرمودند: چون مردم طاقت شنیدن صدای مرا ندارند، قرآن را به صوت نمی خوانم. درباره حضرت سجاد (ع) نقل است که وقتی قرآن می خواندند، سقایانی که از آنجا می گذشتند، چنان از صوت حضرت سجاد (ع) لذت می بردند که نه تنها سنگینی بار مشک ها را احساس نمی کردند، که گاه از فرط خوشی از هوش و حال می رفتند.

در مرحله دوم، خواندن و سر دادن اذان، مدایح، قصاید و ذکر مصائب در همان دوران مرسوم گردید، چنانکه در روایت آمده که معصوم (ع) به نوحه خوان خوش صدایی فرمود: همان طور که بلدی بخوان.

اما در اینگونه مجالس، هیچ رسمی خلاف اخلاق و ادب اسلام وجود نداشت. اگرتغییر انبساط و انقباضی در روح مستمع پدید می آمد، دل حرکت می کرد، اشک سرازیر می شد و آه و ناله بر مصائب شهدای صدر اسلام و سید الشهداء علیه السلام بلند بود ولی هرگز نهایتاً توأم با حرکات بدنی موزون یا مضطرب نبود. طبق سفارش نبوی، برخی که از فیض محروم می ماندند، به تباکی و اظهار حالت بکاء در می آمدند. وقار، متانت، سکون، توجه و اخلاص را شرط قبولی و کمال عبادات و اذکار و ادعیه می دانستند، در حالی که در آداب سماع، تواجد ریایی در حالات متظاهران به عرفان دیده می شود. لذا بزرگانی چون جنید بغدادی، بایزید بسطامی، قشیری و ابن عربی، این عمل را ناشایست می خواندند.

از جمله بدعت ها در این مراسم که سخت مورد طعن و نکوهش بسیاری از عرفای حقیقی واقع شد، استفاده از آلات و سازهای موسیقی مانند: دفّ و نی بود که از آن به همراه آوازها و سرودهای خود بهره می گرفتند و ناپسندتر اینکه همراه با تلاوت و موسیقی قرآن به نواختن سازهایی پرداختند، چنانکه شبیه این کار در رهبانیت مسیحی با خواندن مزامیر کتاب مقدس انجام می گرفت و گروهی فریب خورده را بدین نهج ترغیب می کرد.

خرقه پاره کردن، در اوج حالت جذبه و وجد نیز از آدابی بود که در رهبانیت مسیحی، ابتدا توسط دو کشیش به نام های «بوس و آنطون» بدعت نهاده شد. مطابق عقیده آنها، وقتی مستمع (واجد و مجذوب) به اوج وجد می رسد، به حرکت در می آید و با حرکات (موزون یا مضطرب)، عمامه یا ردایی که بر اوست بر زمین      می افکند، قوال آن را بر می دارد و دیگران برای گرفتن تکه ای از آن با قوال به کشمکش می پردازند؛ چون معتقدند خداوند به شخص واجد، عنایت فرموده و ردای او با برکت شده و دقیقاً این آداب با اختلاف اندکی در صوفیه مرسوم شد و البته مورد منع و نهی بزرگان عرفان واقع شد.

این عربی در رسالۀ روح القدس – که به تفصیل خواهد آمد – این گروه از متظاهرین صوفیه را به شدت مورد طعن و نکوهش قرار می دهد سماعی که او مطرح می کند، خالی از هرگونه شائبه و آداب و رسوم است و بلکه تنها سماع حقیقی همان سماع کلام حق و قرآن کریم است.

اکنون با ذکر این مقدمه به تبیین دیدگاه شیخ اکبر، محیی الدین ابن عربی می پردازیم.

۱-ظهور هستی با سماع کلام حق است.

شیخ اکبر محیی الدین ابن عربی، دو باب مبسوط از کتاب فتوحات مکّیه را به سماع، و سه باب را به حالت وجد و تواجد و وجود، اختصاص داده و در دیگر آثار خود نیز اشاراتی نموده است. اینک گزاریشی از آراء او در این نوشته، طرح می گردد.

این عربی معتقد است که مطابق آنچه از قرآن کریم و نصوص دینی دریافت می گردد، این نکته واضح است که همه چیز در این عالم، تسبیح گوی خداوند سبحان است. «و ان من شیء الا یسبح بحمده» و چون همه عالم در حرکاتی موزون و با فواصل و تناسب خاص با شوق عشق به سوی مقصدی معلوم، طیّ منازل       می کند «و کل فی فلک یسبحون» همه در فلکی شناورند، بدین روی، دارای نغمه های موزون می باشند و به تعبیر محیی الدین: جملگی ایقاع الهی و قول ربّانی ساز کرده اند که تنها اهل صفای دل و کشف و شهود، سامع و ناظر آن هستند.

چو شوریدگان می پرستی کنند                      به آواز دولاب مستی کنند

این عربی تحقیق وجود و آفرینش را منوط به سماع کلام حق ذکر می کند. وی در ابیاتی می گوید:

لولا سماع کلام الله ما برزت                          اعیاننا وسعت منه علی قدم

اگر گوش دل به کلام حق گرفته نمی شد، هستی ما ظهور نمی کرد و قدمی به عرصۀ وجود، پیش نمی نهاد.

