فیلم و عکس کنسرت شماره ۴۲ هنرجویان آموزشگاه موسیقی فریدونی . ۲۵ شهریور ۱۳۹۶

۰

کنسرت شماره ۴۲
هنرجویان آموزشگاه موسیقی فریدونی
سرپرست گروه : ایمان ملکی
هنرجویان اساتید : امیر صنیعی . ایمان ملکی . مرجان کاشف . احسان نیک . نیما فریدونی . میترا ابراهیمی . سحر رشیدی . فرزین نیازخانی . صابر نظرگاهی
سالن سرنا
شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۶
ساعت ۱۷ تا ۲۱


پشت صحنه


پشت صحنه کنسرت ۴۲ آموزشگاه موسیقی فریدونی


دیباچه با اجرای بهرام ملکی


دیباچه با اجرای بهرام ملکی کنسرت ۴۲ آموزشگاه موسیقی فریدونی


گروه نوجوانان

محمد حسن رحیمی  گیتار . شاهین پورعابدینی گیتار . مبینا هدایتی تار . آیدا روزبه دف . آرمان محمدی تمبک. محمد عمادی ویلن . رهام طاعتی ویلن . مینا معین گیتار . امیر ایزدی تار . هلیا روزبه تمبک . هستی دریایی ویلن . آریا اخیانی ویلن . ایمان اوشنی کمانچه . آنیتا بخشی طاری گیتار . امید غفاری سه تار . آبتین ادیبی تمبک . هانیتا شکوری ویلن . پوریا حشمتی ویلن . راد نکویی درامز . ایمان ملکی پیانو


گروه نوجوانان به سرپرستی ایمان ملکی کنسرت ۴۲ آموزشگاه موسیقی فریدونی


هنرجویان پیانو امیر صنیعی

مریم سادات میر جمالی

قطعه ى اول اجراى چهار دستى Ase’s death از ادوارد گِریگ از سوئیت پرگینت
قطعه ى دوم : درنه جان


مریم سادات میرجمالی هنرجوی پیانو امیر صنیعی کنسرت ۴۲ آموزشگاه موسیقی فریدونی


دانیال ملکى

قطعه ى اول: والس دانوب آبى چهار دستى از یوهان اشتراوس
قطعه ى دوم: morning از ادوار گریگ از سوئیت پرگینت
قطعه ى سوم: in the hall of the king mountain
از ادوارد گریگ از سوئیت پرگینت


دانیال ملکی هنرجوی پیانو امیر صنیعی کنسرت ۴۲ آموزشگاه موسیقی فریدونی


کیارش مطیع الحق
قطعه ى اول: انوانسیون دو صدایی باخ شماره ى ١۴
قطعه ى دوم: سونات دو ماژور موتزارت موومان اول
قطعه ى سوم: پرلود شوپن
قطعه چهارم: رقص هاى گرانادوس شماره ى ٢


کیارش مطیع الحق هنرجوی پیانو امیر صنیعی کنسرت ۴۲ آموزشگاه موسیقی فریدونی


فریماه مرادپور هنرجوی قانون سحر رشیدی آهنگ جان مریم


فریماه مرادپور هنرجوی قانون سحر رشیدی جان مریم کنسرت ۴۲ آموزشگاه موسیقی فریدونی


شروین زرگری هنرجوی ویلن ایمان ملکی آهنگ گل گلدون


شروین زرگری . هنرجوی ویلن ایمان ملکی . گل گلدون . کنسرت ۴۲ آموزشگاه موسیقی فریدونی


امیرعلی موسوی هنرجوی سه تار میترا ابراهیمی .موسم گل . موسی معروفی


امیرعلی موسوی هنرجوی سه تار میترا ابراهیمی کنسرت ۴۲ آموزشگاه موسیقی فریدونی


گروه تمبک نوازان به سرپرستی راد نکویی

راد نکویی . ماهان نجفی چیمه . آرا شاکری . آریان شاکری . هلیا روزبه . مبینا هدایتی . آبتین ادیبی و ایمان ملکی


گروه تمبک نوازان به سرپرستی ایمان ملکی و راد نکویی . کنسرت ۴۲ آموزشگاه موسیقی فریدونی


آرتین اسماعیلی هنرجوی پیانو ی مرجان کاشف


آرتین اسماعیلی هنرجوی پیانو مرجان کاشف . کنسرت ۴۲ آموزشگاه موسیقی فریدونی


هنرجویان پیانو احسان نیک

گلشید دادفر و آنیسا ماه پیشانیان


گلشید دادفر هنرجوی پیانو احسان نیک کنسرت ۴۲ آموزشگاه موسیقی فریدونی


آنیسا ماه پیشانیان هنرجوی پیانو احسان نیک کنسرت ۴۲ آموزشگاه موسیقی فریدونی


گروه زهی و پیانو و درامز

شاهین پور عابدینی پیانو

سلوا مقدم . شیدا بیدهندی . آتریا نقوی . آریا اخیانی ویلن

راد نکویی درامز

آهنگساز شاهین پور عابدینی

آهنگ اول:woship for violons

آهنگ دوم:dance of dead

آهنگ سوم:water&fire


دو نوازی تار و تمبک در دستگاه نوا

نیما فریدونی و ایمان ملکی


نیما فریدونی و ایمان ملکی بداهه نوازی تار و تنبک در دستگاه نوا . کنسرت ۴۲ آموزشگاه موسیقی فریدونی


بداهه نوازی در دستگاه نوا نیما فریدونی تار ایمان ملکی تمبک ۲۵ شهریور ۱۳۹۶


عکاس : محسن پورحسین

با سپاس از دکتر وحید اخیانی


نام پشتیبانان پروژه ی ملی ضبط فیلم های آموزشی آموزشگاه موسیقی فریدونی

۱+

  • حمایت از وبسایت آموزشگاه موسیقی فریدونی

اگر این مطلب برای شما مفید بوده است می توانید ما را برای ادامه ی این کار فرهنگی حمایت کنید

تومان


از ۱۲ اکتبر ۲۰۱۴ تا کنون ضبط فیلم های آموزشی آموزشگاه موسیقی فریدونی ادامه یافته است. ما این پروژه را بنا به دلایلی که در یک ویدیو به نام پیام خوش آمد به یوتیوب آموزشگاه موسیقی فریدونی و راههای حمایت از تولید ویدیوهای آموزشی رایگان

پیام خوش آمد به یوتیوب آموزشگاه موسیقی فریدونی و راههای حمایت از تولید ویدیوهای آموزشی رایگان


شرح داده ایم ، یک پروژه ی ملی می دانیم.

این کار بدون حمایت دولتی انجام می شود. در آغاز بودجه ی محدود آموزشگاه موسیقی فریدونی هزینه های سنگین تولید و انتشار این آثار را بر عهده داشته است. در ادامه دوستانی از ایران و خارج از ایران به کمک ما شتافته اند که با حمایت های مادی و معنوی خود چراغ این راه را روشن نگاه داشته اند.

