فیلم و آثار صوتی اجراها و تکنوازی های سه تار حسین مردانی

بداهه نوازی بیات اصفهان ۳ سه تار حسین مردانی


بداهه نوازی بیات اصفهان ۲ سه تار حسین مردانی


بداهه نوازی بیات اصفهان سه تار حسین مردانی


تصنیف میباره بارون بیات اصفهان حسین مردانی


تصنیف جمال جانان حمید مسعودی سه تار حسین مردانی تمبک سیاوش ابراهیمی


بداهه نوازی در دستگاه ماهور حسین مردانی سه تار و جواد شربتی آواز صوتی


بخشی ازکنسرت گروه موسیقی خورشید تابنده بندر گز به سرپرستی حسین مردانی.mp4


بخشی ازکنسرت گروه موسیقی خورشید تابنده (بندرگز) از راست به چپ منوچهری تمبک . رضایی تار . مسعودی آواز . طیبی سنتور . مردانی سه تار . علی نژاد سه تار باس . سرپرست و تنظیم قطعات مردانی
اجرا در مایه بیات اصفهان . پیش درآمد از حسین مردانی

حمیدرضا نوربخش در لندن خواند.

 داریوش پیرنیاکان، حمیدرضا نوربخش و بهنام سامانی کنسرتی در تالار «کاکبیت تئاتر» لندن برگزار کردند. این اجرا که در دو بخش آواز ابوعطا و دستگاه ماهور اجرا و با استقبال هنرمندان همراه شد، «حمیدرضا نوربخش» برای «محمدرضا شجریان» آرزوی سلامتی کرده و «مرغ سحر» را به یاد او برای مخاطبان به اجرا درآورد.

در بخش نخست این کنسرت، نوربخش با انتخاب اشعاری از سعدی، حافظ و عراقی قطعات آوازی، دوبیتی‌خوانی و دو تصنیف «آتش دل» و «سرو خجل» را با همراهی سه تار پیرنیاکان و تمبک سامانی اجرا کرد. در بخش دوم نیز که در دستگاه ماهور انجام شد، بعد از مقدمه و ساز و آواز، قطعاتی از ساخته‌های داریوش پیرنیاکان از جمله «چهار مضراب بازگشت» و تصنیف «بی وفا» با اشعاری از حافظ، شهریار و مولانا اجرا و در پایان نیز تصنیف «زدست محبوب» ارائه شد. در این قسمت پیرنیاکان با ساز تار به نوازندگی پرداخت.

در این کنسرت علاوه بر حضور هم‌وطنان ایرانی، برخی چهره‌های فرهنگی از جمله «جین لویسون» محقق موسیقی ایرانی و «لئونارد» استاد فرهنگ و ادبیات فارسی نیز حضور داشته و بعد از اتمام برنامه به گپ و گفت با هنرمندان پرداختند.

استاد جلیل شهناز . مقاله ای از جواد ظل طاعت + فیلم اجرای شهناز و افتتاح . ماهور


مقدمه و چهارمضراب در دستگاه ماهور تار : استاد جلیل شهناز ، تنبک : مرحوم استاد امیرناصر افتتاح


استاد جليل شهناز

جواد ظل طاعت

27 خرداد1392 سالروز درگذشت استاد “جليل شهناز”، نوازنده چيره دست ساز تار و صاحب سبك اصفهاني است . لحن و بيان فردي ساز استاد “شهناز” بود كه او را سولوييستي، داراي شيوه و صاحب سبك به همگان شناساند و معرفي كرد، مهمترين دليل در اين خصوص سونوريته ساز ايشان است. صدا دهي شفاف، مطلوب و زيبا و صد البته متنوع، كه با پرده بندي صحيح و كوك دقيق، تميزترين و بي نقص ترين صدا را به گوش مخاطب مي رساند. صداي زنگ دار، پخته و واضحِ ساز ايشان، همراه با سونوريته متنوع، نوآنس ها و حالات پرتنوعي در نوازندگي وي مشهود است. همين تنوع صدادهي، ساز و اساسأ نوازندگي استاد “شهناز” را از تكرار باز مي داشت. اين مهم، به غير از اسلوب نوازندگي ايشان، در نحوه اداي الحان نيز ريشه دار بوده است. اين نكته، خود گوياي دو مطلب است. نخست، تسلط و اشراف بلامنازع زنده ياد “شهناز” به رديف هاي دستگاهي، كه مهجورترين تكه ها و گوشه ها را در ذهن داشته و به ظرايف و دقايق رديف موسيقي ايران احاطه داشته است، به طوري كه ايشان در حيطه و قلمرو رديف نمي گنجيد، بلكه رديف در قلمرو و در يد قدرت نوازندگي او بود. و اما مساله مهم ديگر در اين خصوص، اسلوب نوازندگي “جليل شهناز” است. جمله بندي هاي موسيقايي و تكثير جملات همراه با حالات متنوع ريتميك و ملوديك، رعايت قرينه هاي دور و نزديك )قرينه سازي(، بسط و گسترش ملودي همراه با حفظ آرايه هاي خاص رديف كه با انتخاب تمپويي مناسب با وزن ريتميك يا متريك قطعه، شيوه اي را در نوازندگي تار به يادگار نهاده كه فقط مختص سبك استاد “جليل خان شهناز” بوده و خواهد بود. استاد “جليل شهناز” چه در مقام سولوايست و چه در مقام همنواز )در گروه نوازي ها(، به لحاظ ريتم و بسط و گسترش و تكثير ملوديك جملات موسيقي توأم با حالات پر تنوع ريتميك كم نظير است. مقوله جواب آواز در شيوه نوازندگي “شهناز” خود حديث مفصل ديگري است. شيوه نوازندگي “جليل شهناز” و مضراب هاي وي، خاص خود ايشان بوده و هست، به طوري كه غير قابل تكرار و تقليد مي باشد و تقريبا انتقال، آموزش و نت نويسي آن به آساني ميسر نيست و اين خود، گوياي پيچيدگي و رمز و راز نهفته در سبك و شيوه نوازندگي اش است. از ديگر ويژگي هاي سبك نوازندگي “شهناز”، آوازي بودن نوازندگي استاد مي باشد. نوع نوازندگي زنده ياد “شهناز” بيشتر از آن كه مانند بيشتر نوازندگان، سازي باشد، آوازي بود و اين نكته اي است بس در خور توجه و تأمل، كه اسلوب نوازندگي ايشان را با سايرين متمايز و متفاوت و در عين حال تأثيرگذار ساخته است. ساز “شهناز”، گلچيني از شگردهاي قديمي مضراب و پنجه كاري را به نمايش مي گذارد. گلچيني كه با سليقه شخصي و خلاقيت منحصر به فرد “جليل شهناز” گره خورده است. ريزهاي متنوع و تك هاي خوش آهنگ و صدها ويژگي ممتاز نوازندگي ديگر، كه لحن و بيان فردي ساز ايشان را رقم زده بود.