الی الوجود و لولا السمع ما رجعت                   علی مدارجها لحاله العدم

و اگر سمع و شنودی نبود، از کتم عدم رجعتی به هستی نداشت.

فنحن فی برزخ والحق یشهدنا                        بین الحدوث و بین الحکم بالقدم

پس ما در برزخی هستیم مشهود حق، در حالی که میان حدوث و پیوستن به قدم سرگردانیم.

لیس التکونّ ممّن لا کلام له                         ان التکون عن قصد و عن حکم

شدن و وجود یافتن منوط به استماع کلام حق است که با اردۀ ازلی و حکمت او تحقق می پذیرد.

محیی الدین با استفاده از آیه کریمه «انما قولنا لشیءٍ اذا اردناه ان نقول له کن فیکون» می گوید: متعلق هستی و متعلق این امر تکوینی کلام حق (متکون) است. کلام، مشتق از کلم به معنای جرح یعنی اثر مانده بر جسم مجروح است. پس وقتی با آن امر، کلام حق حادث شود و اهل الله این کلام را به دل بشنوند و آن را فهم کنند از وجد به وجود و شهود رسند، چنانکه همه هستی چون کلام حق را فهم کردند، ظهور عینی یافتند، ابتدا به وجد آمدند و سپس موجود شدند و لذا پس از حصول فهم آن کلام بود که فرمود: «فیکون» و به قول شمس مغربی، شاعر عارف قرن هشتم:

از سماع قول «کن» و زنغمۀ «روز الست»          نیست جان ما دمی خالی ز فریاد و خروش

۲- انواع سماع

سماع مطلق و سماع مقیّد

سماع مطلق، آن است که هر چیزی برای اهل الله، آهنگ و نوایی دارد و آیه و نشانی از حق. مظهری است که آهنگ صدای ربانی در اوست و ایقاع و تلحینی الهی بر اوست. سماع مطلق، از قید هر نغمه و ترنّمی، منزّه و مبرّاست. از نظر ابن عربی، دل عارف سالک، قید و بند و قالب نغمه پسند نگرفته و هر چیزی، در حال نغمه سرایی است و روزنۀ گوش دل او، مستمع اصوات عالم افلاک و اشیاء ارض و سماست.

اما سماع مقید و سماع طبیعی یا به اصطلاح فقهی و تعبیر ابن عربی، غناء و موسیقی، با نغمه سرایی، الحان خوش و ایقاع موزون و دلنشین همراه است و وجه تمایز این دو با هم این است که در سماع مقید، فهم معانی شرط نیست. حصول حالت وجد و حرکت حقیقی و باطنی تنها در سماع مطلق است که در آن فهم معانی موجد و محرک است. این ادراک و اشراق باطنی، جان و روح را تعالی و فروغ می بخشد و در او علم و نور و حقیقتی می افزاید. بدین روی، نوع حرکتی هم که از آن ناشی می شود، بیانگر نوع سماعی است مطلق بوده یا مقید، یعنی اگر حرکت دوری باشد، خود دلیل این است بر اینکه نوع سماع، طبیعی و مقید بوده، زیرا حرکت دوری از روح حیوانی بشر ناشی می شود که آن مادون طبیعت و ذیل گردش افلاک است، در این صورت تفاوتی میان او با یک حیوان نیست. و به قول محیی الدین، چگونه می توان امید به رستگاری چنین کسی داشت که قادر نیست بین درک فهم خود با نوع حرکت و وجدانش تمییز قائل شود؟!

با وجود این، معتقد است، برای عارف حقیقی، سماعی جز سماع مطلق سزاوار نیست و مشفقانه به دوستان خود توصیه می کند که از سماع مقید یعنی سماع الحان و نغمه های موزون طبیعی (که با اشعار وصفی و خیالی بی محتوا که سودمند نیست) بپرهیزند و لذا تنها کلام حضرت حق و ذکر حکیم متعال را سفارش  می کند و در ابیاتی چنین می گوید:

خذها الیک نصیحه من مشفق                        لیس السماع سوی السماع مطلق

واحذر من التقیید فیه فانه                            قول یفنّد عند کل محقق

ان التغنی بالقرآن سماعنا                             والحق ینطق عند کل منطق

والله یسمع ما                                          یقول عبیده من قوله فسماعه بتحقق

یعنی: از دوست شفیق خود، نصیحتی بشند که جز سماع مطلق، سماعی دیگر نیست.

از سماع مقید بپرهیز که آن، از نظر محققی قولی ناصواب و ضعیف است.

«تغنی با قرآن» سماع اصلی ماست که حق با هر زبانی می خواند.

و هم او آنچه را به زبان عبد جاری است، گوش فرا می دهد و سماع حقیقی از اوست.

۳- سماع و مسأله وحدت وجود

از نظر محیی الدین که از پایه گذاران مکتب «وحدت وجود» است، حقیقت وجود اصل و منشأ جمیع آثار است.