یارانی که گاه با اندوخته ی کم مالی و مشکلات زندگی مبلغی ناچیز در نگاه خود به این پروژه کمک داده اند ،‌باید بدانند که برای ما دریایی بیکران از مهر به ارمغان آورده اند.

ما کمک های انجام شده را تنها در این راه به کار می بریم.

ایشان با اعتقاد به این مهم که باید برای فرهنگ ایران زمین بسیار باید کوشید ،بی آنکه چشمداشتی داشته باشند از ما حمایت نموده اند.

برخی از آنها نخواسته اند نامشان به میان آید. نام برخی ممکن است به دلیل اشتباه ما در این لیست نباشد ( که لطفا برای بروز رسانی آن به ما پیام دهید.).

بر آن شدیم تا در این برگه به مرور نام یارانی که همراه بوده اند را بنگاریم. بی شک این کار برای سپاسگزاری از کار بزرگ آنهاست که از ارزش بالایی برخوردار است.

شب و روز در کاریم و تا بتوانیم خواهیم کوشید. اگر چه در مسیر موانع بسیاری است. به همه گونه پشتیبانی بی دریغ شما بسیار نیازمندیم. 

نیما فریدونی – ۹ مرداد ۱۳۹۶ – تهران


سال ۱۳۹۶

شیرین اسدزاده . محمد‌رضا یزدان‌پناه . الیاس توپال . آژوان مرادی . امین سلمانی . موسوی . محمدعلی شیخ الاسلامی . حمید رضا غلامی . هومن قاضی . فرشید عبدالحسین زاده . شهریار شریفی . سورنا ساکی . فاطمه جعفری . کریم فریدونی . سید جلال میرحمزه ئی .  مهران تورانی . نیر رضاخانی . شهرام ناظمی . احسان معصومیان . اسماعیل رنجبر . وحید پرنیان . خالد خالدیان . حجت اله زاهدی پور . عبدالرضا صدیق پور . محمود مختارزاده . بهمن خیرخواه . علی بهروزی . عباس یوسفی نوازنده ی سه تار ساکن شیراز . فاطمه حسینی . محمد کدخدای عرب . محسن سعیدی . پیمان اسحاقیه . تیمور کرمی . سید یحیی حسینی . جعفر حدادی . محمد حسن اخوان کرباسی . حیدر صبوری . مهرانه ابراهیمی . سبحان حسن پور . محمد حسن کرمی . علی باستانی . بهشته صفاخواه . محمد علی طاهری زاده . حبیب علیزاده . علیزاده . حمید محجل . کاظم خسروی . زهره واعظی . رضامیرزایی .احسان جواهری . علی عفیفی . حمید طبیب زاده نوازنده ی تار ساکن پاریس . اردشیر نیک . علیرضا بدیعی . بهمن طاهری . رضا سلیمانی . زهرا تیموری . نجمه کریمی . نبی الله یوسفی . شهلا کریم شانگا نوازنده ی تار ساکن کانادا . رضا حاجیان . شهریار شریفی . علی رمضانی . زهره خزائی . احسان کلانتر پور از سوئد . بهرام سوداگری . محمدرضا کلانتری . هانیه رستگار . احمد کاوسی . محمد جلیلی . نیما تکلو . سیامک فیضی . حسین مردانی . محمد شرفی . سیده طیبه طاهایی . حمید تدین . مهدی کاشفی . راحله ملک . شهرزاد عظیمی . ناظر کریمی . آرام روشنی نوازنده ی سه تار از مونترال کانادا . احسان عمید . مریم جلولی . شهریار شریفی . مرضیه حقیقی. آقای موذن . صادق بشر پور . سعید نیلوفری نوازنده ی سه تار . الیاس لایقی مطلق . فرهاد . مهدی حیدری . محمدی . داود  غفاری . بهرام عسکری . هانی شاهی . علی ویسی . مهندس سید محمد رحیمی نوازنده ی تار ساکن لواسان . مهدی مزینانی نوازنده ی سه تار . کمال البوخنفر . بیژن زارع . آریا محمودی اعظم . آرمان زارعیان نژاد . مصطفی نبی زاده . سعید احمد پور از شهرستان بروجرد . داود حسین زاده . طیبه بنان ماه . امید درویشی . نرمین رضازاده . حمید مولائی بیرگانی . علی محتشم انصاری نوازنده تار تهران . مهدی ضیایی مدبونی . احسان کلانتر پور از سوئد . نوید وام دار از شیراز . رسول داودی . مجید سجادی . امین حسینی . حمیدرضا قنبری بافقی . حمید عسگری . حمید رضا فتحعلی بیگی . فضل اله محمدی . محمد شرفی . کبری لطفیان . امیر اسحاقی . حامد کشاورز . بهمن طاهری . علیرضا بهمنی . محمدرضا رستم جو . الهه شریعت . محمدرضا یزدان پناه . عارف حسینی . بیژن فرسام . امیر موسوی . فائزه کاروان پیشه . فرخ فنایی . سعید ابراهیمی . احسان جواهری نیکو . فهیمه خراسانی . غلامعلی شولی . مهسا خائف . مرتضا میرزایی . سجاد عبدی . مهدی کوچکزایی . مسعود حقی . میفر کیانی


سال ۱۳۹۵ و پیش از آن

علی دهقانی . مجید نعیمی . امید گنجی . دکتر مهدی ضیایی نوازنده تار ساکن کرمان . داود اولیایی فیض آبادی . مهدی فتاحی . حسین حقانی نوازنده سه تار از اسفراین . علی پرتوی از آمریکا . احسان کلانتر پور از سوئد . نادر معدن نطق از ارمنستان . آرمان زارعیان نژاد از تهران . حسین امیری زاده از کانادا . نوید وام دار از شیراز . دکتر خلیل قاسم زاده بیراهنی از تهران

سعید عبادوز . مدرس ویولا . آموزشگاه موسیقی فریدونی

۰

تماس جهت ثبت نام : ۲۲۳۳۳۴۲۵

تلگرام : ۰۰۹۸۹۱۲۳۱۰۸۷۴۰


تمرین اینتر ارکستر تهران به رهبری نادر مشایخی . ویولا سعید عبادوز.mp4


سعید عبادوز نوازنده ویولا متولد ۱۳۵۸ در تبریز است. ۱۲ سال سابقه نوازندگی موسیقی ایرانی و نوازنده ردیف های ویلن و همچنین ۵ سال سابقه کار در زمینه ویلن کلاسیک با اساتیدی چون آقایان سامان صمیمی ، ایمان فخر و کاوه تسعیری و … ونیز نوازندگی در ارکسترهایی به عنوان آلتیست همچون ارکستر نادر مشایخی می باشد.