“جليل شهناز” نماينده به حق مكتب سازي اصفهان است. تمامي مؤلفهاي وزن شناسي ياد شده در پنجه و چنته وي نهان است. ساختار ساز وي ساختاري “تغزلي” و “غزلوار” دارد؛ ساختاري كه تمامي ويژگيهاي اوزان شعري و جمله بنديهاي شعر كلاسيك را دارا است. نوا و آواي ساز “شهناز” بيانگر و نمايانگر دوران طلايي غزل سرايي زبان پارسي است، عصري كه “حافظ”، هوايي تازه در آن ميدمد. آنگاه كه “استاد شهناز” عزم ساز ميكند، گويي حافظ به بيان لطايف و ظرايف شعر خويش ميپردازد. زنده ياد “شهناز” با قريحه و طبع لطيف ذاتي غزلوار و شاعرانه خود، پيش از هر نوا و آوا، ساز خود را با قول و غزل شعرا در مي آميزد، مضراب خويش را در آبگينه لطافت و طراوت شعرايي چون “حافظ” آبديده ميكند، آنچنان كه پشت ساز و مضراب خويش شعر مي سرايد. جمله به جمله و مضراب به مضراب شهناز تداعيگر بيت به بيت غزليات ناب تاريخ غزل سرايي پارسي است. اساساً نوازندگي شهناز متضمن “شعرشناسي” است، كاملاً آن ويژگيهاي اصيل كلام محوري موسيقي كه بخش عمده آن تاريخ ادبيات موزون است، در نوازندگي شهناز رعايت شده است. در كنار شعرشناسي نوازندگي “جليل شهناز”، بايد به آوازداني و آوازشناسي وي تأكيد ورزيد. حتي وي را ميتوان چكيده مكتب اصفهان دانست، زيرا ساز شهناز به خودي خود بيانگر دقايق مكتب آوازي اصفهان است؛ همنوايي ها و همنوازي هاي وي با “تاج اصفهاني” سردمدار و پرچمدار مكتب اصفهان و بهره گيري از ديگر ميراث داران مكتب اصفهان ساز وي را چهره مصور اين مكتب آوازي كرده است. در اينجا نميتوان از احاطه وي بر آواز، ضربي نوازي و نيز ضربي خواني، گذر كرد. آنانكه آواز و آواي گرم و گيراي شهناز را شنيده اند، همواره نفس وي را ستوده و سبك وي را ريشه در سبك حبيب شاطرحاجي و پيروان وي اديب خوانساري،شهاب  افتخار، حسين عمومي دانسته اند. نمونه بارز آواز وي را ميتوان در آلبوم “آواي همايون” وي كه توسط همين ناشر منتشر شد، يافت. در اين اثر به راحتي ميتوان سرِّ جوابهاي جذاب وي را به آواز دريافت. خوانندگان برنامه هاي گلها همواره در كنار نوازندگان متبحري نظير “محجوبي”، “ورزنده”، “كسايي”، “بديعي” و …، در قلمرو جواب آواز، تمامي آنها “جليل شهناز” را بهترين جوابدهنده آواز قلمداد ميكردند و به اتفاق براي هم آوايي با “شهناز” از يكديگر گوي سبقت ميگرفتند. تاجاييكه برخي از آنان همراهي با “شهناز” را از افتخارات خويش قلمداد و اين آثار را جزء آثار زبده معرفي ميكردند. كسي چون “شجريان”، ساز شهناز را “معلم” خود ميداند و عمده جمله بنديهاي آوازي خود را ملهم از شهناز ميداند. “گلپايگاني” از نخستين خوانندگان راديو با اشاره به “شهناز” به عنوان بهترين جواب دهنده آواز در برنامه هاي راديويي، معتقد است كه “شهناز” در جواب حتي از  غفلت نميورزيد. همواره تكنوازان و يكه سوارن عرصه نوازندگي، كه دستي ديرينه در بداهه نوازي و بديهه گرايي داشته اند، باوجود تسلط بر رديف، تنها بر داده ها و يافته هاي رديفي اكتفا نميكردند، بلكه همواره بر فراز رديف، مناظر جديدي را خلق ميكردند؛ مناظري كه زاده خلاقيت و قابليتهاي ذاتي بداهه گر است. عليرغم اينكه بداهه گري از مؤلفه هاي اصلي موسيقي اصيل ايراني است، بااين وجود سنت بداهه گري مدوني در تاريخ موسيقي ايراني نداريم. آنچه از بداهه گري در دست داريم، به دوراني كه ورود راديو جرياني نوين در موسيقي پديد آورد، برمي گردد. “محجوبي”، “ورزنده” و” شهناز” سرآمد و سردمدار عرصه بديهه گري در سده اخير موسيقي هستند. عمده بداهه پردازان از جمله سه نوازنده ذكر شده، همواره در قلمرو جواب آواز از بهترين محسوب ميشوند. چراكه آواز مستلزم نوعي بداهه گري است. اما سهم “جليل شهناز” در اين مثلث، به واسطه تناسب اثر و تأثير بيشتر است.