هستی خیر محض است و مطلق است از جمیع قیود و هیچ وجود و موجودی جز حق تعالی نیست، نهایت اینکه این حقیقت صرف و واحد، شئون و تعینات و تجلیات و ظهوراتی دارد که در اعیان ثابته و مظاهر اذهان و موجودات خارجی ظهور می یابد و در نتیجه این ظهور و تجلی، کثرت پیدا می شود و عالم پدیدار می گردد. پس هم حق وجود دارد هم خلق، هم وحدت است هم کثرت، نه کثرت اعتباری است که ذات حق تعالی – نعوذ بالله – با ذات دانی خلق تنزل یافته و حلول یا تعطیل احکام لازم آید، بلکه حق، حق است و خلق هم خلق، منتها اگر این حقیقت حقه و بسیط نبود، دیگر ظلّ و سایه ای پدید نمی آمد. پس اگر از حیث وحدت ظهورش در صور اعیان و موجودات و قبول احکام آنها خلق است اما به اعتبار احدیّت ذاتی حقه و اسماء ذاتی در حضرت الهیّت، دیگرخلق نیست، بلکه حق متعال است از خلق.

و فی کل شیء                                         له آیه تدل علی انه عینه

هر چیزی آیه ای از اوست که آن دلالت می کند که وجود او با حق یکی است.

در جای دیگر می گوید:

فما نظرت عینی الی غیر وجهه                      و ما سمعت اذنی خلاف کلامه

فکل وجود کان فیه وجوده                            و کل شخیص لم یزل فی منامه

چشمم به وجود روی او به چیزی ننگریسته و گوشم جز سخن او سخنی نشنیده است.

پس هر وجودی در مرتبۀ وجود او واقعیت دارد. و هر کسی همواره در مکان آرامش او آرمیده است.

با این توضیح کوتاه، معلوم می گردد که ابن عربی، سماع را از منظر مکتب وحدت وجودی خود می نگرد و تعریف و توصیف می کند و بالتبع سماع مطلق را بر سماع مقید ترجیح می دهد. و می گوید:

ان التغنی بالقرآن سماعنا                             والحق ینطق عند کل منطق

به اعتقاد او هر موجودی، وقتی کلام حضرت حق و امر او را فهم کرد به وجد می آید و وجود می یابد و حال آنکه سماع طبیعی (غناء) مرحله نازل روح انسان است که او را محدود می کند و چیزی جز استماع صرف نغمه های خوش نصیب او نمی گرداند. چه، آن نوع فهمی که او قائل است، با سماع مقید قابل جمع نیست. برای عارف اهل الله، سماع مطلق قابل درک نیست و آنچه بزرگان آن را ترک و نهی کرده اند، نوع سماع مقید یعنی همان غناء است. ابن عربی حکایتی را از استاد خود، ابی السعود شبلی بغدادی نقل می کند که از وی درباره سماع پرسیدند. گفت: بر مبتدی حرام و منتهی و عارف بی نیاز از آن است و تنها افراد متوسط و اصحاب قلوب محتاج آن هستند.

۴- انواع سماع مطلق

۱-سماع الهی

و آن، سماع اسرار الهی است، سماعی است عین درک و فهم معانی، از کل شیء و در کل شیء است. همه مظاهر عالم، اسم الهی، آیه و کلام فانی نشدنی و تمام نیافتنی حق هستند و هر اسمی لسانی دارد و هر لسانی قولی و هر قولی شنونده و سمعی. اگر آن قول به صورت ندا باشد، آن را اجابت می کنیم مانند قول : «ادعونی استجب لکم» پس از آنکه قدرت تکلّم را به ما عطا کرد، سپس امر را به دعا نمود. پس او که    «عند کل لسان» است می شنود، زیرا هیچ سامع و قائلی جز حضرت حق نیست. عارف کامل به مرحله ای         می رسد که خداوند درباره او می فرماید: «کنت سمعه الذی یسمع به و بصره الذی یبصر به و لسانه الذی ینطق به» و این است سماع الهی که در تمام مسموعات جریان دارد. تأثیر این نوع سماع در جسم، آن است که او را ساکن، بی حرکت و بی حال می کند. تفاوت وارد قلبی الهی قوی، با وارد طبیعی در همین نکته است که وارد طبیعی در انسان، حرکت دوری ایجاد می کند و او را به حال هیمان (شدت وجد) و دیوانگی و تخبط می افکند و حال آنکه وارد الهی، انسان را به حالت اضطجاع و حق تعالی می فرماید: «منها خلقناکم و فیها نعیدکم و منها نخرجکم» و نیز در تمثیلی فرمود: «ان مثل عیسی کمثل آدم خلقه من تراب» خاک عنصر اعظم و برتر نسبت به دیگر عناصر است.

پس اگر چه خاک اصل است، اما حرکت انسان در قیام و قعود و رکوعش فرع است. و از آنجا که وارد الهی دارای صفت قیومیت در انسان است، پس می تواند روح انسان را که دارای قدرت تدبیر است تحت تأثیر قرار دهد. حال اگر روح مدبّر انسان که باعث قیام و قعود و رکوع انسان است به دلیل یک وارد الهی آنی، از تدبیر – که وظیفه اصلی اوست – بازمانده، دیگر مدبّری که جسم را در حالت قیام و قعود را به پا دارد، باقی    نمی ماند. بدین روی، به صبغۀ اصلی و سرشت تعبیر شده و چنانچه روح او از تلقی آن وارد (نور و علم) الهی فارغ گردد و ره به سوی صادر خود برد؛ در این صورت، روح کار تدبیر خود را از سر می گیرد و انسان را سر پا می کند. این است سبب اضطجاع پیامبران هنگام نزول وحی بر ایشان و لذا هرگز شنیده نشده که پیامبری در وقت نزول وحی، حال تخبط، هیمان و جنون بر او عارض شود و عنان عقل از کف بدهد و البته این در حالی است که واسطه ای در وحی یعنی حضرت جبرئیل باشد، چه رسد به اینکه واردات الهی بدون حجاب بر قلب مقدس حضرت نازل شود. بنابراین، در حال وارد شدن الهامات و واردات الهی هرگز تغییر حال نفسانی و خیالی ناشی از ضعف احساس بر انسان، عارض نمی گردد.