گفت‌وگو با اردوان کامکار آهنگساز و نوازنده برجسته سنتور

۰

«اردوان کامکار» پانزدهم تیرماه در تالار وحدت کنسرت می‌دهد. «اردوان کامکار» به تازگی آموزشگاه موسیقی تاسیس کرده است که خودش و برادرانش و تعدادی از برترین استادانِ موسیقی در آن حضور دارند.  «اردوان کامکار» مدتی است که مسترکلاس‌هایش را آغاز کرده است. اینها می‌تواند جملاتی خبری باشد. از همان خبرهایی که روزها، ده‌ها نمونه‌اش در سایت‌ها و خبرگزاری‌های مختلف از هنرمندانِ متفاوت منتشر می‌شود؛ اما اینها خبرهای ساده‌ای نیست به روالِ آنچه هر روز منتشر می‌شود، اینها بیان‌گرِ حضورِ دوباره‌ی هنرمندی است که پاساژهای سریع و در هم تنیده و ریتم‌ها و مضراب‌های پیچیده‌اش سبکی نوین در سنتورنوازی به وجود آورد که به نام «شیوه‌ی سنتورنوازی معاصر»‌ شناخته می‌شود و در این سال‌ها البته کم‌کارتر از گذشته بود. بخشی به خاطر بیماری‌ای که همچنان می‌توان به شکلِ یک معجزه به آن نگاه کرد و بخشی دیگر لابد به خاطرِ همان موضوعاتی که باعث کم‌کاری بسیاری از هنرمندان شده است. حالا اما می‌توان به این مسایل فکر نکرد و تنها از این خوشحال بود که «اردوان کامکار» دوباره فعالیت‌های هنری خویش را آغاز کرده است.

  • آقای کامکار شما پانزدهم تیرماه در تالار وحدت کنسرت می‌دهید. در این باره توضیح می‌دهید؟

من در این سال‌ها کمتر کنسرت تک‌نوازی دادم و بیشتر فعالیت‌هایم همراه با گروه موسیقی «کامکارها»‌بوده است تا اینکه دوستم، آقای تهمورس پورناظری که یک شرکت فرهنگی و هنری را مدیریت می‌کند، پیشنهاد داد یک کنسرت تک‌نوازی در تالار وحدت داشته باشم و من هم از این مساله استقبال کردم و قرار شد تا پانزدهم تیر ماه در این سالن به اجرای برنامه بپردازم. در بخشی از این برنامه تک نوازی سنتور می‌کنم و در بخشی دیگر سه نفر از شاگردانم -سیاوش کامکار، مهیار طریحی و مصطفی مومنیان- که شیوه‌ی سنتورنوازی معاصر  را در این سال‌ها با دقت و به تدریج آموخته‌اند و بر روى این  سه‌نوازی تمرین کرده اند اجراخواهند کرد. تریوی سنتور ابتدا قطعه روان ساخته ی مصطفی مومنیان، رها ساخته ی سیاوش کامکار، رویا از ساخته های مهیار طریحی و دماوند ساخته ی من را اجرا می‌کند و بعد من قطعاتی چون شکسته، حریفان و تهران را اجرا می‌‌‌‌کنم.

  • * شما از اواخر سال گذشته یک‌سری مسترکلاس با هدف گسترش شیوه سنتورنوازی معاصر در تعدادی از شهرستان‌ها برگزار کردید و حالا نیز بعد از سال‌ها فعالیت در حوزه آموزش، آموزشگاهی را با نام خودتان دایر کرده‌اید. ضرورت تأسیس آموزشگاه چه بود؟ آیا تلاشی برای گسترش شیوه سنتورنوازی معاصر بوده است؟

من چندان رفت‌وآمدی به وزارت فرهنگ و ارشاد ندارم؛ اما مدتی قبل که ناگزیر برای انجام کاری به آن‌جا رفته بودم، یکی از مسئولان آن‌جا به این نکته اشاره کرد که هم‌اکنون حدود بیش از هزار آموزشگاه موسیقی، تنها در شهر تهران فعال است. این مسأله برای من بسیار عجیب بود. اینکه آیا این تعداد هنرجو در سازهای مختلف وجود دارد؟‌ یعنی با وجود آنکه تعداد هنرجویان سازهای مختلف در این سال‌ها رشد عجیبی داشته، اما باز ضرورت این تعداد آموزشگاه را متوجه نشدم! صرف‌نظر از ماجرای کمی، آیا شیوه‌هایی که به علاقه‌مندان موسیقی در این آموزشگاه‌‌های کوچک و بزرگ تدریس می‌شود، شیوه‌هایی آکادمیک و علمی است؟ آیا می‌تواند استعداد هنرجویان را شکوفا کند یا اینکه تنها وقت، انرژی، پول و انگیزه آنها را به هدر می‌دهد؟ ضمن آنکه بسیاری از کسانی که روی تأسیس آموزشگاه سرمایه‌گذاری می‌کنند هم با شکستی فاجعه‌بار روبه‌رو می‌شوند و نمی‌توانند درآمدی کسب کنند و گاه ناگزیر هستند در همان محیط آموزشگاه دست به خرید و فروش ساز یا سیم ساز بپردازند و این یعنی شکست مطلق. این وضعیت بسیار آشفته است و فکر کردم شاید -تأکید می‌کنم شاید- بتوانم کاری در این زمینه انجام دهم.

  • * در این آموزشگاه فقط سنتور تدریس می‌شود؟

نه، تمامی سازها در این مؤسسه تدریس می‌شوند. حالا بعد از سی سال فعالیت در حوزه آموزش سنتور، خیالم آسوده است که این ساز راه درستی برای آموزش طی کرده است؛ اما این خلأ را در سازهای دیگر به‌شدت مشاهده می‌کنم. البته ما در آموزشگاه «کامکارها» هم در حال تلاش در این زمینه هستیم؛ یادتان باشد این آموزشگاه با آن‌جا تفاوتی ندارد و فقط منطقه‌اش فرق می‌کند.

  • * از نگاه شما این رشد کمّی آموزشگاه‌های موسیقی به چه دلیلی است؟

هر سال تعداد زیادی در رشته موسیقی در سطوح لیسانس، فوق‌لیسانس و دکترا فارغ‌التحصیل می‌شوند. اینها باید چه کاری انجام دهند؟ ارکسترهای دولتی و خصوصی که در ایران چندان فعال نیستند. وضعیت موسیقی هم که همچنان تعریف چندانی ندارد. خیلی از این فارغ‌التحصیلان هم که استعداد عجیب و غریبی ندارند و نمی‌توانند در زمینه خلق فعالیت کنند، خب چاره‌ای جز این نیست که دست به تدریس بزنند.