سير تطور و تحول بداهه گري و شيوه هاي جواب آواز، را بايد در سيره و سيرت استاد “شهناز” جستجو كرد. ياد اين استاد گران سنگ گرامي و نامش جاويد باد.

مقاله موسیقی سنتی ایران

مقدمه

یک بیا بان که درکو ره راهی جامانده است وتنهاحصارش معدودقله هایی استکه ازاوپاسداری می کنند،گوش کن،صدایش رامی شنوی،کمی نزدیک تربیا،آه،اکنون شنیدی،این نوای نی چوپان تنهامانده درصحرای ماست،نوایی که ازبرای گله نیست که گله بهانه است برای دل چوپان که بگویدبه چه اندازه دلش غمگین است،چوپان می دمدونی جان می گیرد،عرش به لرزه درمی آیدوقلب ما سحرمی شود،آری،این اعجازنوایی است که آدمی سالهاست باآن آشناست ,

نمی دانم،آن روزکه چوپان می نواخت فکرمی کردکه جزئی ازتاریخ شود،تاریخی که دیروزماست وما نیزروزی به آن خواهیم پیوست،تاریخی که جزئی ازسنت ایست که همان سنت است ,

زیبایی سنت به قدمت آن است, درست مثل همان نی چوپان که هرچه کندتربود،دلنشینتربود,

پس بایدبنویسیم،ازسنت،ازآمیزش سنت وموسیقی،ازوجودسنت درموسیقی واینکه چراپرداختن به روح این دوواژه مرابه خود مشغول کرده است ,علت آن احساس غریبی است که نسبت به این موضوع دروجودخویش دیدم ,

موسیقی درذره،ذره های هستی جاری است،گا ه آنچنان بی صداازکنارماعبورمی کندکه حضورش را احساس نمی کنیم,

دروجودما،درمکتب ما موزون ترین ترآنه هستی هرروزوهرشب درحال تکراراست وما هیچ گاه آن رادرک نمی کنیم,ترانه ای که به یادمان می آوردکه زنده ایم وزندگانی مان چه بهایی دارد،

ترانه ای که به یادمان می آورد چقدرمحتاج صدای قلب عزیزمانیم,

.موسیقی جزء هنرهایی است که ازدیربازدردرتمام جوامع بشری وجودداشته است، به گونه ای که می توانیم بگوئیم ازان زمان که بشریت شکل گرفت، خودرابه موسیقی محتاج می دانست , انسان اولیه نیازهای ابتدایی خودرابا آهنگ های موزون تلفیق می کرد, شکار،مرا سم آئینی وهرآنچه که ازابتدا وجودداشته به گونه ای با موسیقی مرتبط بوده است، ازاین رومی توان نتیجه گرفت که موسیقی ازدیربازپیوندناگسستنی با سنت داشته است ,

این مطلب رابرای آن گفتم که جوهره این تحقیق برای خودم وآنانکه به مطالعه آن می پردازندآشکار شود،گرچه دراین اندک نوشته ها توا ن پرداختن به بحث کلی سنت در موسیقی نیست وشجاعت من درادای این تحقیق کم می با شدبه همین علت وجود سنت رادرموسیقی ایران رامورد بررسی قرار می دهم ,

ایران،کشورتاریخ،اسطوره،مذهب وسنت،کشورکاخهای به جامانده وبربادرفته که درهریک ازآنهاروزی دنیایی جریان داشته است،چون که امروزه ما درآن نفس می کشیم وهیچ حال آن رادرنمی یابیم،کشوری که روزگاری قلب تاریخ بوده است وامروزآنچنان ازیادرفته که خود ما نیز فراموش کردیم که عمراین سنگ فرش های زیرپایمان به کجامی رسد,ری،ایران،ایران جاوید که مهد هنربوده است،انچنان که گفته اندهنرنزدایرانیان است وبس ,    موسیقی درایران قدمتی چند هزارساله دارد،آنقدرکه می توانیم موسیقی راجزئی ازسنت ایرانیان    بدانیم, ایرانی که جنگ های وآهنگ شیپورهایش آشناست،اعیادش وعدل راازیادنمی برد،حفوت پادشاهانش به سیم های نازک تارجان داده است.