مقاله موسیقی سنتی ایران

مقدمه

یک بیا بان که درکو ره راهی جامانده است وتنهاحصارش معدودقله هایی استکه ازاوپاسداری می کنند،گوش کن،صدایش رامی شنوی،کمی نزدیک تربیا،آه،اکنون شنیدی،این نوای نی چوپان تنهامانده درصحرای ماست،نوایی که ازبرای گله نیست که گله بهانه است برای دل چوپان که بگویدبه چه اندازه دلش غمگین است،چوپان می دمدونی جان می گیرد،عرش به لرزه درمی آیدوقلب ما سحرمی شود،آری،این اعجازنوایی است که آدمی سالهاست باآن آشناست ,

نمی دانم،آن روزکه چوپان می نواخت فکرمی کردکه جزئی ازتاریخ شود،تاریخی که دیروزماست وما نیزروزی به آن خواهیم پیوست،تاریخی که جزئی ازسنت ایست که همان سنت است ,

زیبایی سنت به قدمت آن است, درست مثل همان نی چوپان که هرچه کندتربود،دلنشینتربود,

پس بایدبنویسیم،ازسنت،ازآمیزش سنت وموسیقی،ازوجودسنت درموسیقی واینکه چراپرداختن به روح این دوواژه مرابه خود مشغول کرده است ,علت آن احساس غریبی است که نسبت به این موضوع دروجودخویش دیدم ,

موسیقی درذره،ذره های هستی جاری است،گا ه آنچنان بی صداازکنارماعبورمی کندکه حضورش را احساس نمی کنیم,

دروجودما،درمکتب ما موزون ترین ترآنه هستی هرروزوهرشب درحال تکراراست وما هیچ گاه آن رادرک نمی کنیم,ترانه ای که به یادمان می آوردکه زنده ایم وزندگانی مان چه بهایی دارد،

ترانه ای که به یادمان می آورد چقدرمحتاج صدای قلب عزیزمانیم,

.موسیقی جزء هنرهایی است که ازدیربازدردرتمام جوامع بشری وجودداشته است، به گونه ای که می توانیم بگوئیم ازان زمان که بشریت شکل گرفت، خودرابه موسیقی محتاج می دانست , انسان اولیه نیازهای ابتدایی خودرابا آهنگ های موزون تلفیق می کرد, شکار،مرا سم آئینی وهرآنچه که ازابتدا وجودداشته به گونه ای با موسیقی مرتبط بوده است، ازاین رومی توان نتیجه گرفت که موسیقی ازدیربازپیوندناگسستنی با سنت داشته است ,

این مطلب رابرای آن گفتم که جوهره این تحقیق برای خودم وآنانکه به مطالعه آن می پردازندآشکار شود،گرچه دراین اندک نوشته ها توا ن پرداختن به بحث کلی سنت در موسیقی نیست وشجاعت من درادای این تحقیق کم می با شدبه همین علت وجود سنت رادرموسیقی ایران رامورد بررسی قرار می دهم ,

ایران،کشورتاریخ،اسطوره،مذهب وسنت،کشورکاخهای به جامانده وبربادرفته که درهریک ازآنهاروزی دنیایی جریان داشته است،چون که امروزه ما درآن نفس می کشیم وهیچ حال آن رادرنمی یابیم،کشوری که روزگاری قلب تاریخ بوده است وامروزآنچنان ازیادرفته که خود ما نیز فراموش کردیم که عمراین سنگ فرش های زیرپایمان به کجامی رسد,ری،ایران،ایران جاوید که مهد هنربوده است،انچنان که گفته اندهنرنزدایرانیان است وبس ,    موسیقی درایران قدمتی چند هزارساله دارد،آنقدرکه می توانیم موسیقی راجزئی ازسنت ایرانیان    بدانیم, ایرانی که جنگ های وآهنگ شیپورهایش آشناست،اعیادش وعدل راازیادنمی برد،حفوت پادشاهانش به سیم های نازک تارجان داده است.

باامید به آنکه بتوانم انچه راکه می خواهم بگمویم ،باوجودهمه کاستی هایش تااندازه ای راه گشای این بحث کلی باشد .

تاریخ موسیقی سنتی ایران :

 خشک چوب وخشک سیم وخشک پوست

ازکجامی آیداین آوای دوست     ” مولوی “

موسیقی درایران به دلایل بسیارتاریخی،ازروزگاران پیشین فراترازمرزهای کنونی ایران قدم گذاشته وخواستگاه های بسیارداشته است,نکته ضروری اینکه بدانیم بسیاری ازمرزهایی کهدرروزگاران دورجزء سرزمینهای ایران بوده وازمراکزعلمی فرهنگی درایران به شمارمی رفتند.امروزه سرزمینی مستقل می باشند.