  • * آقای کامکار! اگر بخواهیم از منظری دیگر رشد کمی آموزشگاه‌ها یا هنرجویان را بررسی کنیم، به این نکته می‌رسیم که انگار حالا آموزش موسیقی بدل به یک «مد» شده است. البته که ایرادی ندارد؛ اما خیلی هم نمی‌توان انتظار داشت که تأثیر آن را در فضای موسیقی مشاهده کنیم.

شاید؛ اما اصلاً مهم نیست. فراموش نکنید که هر کس ساز یاد می‌گیرد، قرار نیست نوازنده حرفه‌ای شود یا کارش موسیقی باشد. از نگاه من نمی‌شود به موسیقی به شکل تفنی نگاه کرد، هرچند هر نوازنده‌ای هم نمی‌تواند نوگرایی یا خلاقیت داشته باشد. من خودم مدت‌ها تنها به نوازندگی مشغول بودم و به همراه آقایان میرزاده، فریوسفی، جمال جهانشاه و فرهمند، پرکارترین نوازنده‌هایی بودیم که در آثار مختلف می‌نواختیم. البته این موسیقی حرفه‌ای نیست، موسیقی حرفه‌ای کاری است که در آن خلاقیت وجود داشته باشد. اگر هم کسی این نیت را دارد که زندگی‌اش با موسیقی همراه شود، باید به این نکته توجه کند کسانی که برای مسأله‌ای جز موسیقی وارد این حرفه می‌شوند، یا زود خسته می‌شوند یا فراموش. ما از ابتدای انقلاب تاکنون خواننده‌های بسیاری داشته‌ایم که هر جا می‌رفتید، صدایشان را می‌شنیدید؛ اما هم‌اکنون هیچ اثری از آنها نیست. اتفاقاً خیلی‌هایشان هم خواننده‌های نامدار یا خوبی بودند. خیلی از آهنگسازان و نوازنده‌ها هم خودشان را به یک‌سری اسم‌های نامدار گره زدند و بعد که به هر دلیلی جدایی بین‌شان افتاد، به شکل کامل فراموش شدند. در این میان، تنها چند نام در تاریخ می‌ماند. برای مثال، ما خارج از ایران بارها تقدیر شده‌ایم؛ اما در کشور خودمان چه؟ اینجا تنها کسی که می‌‌میرد، قدر دانسته می‌شود.

  • * و با این همه آشفتگی، شما به قول خودتان این ریسک را انجام می‌دهید. این را از این جهت می‌گویم که تأکید می‌کنید شاید موفق شوید.

بله، من بهتر از هر کسی می‌دانم که این بازار آشفته است؛ اما نمی‌توانم نسبت به این وضعیت بی‌تفاوت باشم. نمی‌توانم آن نوجوانی را در نظر نگیرم که با هزار انگیزه می‌خواهد ساز یاد بگیرد. باید فضای درستی در اختیار او باشد، نه اینکه وارد محیطی شود که مدام سر دوانده می‌شود و عمرش تلف می‌شود.

  • * اصلاً می‌توان با صِرف آموزش، بدل به نوازنده‌‌ای خوب شد؟‌ این سوالی است که سال‌ها مطرح شده و جواب‌های متفاوتی به آن داده‌اند. برخی تنها تمرکز و فعالیت زیاد را مؤثر می‌دانند و برخی معتقدند که باید استعداد ذاتی وجود داشته باشد.

ببینید، کسی که بخواهد نوازندگی حرفه‌ای انجام دهد، کافی است چند سالی مقدمات این ساز را بیاموزد؛ اما برای بالا رفتن از یک سطح خاص و رسیدن به بیانی جدید در موسیقی، نیاز به انگیزه بسیار بالا و تلاش زیاد است. در این صورت است که می‌تواند به راه‌های بالاتر دست پیدا کند و کار خلاقه‌ای انجام دهد و از دیگران متمایز شود؛ اما متأسفانه برخی از شیوه‌‌های آموزش در ایران باعث شده که هر کس نتواند حتی مقدمات نوازندگی را نیز به شکلی درست بیاموزد. بسیاری هستند که ۲۰ سال ساز می‌زنند؛ اما تنها زندگی و عمرشان را هدر داده‌اند. من ابا ندارم از این‌که بگویم این مسأله حتی در میان برخی از نوازندگان حرفه‌ای هم وجود دارد. در این میان باید به مسأله دیگری هم توجه کرد. به نظرم موسیقی حرفه‌ای است که نباید هیچ‌چیز در آن دخالت کند. برای مثال، من یا برادرانم که همگی هم تدریس می‌کنیم، به اندازه‌ای که باید درآمد خودمان را داریم؛ اما اگر کسی این درآمد را نداشته باشد، مجبور به کسب درآمد تحت هر شرایطی است و این می‌تواند در کارش تأثیر بگذارد و تعهد لازم برای تدریس را از بین ببرد. البته شاید نتوان به آنها هم چندان خرده‌ای گرفت. مسائل مالی شاید کثیف باشد، اما در عین حال بسیار مهم است. شما فرض کنید که ازدواج کرده و بچه‌دار شده‌اید، باید به‌هرحال بتوانید زندگی خود و خانواده‌تان را تأمین کنید.

  • * راه تمییز این مسأله چیست؟ استفاده از یک استاد نامدار می‌تواند راه‌حل باشد؟‌

به‌هیچ‌وجه. صِرف شهرت نمی‌تواند مؤثر باشد. به این خاطر که بحث آموزش، مسأله‌ای کاملاً تخصصی است و لزوماً یک آهنگساز یا نوازنده خوب، استاد خوبی نیست. باید کسی که در این زمینه فعالیت می‌کند، قدرت انتقال داشته باشد. من خودم در این آموزشگاه از حضور بسیاری از اساتید از جمله اعضای خانواده‌ام (ارسلان، اردشیر، ارژنگ و قشنگ) استفاده کرده‌ام؛ اما در عین حال جوان‌هایی را هم انتخاب کرده‌ام که می‌توانند از پس کار برآیند و نوازندگان خوبی تحویل جامعه دهند. برای مثال، سازی مثل کمانچه یا هر ساز دیگری که حالا طرفداران بسیار زیادی دارد و نوازندگان خوبی هم برای آن وجود دارند، باید به شکل آکادمیک‌تری تدریس شود.