باامید به آنکه بتوانم انچه راکه می خواهم بگمویم ،باوجودهمه کاستی هایش تااندازه ای راه گشای این بحث کلی باشد .

تاریخ موسیقی سنتی ایران :

 خشک چوب وخشک سیم وخشک پوست

ازکجامی آیداین آوای دوست     ” مولوی “

موسیقی درایران به دلایل بسیارتاریخی،ازروزگاران پیشین فراترازمرزهای کنونی ایران قدم گذاشته وخواستگاه های بسیارداشته است,نکته ضروری اینکه بدانیم بسیاری ازمرزهایی کهدرروزگاران دورجزء سرزمینهای ایران بوده وازمراکزعلمی فرهنگی درایران به شمارمی رفتند.امروزه سرزمینی مستقل می باشند.

درایران کهن به رشته های مختلف هنری “هنر ” اطلاق نمی شدوهنرمند ” صنعتگر” نامیده می شد,درتفکرایرانی به هرحرفه ای که به حدکمال انجام می گرفت ، ” هنر ” اطلاق می شدو به کسی که مهارت وتخصص خاصی درحرفه ای داشت ” هنرور” به طوری که درفارس ،دری به” موسیقی دان “درمرحلۀ عملی “رامشگر ” ودرمرحلۀ تئوری حکیم اطلاق می شدنه هنرمندرواژۀ” هنر ” ریشۀ اوستایی به معنی” خوب توانایی ” می باشد،دکترهنری جورج نام محقق شرق شناس مشهورانگلیسی گفته است: “بربت که درسازهای ایرانی است درجشن رواج داشته است وکاسۀ آن گلابی شکل بوده ودرنتیجۀ ارتباط های فرهنگی به چین راه یافته ودرآنجا بنام ” پی ئی پا آ ” که لفظ چینی بربت است نامیده شده است,که درایتالیابه ” بادیستوس ” مشهوراست

  موسیقی ایران ازنظرتاریخی به سه گروه تقسیم می شود :

۱)عصرباستان

۲)بعدازاسلام (ازاول تاقرن نهم هجری قمری )

۳)ازدورۀ صفویه تا کنون

موسیقی عصرباستان تاسلسلۀ ساسانیان به نیاکان مامشخص نیست,

 موسیقی قبل ازدورۀ ماد (پیشدادیان وکیانیان ) :

برای دست یافتن به ا طلاتی دراین زمان دررابطه باموسیقی الزامابه سنبل های تاریخی رجوع می کنیم .

حماسۀ ملی وتاریخی ایران ” شاهنامه ” بعنوان سندی برای تاریخ اساطیری ایران به شمارمی رود,در شاهنامه که موسیقی دردوران اساطیری درضیافت ها،جشن ها،سوگواری ها،اعیاد،مراسم عزاداری،مراسم عزم وبزم ورزم وآئین های مذهبی،نقش برجسته ای داشته ودرحماسه ها وصحنه های نبردازعوامل مهم ایجاد هیجان رزمندگان بوده است.

درشاهنامه یکی ازقدیمی ترین سازها “کرنای ” بوده است,این سازدرجنگ هابه منظورتضعیف روحیۀ دشمن بکار می رفته استعکه صدایی گوش خراش هراس انگیزداشته است،به همین دلیل تعداد زیادی ازآنهارابه شترهاوفیل ها می بستندویکباره درآن می دمیدند ودردشمن ایجاد هول وهراس می کردند.

موسیقی بعدازاسلام با اصطلاحات عربی درآمیخت ورنگ عربی به خودگرفت,مانند:صوت،ابعاد،

جناس ،انواع،ادوار،مجموع،لحون و…

درآغازاسلام موسیقی غنا تلقی می شدکه دراصل به معنی آوازبوده است وموسیقی دان مغنی یا مغن نهم می گرفت به معنی خواننده.

دردورۀ صفویه موسیقی بسیاردچاررکودشدوجنبۀ علمی خودراازدست دادتاقیافۀ سلطنت قاجار که اصطلاحات غربی وارد موسیقی ایران گردید.

” رور” سازی زهی،ازسازهای بزمی که درجشن هاوضیافت هاهمراه رامشگران بکارمی رفته است,فریدون نماد قوم آریاست که سه پسرداشته است,که ممالک زمین را بین سه پسرتقسیم کرده ودراین تقسیم به ایرج بهترین پسرخودفرمانروایی ایران زمین رادادوایرج موردحسارت برادران قرارگرفته به دست آنها کشته شد.

منوچهرانتقام ایرج راازبرادران آن گرفت ودرهمین زمان بیست ونهمین لحن باربدبه نام کین ایرج به وجودمی آید,که تادوره سلطه مغولها نواخته می شده است .

درایران گذشته اهمیت موسیقی تا اندازه ای بوده که درسوگهای بزرگ اثرارموسیقی را باپارچه سیاه می آراشتند.

داستان افسانه ای کیکاووس درحین پادشاه کیانی که صدوپنجاه سال حکومت کردوتأثیرعمیقی که موسیقی (آوازرالشگرمازندرا نی )دروی به وجود آورد که منجربه فتح مازندرا ن گردید, این داستان داستان تأثیرشگفت أنگیزموسیقی رادرانسان نشان می دهد.