درایران کهن به رشته های مختلف هنری “هنر ” اطلاق نمی شدوهنرمند ” صنعتگر” نامیده می شد,درتفکرایرانی به هرحرفه ای که به حدکمال انجام می گرفت ، ” هنر ” اطلاق می شدو به کسی که مهارت وتخصص خاصی درحرفه ای داشت ” هنرور” به طوری که درفارس ،دری به” موسیقی دان “درمرحلۀ عملی “رامشگر ” ودرمرحلۀ تئوری حکیم اطلاق می شدنه هنرمندرواژۀ” هنر ” ریشۀ اوستایی به معنی” خوب توانایی ” می باشد،دکترهنری جورج نام محقق شرق شناس مشهورانگلیسی گفته است: “بربت که درسازهای ایرانی است درجشن رواج داشته است وکاسۀ آن گلابی شکل بوده ودرنتیجۀ ارتباط های فرهنگی به چین راه یافته ودرآنجا بنام ” پی ئی پا آ ” که لفظ چینی بربت است نامیده شده است,که درایتالیابه ” بادیستوس ” مشهوراست

  موسیقی ایران ازنظرتاریخی به سه گروه تقسیم می شود :

۱)عصرباستان

۲)بعدازاسلام (ازاول تاقرن نهم هجری قمری )

۳)ازدورۀ صفویه تا کنون

موسیقی عصرباستان تاسلسلۀ ساسانیان به نیاکان مامشخص نیست,

 موسیقی قبل ازدورۀ ماد (پیشدادیان وکیانیان ) :

برای دست یافتن به ا طلاتی دراین زمان دررابطه باموسیقی الزامابه سنبل های تاریخی رجوع می کنیم .

حماسۀ ملی وتاریخی ایران ” شاهنامه ” بعنوان سندی برای تاریخ اساطیری ایران به شمارمی رود,در شاهنامه که موسیقی دردوران اساطیری درضیافت ها،جشن ها،سوگواری ها،اعیاد،مراسم عزاداری،مراسم عزم وبزم ورزم وآئین های مذهبی،نقش برجسته ای داشته ودرحماسه ها وصحنه های نبردازعوامل مهم ایجاد هیجان رزمندگان بوده است.

درشاهنامه یکی ازقدیمی ترین سازها “کرنای ” بوده است,این سازدرجنگ هابه منظورتضعیف روحیۀ دشمن بکار می رفته استعکه صدایی گوش خراش هراس انگیزداشته است،به همین دلیل تعداد زیادی ازآنهارابه شترهاوفیل ها می بستندویکباره درآن می دمیدند ودردشمن ایجاد هول وهراس می کردند.

موسیقی بعدازاسلام با اصطلاحات عربی درآمیخت ورنگ عربی به خودگرفت,مانند:صوت،ابعاد،

جناس ،انواع،ادوار،مجموع،لحون و…

درآغازاسلام موسیقی غنا تلقی می شدکه دراصل به معنی آوازبوده است وموسیقی دان مغنی یا مغن نهم می گرفت به معنی خواننده.

دردورۀ صفویه موسیقی بسیاردچاررکودشدوجنبۀ علمی خودراازدست دادتاقیافۀ سلطنت قاجار که اصطلاحات غربی وارد موسیقی ایران گردید.

” رور” سازی زهی،ازسازهای بزمی که درجشن هاوضیافت هاهمراه رامشگران بکارمی رفته است,فریدون نماد قوم آریاست که سه پسرداشته است,که ممالک زمین را بین سه پسرتقسیم کرده ودراین تقسیم به ایرج بهترین پسرخودفرمانروایی ایران زمین رادادوایرج موردحسارت برادران قرارگرفته به دست آنها کشته شد.

منوچهرانتقام ایرج راازبرادران آن گرفت ودرهمین زمان بیست ونهمین لحن باربدبه نام کین ایرج به وجودمی آید,که تادوره سلطه مغولها نواخته می شده است .

درایران گذشته اهمیت موسیقی تا اندازه ای بوده که درسوگهای بزرگ اثرارموسیقی را باپارچه سیاه می آراشتند.

داستان افسانه ای کیکاووس درحین پادشاه کیانی که صدوپنجاه سال حکومت کردوتأثیرعمیقی که موسیقی (آوازرالشگرمازندرا نی )دروی به وجود آورد که منجربه فتح مازندرا ن گردید, این داستان داستان تأثیرشگفت أنگیزموسیقی رادرانسان نشان می دهد.

آری،به راستی موسیقی یکی ازهنرهای ملی ماستوهمچون هنرهای دیگرکه آئینه زندگی وتاریخ سرزمین ما می باشد, موسیقی کهن ترین هنرهاست.