  • * با توجه به فضای کنونی، فکر می‌کنید این امکان وجود دارد؟ یعنی راهی هست که بتوان تمام این چند هزار آموزشگاه را ساماندهی کرد؟‌

دولت و وزارت ارشاد باید این کار را انجام دهند و امکاناتی را در اختیار من یا هر استاد باتجربه دیگری قرار دهد تا در یک مرکز بزرگ فعالیت کنند و این مسأله را سر و سامان دهند. در گذشته، نمونه موفقی مثل «مرکز حفظ و اشاعه» یا بسیاری دیگر از مراکز در این زمینه وجود داشت. هنرجویی که در این مراکز تحصیل می‌کرد، می‌توانست به صورت رایگان آموزش ببیند و استادان نیز از طرف دولت به شکل مقتضی حمایت می‌شدند. چند وقت پیش آقای کیانی‌نژاد تعریف می‌کرد که در آن زمان، فلان نوازنده نی، دندان جلویی‌اش دچار مشکل شده بود و نمی‌توانست نی را در دهانش بگذارد، آقای صفوت چند ماه او را پیش دندان‌پزشک می‌برد تا دندانش را درست کند. دولت در این زمینه سرمایه‌گذاری می‌کرد و نتیجه آن را می‌شد در فضای موسیقی به وضوح مشاهده کرد؛ اما متأسفانه هم‌اکنون بیشتر حمایت‌ها، به جای هنرمندان موسیقی از تاجران موسیقی و برخی از ناشران، تهیه‌کنندگان و کنسرت‌گذاران می‌شود که برخی‌هایشان دغدغه ارتقای هنر را ندارند و مدام حتی به آن ضربه هم می‌زنند.

  • * خود دکتر صفوت و برومند محورهای اساسی در مرکز حفظ و اشاعه بودند. به نظر می‌رسد حالا خود هنرمندان هم چنین انگیزه‌ای ندارند.

من خودم بیش از چندین‌بار این ایده را با مسئولان فرهنگی در میان گذاشته‌ام؛ اما هیچ‌کدام ترتیب اثر نداده‌اند. اصلاً تشکیل این آموزشگاه هم بر اساس همان طرح بود؛ یعنی در غیاب حمایت‌های دولتی، مجبورم خودم این کار را با سرمایه شخصی انجام دهم. ببینید سازی مثل «ترومپت» طرفدار چندانی ندارد؛ اما من فکر می‌کنم که نمی‌شود این ساز را از موسیقی حذف کرد؛ برای همین با وجود اینکه ممکن است یک نفر بخواهد آن را آموزش ببیند، باید برایش استاد در نظر گرفت؛ اینها همه اقدامات فردی است که هنرمندان در شکاف حمایت‌های دولتی انجام می‌دهند.

  • * اما صرف‌نظر از تلاش‌های عده‌ای خاص از هنرمندان، باید پذیرفت که چند نسل اخیر هنرمندان موسیقی چندان در مسأله آموزش تمرکز نکرده‌اند.

بله و این جای تأسف بسیاری دارد. خیلی از از اساتید بزرگ ما حتی یک شاگرد هم ندارند. اما وقتی این مسأله مطرح می‌شود، نمی‌توان این موضوع را هم نادیده گرفت که در حال حاضر، بسیاری از هنرمندان دغدغه معاش دارند و تنها می‌خواهند زندگی روزمره‌شان را بگذرانند.

  • * واقعاً امیدوارید فعالیتی که یک نهاد دولتی باید انجام دهد، به شکل شخصی موفقیت‌آمیز باشد؟

نمی‌دانم، من تلاش خودم را می‌کنم؛ چون فکر می‌کنم فرزند خودم و نسل‌های بعد این حق را دارند که از یک سیستم آموزشی درست بهره‌‌‌مند باشند. متأسفانه نه‌تنها دستگاه‌های دولتی در ایران از این اقدامات انجام نمی‌دهند که در کشور ما حتی سرمایه‌داران خصوصی هم فعالیت چندانی در این زمینه ندارند. اتفاقی که در تمام دنیا رخ می‌دهد و شرکت‌های بزرگ، اسپانسر فعالیت‌های هنری هستند.

  • * وضعیت دانشکده‌های موسیقی را چه‌طور ارزیابی می‌کنید؟

به نظرم آنها هم اوضاع چندان خوبی ندارند و متأسفانه جوان‌ها عمرشان را در این دانشگاه‌ها تلف می‌کنند.

  • * چرا؟

چون برخی استادان در آن‌جا فعالیت می‌کنند که بدیهیات را هم نمی‌دانند. شما چه‌طور ممکن است «الفبا» بلد نباشید و بتوانید شعر سعدی یا حافظ را تحلیل کنید؟ برادرم «هوشنگ» که زمانی در دانشگاه تدریس می‌کرد، تعریف می‌کرد کارم این بود که به دانشجویان یاد دهم که شما ریتم را باید این‌طور بنویسید. اصلاً به اینکه این درس هارمونی است یا کنترپوان، نمی‌رسیدم. برای همین هم خیلی زود استعفا داد. بدترین و فاجعه‌ترین کنکور، برای دانشگاه هنر است. حتی در دوره‌ای که من در هنرستان موسیقی بودم، تنها کسانی که درس نمی‌خواندند، به هنرستان موسیقی می‌آمدند. شما به‌طور مثال چند نفر را می‌توانید نشان دهید که از هنرستان یا دانشگاه فارغ‌التحصیل شده و اتفاقی عجیب در موسیقی رقم زده باشد؟‌ گرفتن دکترای موسیقی در دنیا کار بسیار سختی است، اما در ایران به نظر کار آسانی می‌آید!

  • * با این وجود چرا زودتر این آموزشگاه را تأسیس نکردید؟

به دلایل بسیار نمی‌توانستم قبلاً این کار را کنم؛ ضمن اینکه متأسفانه در ایران سن و سال بسیار مهم است. من الان به سن جوانی کامل رسیده‌ام و فکر می‌‌کنم زمان برخی کارها رسیده است.

  • * با این میزان فعالیت در حوزه آموزش، نگران این نیستید که تمرکزتان برای «خلق اثر» تحت تأثیر این مسأله قرار گیرد؟

وقتی پای خلق به میان می‌آید، من آن را به هیچ‌چیز نمی‌فروشم. خلق اثر برای من همیشه جای خودش را دارد. فعالیت آموزشی سه روز در هفته وقت من را می‌گیرد و بعد، زمان من تنها صرف موسیقی می‌شود؛ حتی تلفن کسی را هم جواب نمی‌دهم. از سوی دیگر، بخشی از بحث آموزش من به همین خلق‌کردن برمی‌گردد. من می‌دانم حالا شاگردانی دارم که می‌توانم چهار پنج سال دیگر با خیال راحت در خانه بنشینم و آنها راه من را ادامه دهند. خوشحالم جای خودم ده شاگرد دارم که بسیار دوست‌شان دارم و مثل فرزندانم هستند و با وجودشان با خیال راحت می‌توانم بازنشسته شوم.