آری،به راستی موسیقی یکی ازهنرهای ملی ماستوهمچون هنرهای دیگرکه آئینه زندگی وتاریخ سرزمین ما می باشد, موسیقی کهن ترین هنرهاست.

موسیقی درزندگی ا نسانهای نخستین جنبه جادوئی داشته وپس ازآن کارکردمذهبی معینی داشته است ودین های گوناگون نوعی جنبه آسمانی به آن بخشیده اند, نزد بسیاری دین باوران آوازخوش ازمعجزه های “داوودپیامبر” به شمارمی رود،کتاب بهجت الروح،دستگاههای قدیم موسیقی ایران را هفت وهر یک را به پیبغمبری منسوب داشته است:

۱)راست ازآدم   ۲)عشاق ازموسی   ۳)عراق ازیوسف   ۴)کوچک ازیونس   ۵)حسینی ازداوود

۶)نوروزالعرب وحسینی ازابرا هیم           ۷)روهاوی ازاسماعیل

مطهری درکتاب ” آشنائی با علوم اسلامی ” موسیقی رادرچارچوبی عام درشمارعلوم اسلامی آورده است.

 سماع درویشان که هنوزهم زبانزداست به مثابه وسیله ای برای تربیت سالک درسیرالی الله بوده  است,وهنوزهم پس ازسالهای دورازورای شعرهای مولانا می توان آهنگ سماع ودف را شنید.

(شوستیاکوویچ می گوید: تلاش خلاق وخلاقیت هنری کاملابی ثمراست فقط کسی که خبریان وتب های مردم وروح زمان رادرک می کندمی تواندافکارمردم رابیان کند )

موسیقی رامردم به وجودمی آورندوآهنگ سازان آنرا تنظیم می کنند, به گفتۀ ابوالحسن صبا : موسیقی ایرانی موسیقی محلی است .

 موسیقی هردیارویژگیهای مخصوص فرهنگی وسرشتی خودرا داردکه باشرایط زمان،مکان،فضا،سرشت،ژنتیک وتمایلات عاطفی آن مردم رشدوهماهنگی پیدامی کند,موسیقی جزءمعدودهنرهائی است که ازوجودآدمی نشأت وتأثیرآن رابرجسم می توان بررسی کرد

رابطه موسیقی بافراج ها،حالت هاوزمان های مختلف :

این مطلب به نظریهقدیم یونانیان برمیگرددکه چهارمایه موسیقی خودرایاچهارفراج (صفرادی،دموی،بلغمی وسورایی )هماهنگ می دانستند,ازویژگی های خاص موسیقی ایران گردش ادواری پیرامون ( رنگ بها (تتراکوردها ) وفواصل متنوع میباشد, هرلانگ ازچهارنت وسه فاصله فیزیکیتشکیل شده است, حالت اصلی هرلانگ به دوفاصلهمهم آن یعنی دانگ دوم وسوم مربوط می باشد,که باتغییرآن احساس نیزتغییرمی کند,ترکیب لانگ هانیزحالت های متنوعی به وجودمی آوردکه چهرحالت عمده آن اساس حالت های دیگربوده وامکان ارتباط باچهارفراج رادارد,ازسوی دیگراین چهارحالت باچهارحالت جوی وزمانی هماهنگی داردکه الگوی نسبتامشخصووحدت یافته ای رابه وجودمی آوردباچهارگروه ازماههای سال ارتباط پیدامی کند,درک محدودیت موسیقی ایران به عنوان یک هنرسنتی اصیل ماننددیگرهنرها،اگرچه بافرهنگوعادات ماهماهنگی امانیازهای صوتی وادراکهای زیباشناختی موسیقی هرانسانی فراترازآن استکه محدودشود.

ردیف موسیقی ایرا نی باحدود۳۰۰ گوشهزیباودلنشین، سرچشمه ومنبع الهام،ابتکاروتخیل بارز موسیقی دان است,ازدو،سه قرن پیش مقامات گذشته به وسیله مبتکری درمجموعه های منسجم واشکال جدیدتنظیم والگوهای نوبه آن افزوده گردیده تاردیف موسیقی ایران به صورت غلی شکل گرفته ، نخستین کتابی که تقسیم بندی هفت دستگاهی در آن ثبت شده ، کتاب مجورالاخان فرصت شیرازی ( متوفی ۱۲۹۹خورشیدی ) می باشد که صد سال پیش به نگارش در آمده است در حال حاضر ردیف موسیقی ایرانی به هفت دستگاه ماهور ، شور همایون ، چهارگا ، سه گاه ، پنج گاه و نوا و پنج نغمه ابوعطا ، افشاری ،  بیات ترکی  ، دشتی و اصفهان تقسیم شده است .که چهار نغمه ابوعطا ، افشاری بیات ترکی و دشتی از فروع دستگاه شور و نغمه اصفهان منشعب از دستگاه همایون است .

هر دستگاه یا دستگاه فرعی ( نغمه ) به طور تقریبی حدود ۱۰تا۳۰ گوشه دارد ، وهر گوشه مفهوم و طرح کلی و بخشی از ظرفیت و قابلیت دستگاه نغمه را در خود دارد . این مطالب چکیده مختصری بر احوال موسیقی ایرانی بود .