موسیقی درزندگی ا نسانهای نخستین جنبه جادوئی داشته وپس ازآن کارکردمذهبی معینی داشته است ودین های گوناگون نوعی جنبه آسمانی به آن بخشیده اند, نزد بسیاری دین باوران آوازخوش ازمعجزه های “داوودپیامبر” به شمارمی رود،کتاب بهجت الروح،دستگاههای قدیم موسیقی ایران را هفت وهر یک را به پیبغمبری منسوب داشته است:

۱)راست ازآدم   ۲)عشاق ازموسی   ۳)عراق ازیوسف   ۴)کوچک ازیونس   ۵)حسینی ازداوود

۶)نوروزالعرب وحسینی ازابرا هیم           ۷)روهاوی ازاسماعیل

مطهری درکتاب ” آشنائی با علوم اسلامی ” موسیقی رادرچارچوبی عام درشمارعلوم اسلامی آورده است.

 سماع درویشان که هنوزهم زبانزداست به مثابه وسیله ای برای تربیت سالک درسیرالی الله بوده  است,وهنوزهم پس ازسالهای دورازورای شعرهای مولانا می توان آهنگ سماع ودف را شنید.

(شوستیاکوویچ می گوید: تلاش خلاق وخلاقیت هنری کاملابی ثمراست فقط کسی که خبریان وتب های مردم وروح زمان رادرک می کندمی تواندافکارمردم رابیان کند )

موسیقی رامردم به وجودمی آورندوآهنگ سازان آنرا تنظیم می کنند, به گفتۀ ابوالحسن صبا : موسیقی ایرانی موسیقی محلی است .

 موسیقی هردیارویژگیهای مخصوص فرهنگی وسرشتی خودرا داردکه باشرایط زمان،مکان،فضا،سرشت،ژنتیک وتمایلات عاطفی آن مردم رشدوهماهنگی پیدامی کند,موسیقی جزءمعدودهنرهائی است که ازوجودآدمی نشأت وتأثیرآن رابرجسم می توان بررسی کرد

رابطه موسیقی بافراج ها،حالت هاوزمان های مختلف :

این مطلب به نظریهقدیم یونانیان برمیگرددکه چهارمایه موسیقی خودرایاچهارفراج (صفرادی،دموی،بلغمی وسورایی )هماهنگ می دانستند,ازویژگی های خاص موسیقی ایران گردش ادواری پیرامون ( رنگ بها (تتراکوردها ) وفواصل متنوع میباشد, هرلانگ ازچهارنت وسه فاصله فیزیکیتشکیل شده است, حالت اصلی هرلانگ به دوفاصلهمهم آن یعنی دانگ دوم وسوم مربوط می باشد,که باتغییرآن احساس نیزتغییرمی کند,ترکیب لانگ هانیزحالت های متنوعی به وجودمی آوردکه چهرحالت عمده آن اساس حالت های دیگربوده وامکان ارتباط باچهارفراج رادارد,ازسوی دیگراین چهارحالت باچهارحالت جوی وزمانی هماهنگی داردکه الگوی نسبتامشخصووحدت یافته ای رابه وجودمی آوردباچهارگروه ازماههای سال ارتباط پیدامی کند,درک محدودیت موسیقی ایران به عنوان یک هنرسنتی اصیل ماننددیگرهنرها،اگرچه بافرهنگوعادات ماهماهنگی امانیازهای صوتی وادراکهای زیباشناختی موسیقی هرانسانی فراترازآن استکه محدودشود.

ردیف موسیقی ایرا نی باحدود۳۰۰ گوشهزیباودلنشین، سرچشمه ومنبع الهام،ابتکاروتخیل بارز موسیقی دان است,ازدو،سه قرن پیش مقامات گذشته به وسیله مبتکری درمجموعه های منسجم واشکال جدیدتنظیم والگوهای نوبه آن افزوده گردیده تاردیف موسیقی ایران به صورت غلی شکل گرفته ، نخستین کتابی که تقسیم بندی هفت دستگاهی در آن ثبت شده ، کتاب مجورالاخان فرصت شیرازی ( متوفی ۱۲۹۹خورشیدی ) می باشد که صد سال پیش به نگارش در آمده است در حال حاضر ردیف موسیقی ایرانی به هفت دستگاه ماهور ، شور همایون ، چهارگا ، سه گاه ، پنج گاه و نوا و پنج نغمه ابوعطا ، افشاری ،  بیات ترکی  ، دشتی و اصفهان تقسیم شده است .که چهار نغمه ابوعطا ، افشاری بیات ترکی و دشتی از فروع دستگاه شور و نغمه اصفهان منشعب از دستگاه همایون است .

هر دستگاه یا دستگاه فرعی ( نغمه ) به طور تقریبی حدود ۱۰تا۳۰ گوشه دارد ، وهر گوشه مفهوم و طرح کلی و بخشی از ظرفیت و قابلیت دستگاه نغمه را در خود دارد . این مطالب چکیده مختصری بر احوال موسیقی ایرانی بود .

موسیقی ، بخش طبیعی و زاده صوت واز نیازمندیهای نخستین بشر به شمار می آید ، افلاطون ، موسیقی را برای نشود نمای آدمی لازم می شمارد ومعتقد است ، که این هنر بر دقت ، هوش ، مشاهده و استنباط و عواطف روحی بشر می افزاید ومی گوید ، سخت ترین جسم ونفوذ ناپذیرترین روح را به من بسپارید تا به نیروی موسیقی و ورزش زنگ کدورت را از درون وی زدوده وبه مرد ی هوشیار و سلحشور تبدیل نمایانم .