  • * الان چند شاگرد دارید که این اطمینان را درباره‌شان داشته باشید؟

اگر اشتباه نکنم، نزدیک به ۸۰۰ نفر هستند که به تدریج تعداد زیادی از آنها را معرفی می‌کنم؛ اما صرف‌نظر از تکنیک، شخصیت شاگردانم نیز برای من اهمیت بسیار زیادی دارد. خیلی‌ها را می‌شناسم که بسیار بااستعدادند؛ اما شخصیت هنری ندارند. خیلی‌ها می‌خواهند راه صدساله را یک‌شبه بروند و نمی‌دانند که بیش از هر کسی خودشان از این مسأله آسیب می‌بینند. من سال‌ها بعد از آنکه به شکل حرفه‌ای ساز می‌زدم، از حضور بسیاری از اساتید استفاده می‌کردم. برای مثال، پیش استاد فخرالدینی می‌رفتم و صحبت می‌کردیم. ایشان به من انتقاد می‌کردند و من از تمام آن چیزها درس می‌گرفتم یا آقای شهبازیان که این‌همه سال‌ تجربه در تدریس و خلق دارند. اما تازه به دوران رسیده‌ها قدرت درک این مسأله را ندارند و تنها به هوچی‌گری فکر می‌کنند. در حالی که نمی‌دانند با هوچی‌گری نمی‌شود به جایی رسید حتی اگر سال‌ها ادامه پیدا کند. در حالی‌که مثلاً نام شهناز، ظریف و لطفی در تارنوازی جاودان است. این هوچی‌گری‌ها زشت است. گاهی برخی جوان‌ها جسارت‌هایی به اساتید می‌کنند که برای من شوک‌آور است.

  • * فکر می‌کنید سن خاصی برای آموزش وجود دارد که در موفقیت مؤثر باشد؟

بستگی به شخص دارد؛ برخی‌ مثل خود من از سه چهار سالگی آموزش را شروع می‌کنند و کسان دیگری که ممکن است بسیار هم حرفه‌ای شوند، از ۲۰ سالگی شروع کرده‌اند. همان‌طور که گفتم، برای اینکه یک نوازنده حرفه‌ای شوید، به یک زمان نیاز دارید؛ اما برای انجام کار خلاقه سن و سال اهمیتی ندارد.

مسترکلاس در کنسرواتوار کومیتاس ارمنستان . ۲۹ مرداد تا ۵ شهریور ۱۳۹۶

۰

مسترکلاس در کنسرواتوار کومیتاس ارمنستان
یک هفته اقامت در ارمنستان و سه روز حضور در کنسرواتوار
ارائه مدرک معتبر پایان دوره از کنسرواتوار
برای اطلاعات بیشتر تلفن های ۸۸۷۲۵۳۱۲-۱۳ تماس حاصل فرمایید

بررسی نشانه های به کار رفته در کتاب های مسعود شعاری برای سه تار . نیما فریدونی

۰

  • حمایت از وبسایت آموزشگاه موسیقی فریدونی

اگر این مطلب برای شما مفید بوده است می توانید ما را برای ادامه ی این کار فرهنگی حمایت کنید

تومان


در این مقاله به بررسی نشانه های استفاده شده در سه تار توسط مسعود شعاری می پردازیم. قابل ذکر است که نگارنده پیشتر به جمع آوری تکنیک های تار و سه تار پرداخته و آنها را اجرا نموده است . (این پروژه همچنان ادامه خواهد یافت.)

نیما فریدونی . ۲۶ خرداد ۱۳۹۶

مسعود شعاری چهار کتاب به نام های گنجینه ی سه تار ، کاروان صبا ، سیر و تحلیل و نت نگاری و نگرشی بر ساختار موسیقی دستگاهی ایران (جلد ۱ دستگاه ماهور)  منتشر کرده است. 

در این کتاب ها از نشانه هایی برای سه تار استفاده شده است که برخی از آنها در آثار علینقی وزیری ، حسین علیزاده و داریوش طلایی وجود داشته و برخی به پیشنهاد مسعود شعاری است.

مسعود شعاری در نت نویسی این آثار از کمک حسین مهرانی نیز بهره برده است. بنابراین مسعود شعاری را می توان نخستین کسی دانست که به ویژگیهای سه تار به صورت مستقل از تار در نت نویسی دقت نموده است.

  • نشانه های قدیمی

    علامت راست ۸ و چپ ۷ : در کتاب طبق معمول گذشته بنا بر این نهاده شده که مضراب های راست را که بیشتر استفاده می شوند ننویسیم و تنها در جایی که چپ می آید نوشته شود.

    علامت تک ریز : بر گرفته از کتاب های حسین علیزاده ( که علامتی است از تلفیق دو علامت قبلی که توسط علینقی وزیری پیشنهاد داده بود. ۸ و T )

    تک ریز

    علامت دراب : برگرفته از کتاب های حسین علیزاده ( که علامتی است از تلفیقی ۸،۷،۸ شامل راست چپ راست سریع )

    دراب

    کمان : اشاره به نت قبل و بازگشت ( این علامت مشابه مردان در موسیقی غربی است اما از لحاظ تکنیکی به دلیل این که دو نت آخر اشاره هستند و بدون مضراب نواخته می شوند متفاوت می باشد. ) . این نشانه از آثار داریوش طلایی اقتباس شده است.

    کمان

    دست باز : این نشانه برگرفته از کتاب های علینقی وزیری می باشد.

    سیم دست باز

    اشاره به قبل : ابداع داریوش طلایی ( اگر در این علامت بالای نت ریز یا تک ریز باشد ، اشاره با ریز صورت می گیرد.)

    اشاره به نت قبل

    اشاره به نت بعد : ابداع داریوش طلایی ( اگر در این علامت بالای نت ریز یا تک ریز باشد ، اشاره با ریز صورت می گیرد.)

    اشاره به نت بعد

    تکیه : ابداع علینقی وزیری ( نوعی اشاره به نت بعد است . بیشتر اوقات با انگشت سوم انجام می شود. می توان از نشانه ی اشاره به نت بعد به جای این علامت استفاده کرد.) تکیه معمولا با ریز و تک ریز قابل اجرا نیست.

    تکیه

    کندن : این علامت توسط علینقی وزیری پیشنهاد شده است.

    کندن

    خراش : ابداع حسین علیزاده

    خراش

    اجرای چند نت با ریز : مشابه این نشانه پیشتر توسط علینقی وزیری هم استفاده شده است.

    اجرای چند نت با ریز

    در کتاب سیر در توضیح این علامت خط اتصال بین نتها اشتباها فراموش شده است.

    اجرای چند نت با ریز

    راست با شست راست : این نشانه پیشتر توسط حسین علیزاده برای تار پیشنهاد شده بود که با سه تار هم قابل اجرا ست.

    راست با شست راست
  • نشانه های ابداعی مسعود شعاری

    تکیه با مضراب چپ : این نشانه که پیشتر توسط داریوش طلایی به گذاشتن یک نقطه روی علامت اشاره به نت بعد نشان داده شده بود به اجرای تکیه ای اشاره دارد که نت دوم که در تکیه های معمولی بدون مضراب نواخته می شد با چپ خفیف اجرا شود.