موسیقی ، بخش طبیعی و زاده صوت واز نیازمندیهای نخستین بشر به شمار می آید ، افلاطون ، موسیقی را برای نشود نمای آدمی لازم می شمارد ومعتقد است ، که این هنر بر دقت ، هوش ، مشاهده و استنباط و عواطف روحی بشر می افزاید ومی گوید ، سخت ترین جسم ونفوذ ناپذیرترین روح را به من بسپارید تا به نیروی موسیقی و ورزش زنگ کدورت را از درون وی زدوده وبه مرد ی هوشیار و سلحشور تبدیل نمایانم .

واکثرا معتقد است : آنجا که کلام بازمی ماند موسیقی آغاز می گردد ، موسیقی من ، تجسم عواطف است . موسیقی دان پرده ساز را با فطرت بشری می بندد ( این جمله را بر حسن به دادگستر و بعضی به بهائیه و جمع به دبوس نسبت داده اند )

آلفرد دموسه می گوید : موسیقی ، انسان را به شناسایی خداوند رهبری می کند ، و بشر را به سیر در عالمی که برای او مجهول است سوق می دهد .

نیچر می گوید : دنیا وقتی در خندریستن است که طبق قانون موسیقی اداره شود . موسیقی از هر فرد وجود دیگر می سازد که با کالبد عادی تفاوت بسیار دارد و در این جسم ثانوی ، احساسات مصوت عواطف موزون و اندیشۀ سرشار و از آهنگ است .

برای انسان نخستین موسیقی و آنچه وزن وصوت است معرف قدرتهای آسمانی و ماورالطبیعه تلقی شده به همین جهت نزد کلیۀ اقوام تظاهرات اولیۀ موسیقی در جشن های مذهبی و آیین جادوگری جلوه می کرده است . وهیچ وسیله ای گویاتر برای تعبیر و تفسیر آنچه از حد درک بشر خارج بوده نمی شناخته اند ، پس موسیقی نخستین وسیلۀ بیان نیازمندیهای غریزی انسان به شمار می آید . انسان احساسات و تأثرات خود را به وسیلۀ مطالعه و یا توسط کردار و رفتار نشان می دهد به همین جهت سه اصل موسیقی ، شعر ورقص که مبین حالات روحی توسط آهنگ یالفظ یاحرکات و سکنات است بایکدیگر توأم و در واقع هر سه عامل ، فرزند مادری واحد که همان تربیت است می باشد وشاید به همین دلیل بوده که ارسطو رقص را از هنرهای زیبا میپندارد و معتقد است ، شعر و رقص به منزلۀ دو شاخه از ریشه ای واحدند . موسیقی ، بزرگ ترین مظهر کوشش انسانی برای جاودان ساختن عمر آدمی است . آهنگهای دلکش موسیقی ، نمایندۀ آن است زودگذر حیات و زیر وبم نغمه های روح انگیز آن نمودار پیوستگی دقایق پیاپی زمان است .

مقدمه بر موسیقی ترکمن         تالیف   نظر  محمد   مصطفی    ،  ناشر   مولف     انتشارات  رز

جامعه شناسی  هنر  موسیقی     تالیف   حسن زند  بافت  ،  ناشر   گنجینه    فرهنگ

چند مقاله درباره موسیقی محلی  نوشته  بلابرنک   ،  مترجمه   سیاوش   بیضایی   ،  ناشر   انتشارات رودکی

موسیقی   در ادبیات       تالیف   طغرل   طهماسبی

تاریخ موسیقی   ایران       نوشته  :   روح انگیز    رااهگانی    ، انتشارات  پیشرو

تاریخ  جامع  موسیقی ایرانی     نوشته  روح الله  خاتمی

 تاریخ  جامع  موسیقی  سنتی  ایرانی   حسن  مشحون

 دیدگاه های   نوین  بر ردیف  موسیقی ایرانی     محمد   علیزاده

موسیقی  ایران  در  نکاه و جامعه شناسی      مرتضی  مهرجویان ،  انتشارات   تهران  ،  نشر  اتش

مقدمه بر موسیقی  ایران        مصطفی   کمال  پور  تراب

سنت و مدرنسیم    در  موسیقی  ایران   مجبد  میر  منتهایی  ،  نشر  پژوهش  فرزان  روز

نوای کنسرت «بارانه» پشنگ کامکار در تالار وحدت پیچید

تهران- ایرنا- کنسرت «بارانه» پشنگ کامکار آهنگساز و نوازنده پیشکسوت موسیقی ایرانی، شامگاه جمعه،۵ خردادماه در تالار وحدت تهران برگزار شد.