واکثرا معتقد است : آنجا که کلام بازمی ماند موسیقی آغاز می گردد ، موسیقی من ، تجسم عواطف است . موسیقی دان پرده ساز را با فطرت بشری می بندد ( این جمله را بر حسن به دادگستر و بعضی به بهائیه و جمع به دبوس نسبت داده اند )

آلفرد دموسه می گوید : موسیقی ، انسان را به شناسایی خداوند رهبری می کند ، و بشر را به سیر در عالمی که برای او مجهول است سوق می دهد .

نیچر می گوید : دنیا وقتی در خندریستن است که طبق قانون موسیقی اداره شود . موسیقی از هر فرد وجود دیگر می سازد که با کالبد عادی تفاوت بسیار دارد و در این جسم ثانوی ، احساسات مصوت عواطف موزون و اندیشۀ سرشار و از آهنگ است .

برای انسان نخستین موسیقی و آنچه وزن وصوت است معرف قدرتهای آسمانی و ماورالطبیعه تلقی شده به همین جهت نزد کلیۀ اقوام تظاهرات اولیۀ موسیقی در جشن های مذهبی و آیین جادوگری جلوه می کرده است . وهیچ وسیله ای گویاتر برای تعبیر و تفسیر آنچه از حد درک بشر خارج بوده نمی شناخته اند ، پس موسیقی نخستین وسیلۀ بیان نیازمندیهای غریزی انسان به شمار می آید . انسان احساسات و تأثرات خود را به وسیلۀ مطالعه و یا توسط کردار و رفتار نشان می دهد به همین جهت سه اصل موسیقی ، شعر ورقص که مبین حالات روحی توسط آهنگ یالفظ یاحرکات و سکنات است بایکدیگر توأم و در واقع هر سه عامل ، فرزند مادری واحد که همان تربیت است می باشد وشاید به همین دلیل بوده که ارسطو رقص را از هنرهای زیبا میپندارد و معتقد است ، شعر و رقص به منزلۀ دو شاخه از ریشه ای واحدند . موسیقی ، بزرگ ترین مظهر کوشش انسانی برای جاودان ساختن عمر آدمی است . آهنگهای دلکش موسیقی ، نمایندۀ آن است زودگذر حیات و زیر وبم نغمه های روح انگیز آن نمودار پیوستگی دقایق پیاپی زمان است .

مقدمه بر موسیقی ترکمن         تالیف   نظر  محمد   مصطفی    ،  ناشر   مولف     انتشارات  رز

جامعه شناسی  هنر  موسیقی     تالیف   حسن زند  بافت  ،  ناشر   گنجینه    فرهنگ

چند مقاله درباره موسیقی محلی  نوشته  بلابرنک   ،  مترجمه   سیاوش   بیضایی   ،  ناشر   انتشارات رودکی

موسیقی   در ادبیات       تالیف   طغرل   طهماسبی

تاریخ موسیقی   ایران       نوشته  :   روح انگیز    رااهگانی    ، انتشارات  پیشرو

تاریخ  جامع  موسیقی ایرانی     نوشته  روح الله  خاتمی

 تاریخ  جامع  موسیقی  سنتی  ایرانی   حسن  مشحون

 دیدگاه های   نوین  بر ردیف  موسیقی ایرانی     محمد   علیزاده

موسیقی  ایران  در  نکاه و جامعه شناسی      مرتضی  مهرجویان ،  انتشارات   تهران  ،  نشر  اتش

مقدمه بر موسیقی  ایران        مصطفی   کمال  پور  تراب

سنت و مدرنسیم    در  موسیقی  ایران   مجبد  میر  منتهایی  ،  نشر  پژوهش  فرزان  روز

حضور و همکاری پنج نسل از هنرمندان صاحب‌نام کشور در پروژه «غم‌نومه‌ی فریدون»

اثر شنیداری «غم‌نومه‌ی فریدون» به آهنگسازی حسین علیزاده و نویسندگی و کارگردانی پیمان قدیمی در دو نسخه‌ی محدود و نسخه‌ی گسترده منتشر می‌شود.

در این اثر که پیش‌فروش نسخه‌ی محدود و خاص آن خرداد ماه آغاز و نسخه‌ی گسترده‌ی آن تیرماه سال جاری منتشر خواهد شد، بازیگران و هنرمندانی همچون صابر ابر، فرهاد اصلانی، امیر جعفری، حبیب رضایی، آیدا شاملو، سیامک صفری، ژاله علو، فاطمه معتمد‌آریا و زنده‌یاد مرتضی‌ احمدی به ایفای نقش پرداخته‌اند. «غم‌نومه‌ی فریدون»، روایتی محاوره و موزون به سبک و سیاق قصه‌های کوچه از یک آبادی است که در آن خندیدن ممنوع می‌شود. در پی این رویداد فریدون جوان خنده‌‌روی آبادی به دلیل عشقش‌ به لبخندهای معشوقه‌ی خود «هیچا» به اعتراض می‌ایستد و … .


غم نومه فریدون اثر حسین علیزاده.mp4


جدیدترین اثر موسیقایی حسین علیزاده که از نوع همنشینی دست اندرکاران و عوامل آن اثری منحصر به فرد بوده، به نوعی بازگشتی به ادبیات و موسیقی مغفول کوچه و آثار شنیداریی از این دست است. حضور و همکاری چندین نسل از هنرمندان برجسته‌ی کشور در رشته‌های گوناگون هنری منتج به پدیداری اثر کم‌نظیری شده که بسیاری از مخاطبان را از آغاز تولید پروژه پیگیر اخبار انتشار آن کرده است.