    تکیه با مضراب چپ

    اجرای چند نت با یک مضراب : در کتابهای تازه تر حسین علیزاده در این مورد نت های دوم به بعد که بدون مضراب نواخته می شوند یا با سر باریک یا باسر کوچک نمایش داده شده اند.

    اجرای چند نت با یک مضراب

    در کتاب سیر در توضیح این علامت خط اتصال بین نتها اشتباها فراموش شده است.

    اجرای چند نت با یک مضراب

    پژواک : این نشانه و نام آن ابداع حسین علیزاده است اما مسعود شعاری برای آنکه آن را با واپژواک ( این نام توسط نیما فریدونی پیشنهاد شده است .) تمیز دهد از ۸ در کنار آن استفاده نموده است. به نظر نگارنده می توانستیم از علامت حسین علیزاده به طور کلی برای پژواک رو به جلو استفاده کنیم و برای واپژواک از نشانه ی مسعود شعاری که ۸ را بعد از علامت پژواک آورده است.

    پژواک

    واپژواک : ( این نام توسط نیما فریدونی پیشنهاد شده است. )

    واپژواک

    چارک پژواک : ( این نام توسط نیما فریدونی پیشنهاد شده است. ) پژواک به ربع پرده زیرتر. نشانه ی مسعود شعاری نادرست است. طبق قوانین موسیقی اگر علامتی وابسته به نت بعد باشد ( ماننده اشاره ، پژواک ، تریل و …. ) و بخواهیم نت بعدی تغییر کند ( بم یا زیر تر شود . ) باید نسبت به نتی که هست مقدار تغییرش را تا حالت دلخواه در نظر بگیریم. به عنوان نمونه اگر در آهنگی سرکلید ما می بمل است و روی نت ر پژواک گذاشته ایم اما می خواهیم به می بکار تریل بخورد روی پژواک باید بنویسیم دیز . این دیز نت می بمل سرکلید را نیم پرده زیرتر خواهد کرد تا ما به هدف خود رسیده باشیم. نشانه ی مسعود شعاری این قانون را زیر پا گذاشته است. پیشتر توسط حسین علیزاده این گونه تغییرات به صورت مقطعی در قطعه ی مربوطه نوشته می شد و نیازی به پیشنهاد علامتی مجزا نبود. بنابراین چارک پژواک در هر قطعه ای ممکن است ترکیبی از علامت پژواک و علامت های بمل و کرن باشد.

    چارک پژواک

    تک تریل : این نشانه برای تمیز دادن تریل هایی است که در آغاز آنها تک نواخته شده و با کمی مکث تریل زده می شود.

    تک تریل

    تک سیم : اجرای سه تار بدون برخورد مضراب به سیم های دیگر ( واخوان ) . این تکنیک توسط احمد عبادی ابداع گردید اما مسعود شعاری برای نخستین بار علامتی برای آن برگزید که به نظر نگارنده نشانه ی بسیار گویایی است .

    تک سیم

    پرسیم : اجرای نت ها با برخورد مضراب به سیم های دیگر ( واخوان ) . این شیوه در سه تار نوازی سنتی همواره اجرا می شده است اما مسعود شعاری برای نخستین بار علامتی برای آن برگزید که به نظر نگارنده نشانه ی بسیار گویایی است .

    پر سیم

    تک کنده دست باز : ( این نام توسط نیما فریدونی پیشنهاد شده است ) پیشتر حسین علیزاده نشانه ی بهتری را ارائه نموده بود. او زیر علامت کندن صفر گذاشت و به نظر نگارنده نشانه ی بسیار خوبی بود. نشانه ی مسعود شعاری گویا نیست.

    تک کنده دست باز

    تک کنده دست باز ریز : ( این نام توسط نیما فریدونی پیشنهاد شده است. ) پیشتر حسین علیزاده نشانه ی بهتری ارائه نموده بود. او نت آغازین را با حالت زینت نوشت و بعد زیر علامت کندن آن صفر گذاشت و بعد نتی که ریز بود را به صورت عادی با علامت ریز نشان داد. به نظر نگارنده نشانه ی مسعود شعاری گویا نیست.

    تک کنده دست باز ریز

    پنجه کاری تک به سه : حسین علیزاده پیشتر با نمایش نت های سرباریک و علامت کندن زیر آنها این تکنیک را بهتر نشان داده بود. حال آنکه پنجه کاری تک به سه حالت های دیگری غیر از مدل زیر دارد که با این نشانه آنها را نمی توان تمیز داد.

    پنجه کاری تک به سه

    پنجه کاری تک به چهار یا پرستو : حسین علیزاده پیشتر با نمایش نت های سرباریک و علامت کندن زیر آنها این تکنیک را بهتر نشان داده بود.

    پنجه کاری پرستو تک به چهار
    پنجه کاری تک به چهار

    فلاژوله دست باز : ( این نام پیشنهاد نیما فریدونی است. )

    فلاژوله دست باز

    چپ با شست راست : ( این نام پیشنهاد نیما فریدونی است. ) این تکنیک به نظر می رسد نخستین بار توسط مسعود شعاری با الهام از شیوه ی دوتار نوازی استفاده شده باشد. علامت مربوطه نیز با الهام از علامت راست با شست راست حسین علیزاده در نظر گرفته شده است.

    چپ با شست راست

    راست پوست : ( این نام توسط نیما فریدونی پیشنهاد شده است. )

    راست پوست

نشانه های ابداعی مسعود شعاری برای تکرارها و تغییر سرعت

با توجه به حضور چنین علاماتی از گذشته ی دور در فرهنگ نت نویسی بین المللی به نظر من این علامت ها نه تنها کار را سخت تر نموده است بلکه ایجاد آنها بیننده را دچار سردرگمی می نماید. نشانه های تکرار هم به بهترین وجه توسط داریوش طلایی به کار گرفته شده بود که شامل کادر و عدد تکرار کنار آن می باشد و نیازی به ابداع این نشانه ها نبوده است. هر چند به هر حال می دانیم که در ردیف موسیقی تکرار ها خیلی دقیق نیستند و می توانند به تناسب هر اجرا کمی بیشتر و کمتر شوند اما عدد تکرار حدود آن را بهتر نشان می دهد و نشانه ی مسعود شعاری گویا نیست.