به گزارش روز شنبه ایرنا، کامکار در این برنامه ضمن اجرای یک اثر بداهه نوازی در افشاری، «بارانه» را که یکی از موفق‌ترین آثار تک‌نوازی این ساز است اجرا کرد.
سیاوش کامکار و نیریز کامکار در بخش پایانی این اجرا، پدر را در سه نوازی «بارانه» همراهی کردند.
این هنرمند پیشکسوت در این کنسرت، قطعاتی براساس موسیقی ردیف ایرانی و هم قطعاتی نشات گرفته از موسیقی فولکور کردی را به اجرا درآورد.
پشنگ کامکار آهنگسازی و همنوازی در آثار متعدد موسیقی ایرانی را با همراهی گروه‌هایی از جمله گروه شیدا، دستان و کامکارها در کارنامه‌ خود دارد.
این نوازنده‌ سنتور و از بنیان‌گذاران گروه شیدا که سال‌ها پیش «بارانه» را در دستگاه ماهور و بیات اصفهان اجرا کرده بود، پیش از آغاز اجرای شب گذشته، خطاب به حاضران گفت: از اینکه جمعه را که روز رفتن به طبیعت و گردش است برای دیدن کنسرت ما انتخاب کردید بسیار ممنونم و خیلی خوشحالم که اجرای زنده «بارانه» را برای امشب انتخاب کردید.
علی نصیریان، صدیق تعریف، میلاد کیایی، سیامک آقایی، اردوان کامکار، آزاد میرزاپور، هانا کامکار، تهمورس پورناظری، پدرام درخشانی، بیژن کامکار از جمله مهمانان ویژه کنسرت «بارانه» پشنگ کامکار بودند.
فراهنگ**۹۰۱۲**۱۰۵۵
خبرنگار: زهرا امیری** انتشار :‌ زینب کارگر
برای اطلاع از اخبار متنوع فرهنگی و هنری، با کانال فرهنگی ایرنا در تلگرام همراه شوید:
https://t.me/irnaf

گزارش فارس از نهمین نشست «آیین‌آواز»

به هر کسی که بلندگویی پیدا کرد و خواند، نگویید خواننده!/ اهالی موسیقی هم آواز را چندان جدی نمی‌گیرند

فاضل جمشیدی گفت: اگر کسی بلندگویی پیدا کرد و چیزی خواند، باید بگوییم خواننده است؟ خیر؛ اینگونه نیست. دانایی و توانایی دو بال برای پرواز یک خواننده در آواز و خوانندگی هستند اما وزن‌شان یکی نیست.

به گزارش خبرنگار موسیقی فارس، نهمین نشست تخصصی آموزشی آیین آواز با حضور حسن ناهید، فاضل جمشیدی، جمال‌الدین منبری و علی شیرازی برگزار شد. در این نشست که در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد، ابتدا علی شیرازی با  معرفی موضوع بحث تخصصی این نشست با عنوان «زیبایی‌شناسی آواز ایرانی؛ با درنگ و تأمل در دانایی و توانایی خواننده» گفت: «به راستی زیبایی شناسی آواز ایرانی چیست که آن را هنر خاص می‌نامند و مختص مخاطبانی خاص خود این هنر برمی‌شمارند؟ پس چگونه بود که در سالیان دور آواز ما آن همه مخاطب داشت و طیف رنگینی از دوستداران شهری و روستایی و تحصیلکرده و عامی محصولات آوازی را دنبال می‌کردند؟ حالا چرا امروز وضع بدین گونه درآمده که حتی بخشی از اهالی موسیقی نیز آواز را چندان جدی نمی‌گیرند؟»

 

 

منبری در ادامه این نشست گفت: «آواز ایرانی بر دو محور مهم و اصلی کلام و ملودی استوار است. آشنایی خواننده با نغمات و مسلط بودنش بر گوشه‌ها و موتیف‌های موسیقی دستگاهی در آواز ایرانی یک اصل مهم دیگر است. همین خواننده حتماً بایستی با ادبیات آشنا باشد و به نظر من می‌بایست بر تاریخ و عرفان و فلسفه نیز اندکی تسلط داشته باشد. حتماً بایستی در انتخاب شعر برای آوازهایش از افراد صاحب نظر، ذوق و شعور در زمینه ادبیات کمک و راهنمایی بگیرد.»

 

 

فاضل جمشیدی هم در ادامه وارد بحث شد و گفت: «واقعاً باید در نظر داشت که آیا هر کسی که پشت فرمان می‌نشیند راننده است یا غدایی درست کرد آشپز است؟ یا مثلاً اگر بلندگویی پیدا کرد و چیزی خواند خواننده است؟ در جواب باید گفت خیر؛ اینگونه نیست. از طرفی هم درست است که دانایی و توانایی دو بال برای پرواز یک خواننده در آواز و خوانندگی هستند اما وزن‌شان یکی نیست. مثلاً با صرف زمانی ۴ – ۵ ساله از طریق نوار یا سی‌دی هنرجو در این زمینه دانا می‌شود اما توانایی پارامترهایش بسیار زیاد است، به شکلی که ما می‌توانیم بگوییم چهارصد گوشه داریم ولی نمی‌توانیم در هر کدام از این گوشه‌ها خودمان را توانا ببینیم. توانایی داستان خودش را دارد و اینگونه بود که مبحث زیبایی‌شناسی را مطرح کردیم و این‌که چگونه ممکن است خواننده‌ای توانا شود و وقتی توانا شد بتواند از ردیف به بهترین وجهی استفاده کند.»

 

 

استاد حسن ناهید نوازنده نام آشنای ساز نی هم از میان حاضران در نشست به بحث وارد شد و ضمن انتقاد شدید از یکنواختی و یک‌صدایی و تقلید در آواز این سال‌ها به تجلیل از دوره طلایی موسیقی و آواز ایرانی در فاصله سال‌های دهه ۳۰ تا ۵۰ شمسی پرداخت و برخی ویژگی‌های خوانندگان آواز در این دوران را برشمرد.