به گزارش روابط عمومی پروژه‌ی چندرسانه‌ای «فریدون» که آخرین ایفای نقش زنده‌یاد مرتضا احمدی نیز در این اثر بوده است، پیش تر بنا بود همزمان با انتشار نسخه‌ی شنیداری «غم‌نومه‌ی فریدون» فاز اجرای صحنه‌ای آن نیز آغاز شود اما بنا بر تصمیم گروه تهیه و تولید پروژه، ابتدا فاز شنیداری آن منتشر و اجرای نمایش «فریدون» به زمان دیگری موکول شد که متعاقبا اعلام خواهد شد. بنابراین فاز شنیداری «غم‌نومه‌ی فریدون» در قالب نسخه‌ی خاص و محدود در تیراژ مقطوع دو هزار، از طریق سایت ایران‌کنسرت امروز، دهم تیر ماه پیش‌فروش خواهد شد و سپس نسخه‌ی گسترده‌ی آن همزمان با جشن امضای اثر در اختیار علاقه‌مندان قرار خواهد گرفت.

نسخه‌ی محدود و خاص «غم‌نومه‌ی فریدون» با کارگردانی گفتارهای نیما دهقانی و طراحی گرافیک فرهاد فزونی شامل موارد ویژه‌ و متعددی همچون لوح فشرده‌ی اثر شنیداری، لوح فشرده‌ی موسیقی‌های مستقل اثر، دی وی دی مستند پروژه و همچنین کتاب مصور،  تابلوهای تایپوگرافی و تصویرسازی اثر خواهد بود و در بسته‌بندی نفیس به همراه شناسنامه‌ی شماره‌دار اثر (از شماره‌ی یک تا دوهزار) که به امضای مولفین رسیده است، به خریداران «غم‌نومه‌ی فریدون» تا نیمه‌ی دوم تیرماه سال جاری در جشن امضا ارائه خواهد شد.

صبا علیزاده دستیار آهنگساز و همچنین پوریا اخواص، داریوش کاظمی، علیرضا برنجیان اجراگران آوازهای «غم‌نومه‌ی فریدون» هستند. همچنین از میان نوازندگان آن می‌توان به رضا عسگرزاده سازهای بادی، کوبه‌ای و اجرای الکترونیک سازهای زهی؛ سیامک جهانگیرى، نى؛ صبا علیزاده، کمانچه؛ رادمان توکلى، تار؛ مهرداد ناصحى، قیچک؛ سحر ابراهیم، قانون؛ على رحیمى، تنبک و دف و حسین علیزاده، تار، سه‌تار و شورانگیز اشاره کرد. همخوانی این اثر روایی، موسیقایی بر عهده‌ی مهرداد ناصحى، شهرام رکوعى، راحله برزگری، سحر محمدی، آساره شکارچی، عامر شادمان، روشنک کى‌منش و سمیرا محسنى بوده است.

از عوامل غم‌نومه‌ی فریدون می‌توان به حیبب رضایی مشاور هنری، نورالدین حیدری‌ماهر مدیر تولید، علی بوستان مدیر اجرایی، گروه فکر و خلاقیت آرتی‌مان مجری طرح، بامداد افشار و صبا علیزاده طراح صدا، فرهاد فزونی طراح گرافیک، عظیم مرکباتچی تصویرگر، مانی لطفی‌زاده عکاس، علیرضا وحدی مستندساز، نیوشا مزیدآبادی مدیر روابط عمومی، آریان امیرخان تبلیغات مجازی و مروارید خردمند دستیار کارگردان اشاره کرد.

علاقه‌مندان به تهیه‌ی اثر شنیداری «غم‌نومه‌ی فریدون» که نشر آن برعهده‌ی موسسه‌ی فرهنگی و هنری «تار و پود» و پخش آن بر عهده‌ی «نشر و پخش موسیقی جوان» است، می‌توانند جهت کسب اطلاعات بیشتر و پیش‌خرید نسخه‌ی خاص و محدود آن به سایت «ایران‌کنسرت» مراجعه کنند.

کنسرت گروه «خجسته» در تالار رودکی

کنسرت گروه «خجسته» در روزهای چهارم و پنجم خرداد ماه در تالار رودکی تهران برگزار می شود.؛

موسیقی پارس: کنسرت گروه «خجسته» در روزهای چهارم و پنجم خرداد ماه در تالار رودکی تهران برگزار می شود.
سرپرستی این گروه بر عهده «سوسن اصلانی» است.
«حسن مکانیکی» (نی)، «کوروش دانایی» (تار)، «بهنام ارجمندی» (عود)، «عطیه طباطبایی» (دف)، «فاطمه سید محمود» (تمبک)، «فرشاد صارمی» (کمانچه) و «محمود باقری» (خواننده) اعضای گروه را تشکیل می دهند که در این کنسرت به هنرنمایی می پردازند.
گفتنی است، گروه «خجسته» این کنسرت را به یاد «فرامرز پایور» و «حسین دهلوی» برگزار می کند.