 

 

در ادامه منبری و جمشیدی طبق اعلام قبلی به همراه حسین پرنیا نوازنده سنتور به اجرای ساز مشغول شدند. منبری آواز بداهه‌ای را در دستگاه سه‌گاه شروع کرد و جمشیدی آن را ادامه داد تا در نهایت با اجرای تصنیف قدیمی من از روز ازل این بخش به پایان رسید. محمدفرزین ذوالقدر در همراهی با تار ابوالفضل گودرزی در دستگاه ماهور و سپس رسول رهو در کنار شورانگیز به نوازندگی نادر فولادی‌نسب در مایه ابوعطا دیگر اجراهای آوازی این شب را بر عهده داشتند.

کنسرت گروه «ترنم مهربانی» در فرهنگسرای نیاوران برگزار می‌شود

به سرپرستی و آهنگسازی ساسان بازگیر

 

گروه موسیقی «ترنم مهربانی» به سرپرستی و آهنگسازی ساسان بازگیر و خوانندگی بهروز افشار در ۲۶ اردیبهشت در فرهنگسرای نیاوران به روی صحنه می‌رود.

به گزارش خبرگزاری فارس، گروه ترنم مهربانی در سال ۱۳۹۳ با هدف ارائه آثار فاخر و اجرای کنسرت در چهار چوب موسیقی ایرانی تشکیل گردیده است. «ترنم مهربانی» تاکنون اجراهای متعدد و موفقی در داخل و خارج کشور داشته است. در این برنامه که در دو بخش اجرا می شود قطعات بخش اول در دستگاه ماهور و آواز دشتی و قطعات بخش دوم در مایه ی آواز اصفهان و دستگاه همایون خواهد بود. اشعار آواز نیز از سروده های «فریدون مشیری» و «سیاوش کسرایی» انتخاب گردیده است.

 ساسان بازگیر سرپرست گروه موسیقی «ترنم مهربانی» در محضر استادانی چون حسین لک، داریوش پیرنیاکان، علی اکبر شکارچی و آزاد میرزاپور تعلیم یافته و سابقه همکاری با گروه هایی همچون: «ماه» به سرپرستی مجید درخشانی و «همایون» به سرپرستی حسین پرنیا و آهنگسازی آلبوم های «خواب و خیال»، «پیمانه»، «روز سفر» و …را داراست.بهروز افشار نیز در محضر استادانی همچون مهدی فلاح، محسن کرامتی، رامبد صدیف، فریدون مشیری، دکتر حسین عمومی، ابراهیمی و محمدرضا لطفی پرورش یافته است.

اعضای گروه  موسیقی عبارتند از: ساسان بازگیر(سرپرست گروه و آهنگساز)، بهروز افشار (خواننده)، مهدی مرتضایی(سنتور)، اشکان مرادی (کمانچه)، محمد جوزی (عود)، مجید ملکی (تنبک)، رامین ملکی (دف و دایره)

گفتنی است کنسرت گروه «ترنم مهربانی» ۲۶ اردیبهشت ماه در سالن خلیج فارس فرهنگسرای نیاوران ساعت ۲۱ اجرا می شود. علاقمندان جهت تهیه بلیط می توانند به سایت ایران کنسرت و یا گیشه فرهنگسرا مراجعه کنند.

فرشید فرهمند ؛ نوازنده ی ویلن . پژوهشگر و آوانگار ؛ دانلود آثار صوتی

کتاب های فرشید فرهمند

این کتابها را در فروشگاه وبسایت می توانید اینترنتی خرید نمایید.


در این صفحه آثار صوتی استاد فرشید فرهمند حسن زاده به تدریج قرار خواهد گرفت.



دانلود آثار صوتی فرشید فرهمند . ویولنیست

بیات ترک . فرشید فرهمند . ویلن.mp4


بیوگرافی فرشید فرهمند


فرشید فرهمند حسن زاده در سال ۱۳۵۴ در تهران به دنیا آمد.

 وی از کودکی به موسیقی علاقمند شد و در سال ۱۳۶۹ آموزش ویلن را نزد مسعود حسنخانی آغاز نمود و بعد از گذشت سه سال خدمت شادروان اسداله ملک رسید و تا پایان عمر استاد در مکتب ایشان کسب فیض نمود.وی در سال ۱۳۷۶ به دعوت اسداله ملک به ارکستر همنوازان صدا وسیما که به سرپرستی خود ایشان بود همکاری خود را آغاز نمود،سپس در سال ۱۳۷۸ برای ادامه تحصیل در رشته ی موسیقی وارد دانشگاه تهران شد و در سال ۱۳۸۳ موفق به اخذ مدرک کارشناسی موسیقی از این دانشگاه گردید.
کتاب های منتشر شده از استاد فرشید فرهمند(ساز تنها۱)(ساز تنها۲)که چهار مضراب ها و قطعات آوازی حبیب اله بدیعی است که استاد گرداوری و تالیف کرده است.
لازم به ذکر است که ردیف های عالی استاد اسد الله ملک هم در زیر چاب است و چند وقت دیگر به بازار عرضه میگردد.
استاد فرشید فرهمند در حال حاضر در آموزشگاه موسیقی استاد اسد الله ملک و دیگر آموزشگاه ها مشغول تدریس اند.

اجرای ساقی نامه کشته صوفی نامه ردیف میرزاعبدالله با تار و سه تار . حسین علیزاده . نورعلی برومند . داریوش طلایی

  • حمایت از وبسایت آموزشگاه موسیقی فریدونی

اگر این مطلب برای شما مفید بوده است می توانید ما را برای ادامه ی این کار فرهنگی حمایت کنید

تومان