تغییر سرعت اجرا از تند به کند:

تغییر سرعت از تند به کند

تغییر سرعت اجرا از معمول به کند :

تغییر سرعت از معمول به کند

تغییر سرعت از معمول به تند :

تغییر سرعت از معمول به تند

تغییر سرعت از کند به تند :

تغییر سرعت اجرا از کند به تند

تکرار حداکثر سه یا چهار بار :

تکرار حداکثر سه یا چهار بار

تکرار بیش از سه بار:

تکرار بیش از سه بار

 

بیوگرافی مسعود شعاری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
مسعود شعاری
تولد ۱۳۴۰
تهران
ملیت  ایران
سبک‌(ها) موسیقی سنتی ایرانی
موسیقی تلفیقی
ساز(ها) سه‌تار
سال‌های فعالیت ۱۳۶۱ تا کنون
ناشرین سروش
آوای شیدا
هرمس
آوای باربد
اعضای کنونی گروه همساز، گروه رهاب
اعضای پیشین گروه عارف
سازهای برجسته
سه‌تار
وب‌گاه وب‌گاه رسمی

مسعود شعاری (زاده ۱۳۴۰ تهرانآهنگساز و نوازنده برجسته سه‌تار می‌باشد.

زندگی‌نامه و فعالیت‌هنری

مسعود شعاری در سال ۱۳۴۰ در تهران متولد شد. موسیقی را از کودکی و با فراگیری سنتور نزد منیژه علی‌پور آغاز کرد. سپس نزدداریوش طلایی به فراگیری سه‌تار پرداخت و از سال ۱۳۶۱ آموزش ردیف موسیقی ایران و فراگیری تار را نزد محمدرضا لطفی آغاز نمود. همچنین قطعات بسیاری از موسیقی قدما را نزد استاد اصغر بهاری آموخت. وی سپس به کمک اساتیدی چون استاد مهدی کمالیان و محمود هاشمی به پژوهش و بازسازی مکاتب سه‌تار نوازی قدما نظیر صبا، هرمزی، فروتن، عبادی و غیره پرداخت که دو آلبوم شباهنگ وکاروان صبا حاصل این دوره از فعالیت اوست. او در آلبوم شباهنگ قطعاتی از موسیقی قدما را در سه‌گاه و اصفهان تنظیم و اجرا نمود که مورد توجه قرار گرفت.[۱] این قطعات شامل آثار استادانی چون استاد اصغر بهاری، رکن‌الدین مختاری، یوسف فروتن و سعید هرمزی بود. همچنین او در آلبوم کاروان صبا قطعات استاد ابوالحسن صبا را با شیوه اجرایی مختص سه‌تار تنظیم کرد و خود به اجرای آنها پرداخت. مسعود شعاری همچنین به امر آموزش نیز پرداخت و با تاسیس مرکز آموزشی همساز شاگردان بسیاری تربیت نمود. او در ادامه مسیر نوازندگی اش دست به تجربیاتی در موسیقی تلفیقی زد که تاکنون منجر به خلق ۴ آلبوم : سیر، انتظار، در سایه باد و رهاب شده است. در این آثار وی تلاش کرده است تا گفتگویی شنیدنی میان سه‌تار و سازهای غیر ایرانی ایجاد کند.[۲]

آثار

آلبوم‌ها
نام آلبوم سال انتشار آهنگساز نوازنده خواننده ناشر توضیحات
راز و نیاز ۱۳۶۷ حسین علیزاده Yes علی‌رضا افتخاری ماهور اجرا با گروه عارف
کاروان صبا ۱۳۷۴ Yes Yes سروش تنظیم و اجرای آثار ابوالحسن صبا برای سه‌تار
یادواره استاد نورعلی برومند ۱۹۹۵ محمدرضا لطفی Yes نصرالله ناصح پور آوای شیدا اجرا با گروه شیدا
نیایش ۲۰۰۰ Yes اجرا با گروه (اصل موضوع انتخاب)
سیر ۱۳۸۰ Yes Yes نشر هرمس موسیقی تلفیقی با همکاری کریستف رضاعی
انتظار ۱۳۸۴ Yes Yes آوای شیدا موسیقی تلفیقی (دونوازی سه‌تار و طبلا)، با همراهی درشن آنند
در سایه باد ۱۳۸۶ Yes Yes آوای باربد موسیقی تلفیقی با همراهی آرش مینویی و درشن آنند
شباهنگ ۱۳۸۹ Yes Yes سروش سه‌تار نوازی به شیوه قدما، به‌همراه کوشان یغمایی
غروب ۱۳۸۹ Yes Yes آوای باربد به‌همراه گروه همساز
رهاب ۱۳۹۰ Yes آوای باربد به‌همراه گروه رهاب
کنسرت نیاوران ۱۳۹۰ Yes آوای باربد سینا شعاری و درشن آنند

کتاب‌ها

  • گنجینه سه‌تار(۱)، بازسازی آثار قدما و تنظیم برای سه‌تار، موسسه فرهنگی سرای اهل هنر[نیازمند منبع]
  • کاروان صبا، مجموعه قطعات استاد ابوالحسن صبا تنظیم برای سه‌تار، انتشارات سروش
  • سیر، محموعه قطعاتی برای سه‌تار

منابع

  1. پرش به بالا به نقل از محمدرضا لطفی، بروشور کاست انتظار اثر مسعود شعاری، موسسه فرهنگی هنری آوای شیدا
  2. پرش به بالا مسعود شعاری
  • وب‌گاه رسمی مسعود شعاری: http://www.mshaari.com
  • کتاب کاروان صبا اثر مسعود شعاری
  • کتاب سیر اثر مسعود شعاری

پیوند به بیرون

 

نت رنگ اصفهان غنی و فقیر . درویش خان و فیلم آموزشی سه تار . نیما فریدونی

۰

  • حمایت از وبسایت آموزشگاه موسیقی فریدونی

اگر این مطلب برای شما مفید بوده است می توانید ما را برای ادامه ی این کار فرهنگی حمایت کنید

تومان


 فیلم آموزش سه تار رنگ اصفهان غنی و فقیر درویش خان


شش دهه زندگی موسیقیایی استاد یوسف عابدآشتیانی

۰

تبریز – ایرنا – استاد یوسف عابدآشتیانی متولد ۱۳۱۵ شمسی در محله قدیمی ‘کوچه باغ ‘ تبریز است که حدود شش دهه با موسیقی و تارایرانی همنشین بوده و شاگردان زیادی را تربیت کرده و به جامعه هنری تحویل داده است.

پنجشنبه یکی از روزهای خرداد ۱۳۹۶ در عکاسخانه جدیدالاسلام میهمان استاد محمدعلی آقا جدیدالاسلام هستیم.
جدیدالاسلام که به دلیل دهه ها فعالیت در عرصه عکاسی و مجموعه داری عکس و عکاسی، شهره عام و خاص می باشد، طلایه دار امر خیری شده است.
وی با توجه به ارتباط و دوستی اش با ارباب فضل و فرهنگ و هنر، مسیر جدیدی را فرا روی ما گشوده و قرار گذاشته ایم هر هفته به سراغ یکی دو تن از بزرگان این عرصه تاثیرگذار و تحول آفرین برویم.
اما از این رویکرد، دو هدف عمده را دنبال می کنیم؛ نخست، شناساندن چهره ها و سرمایه فرهنگی – هنری آذربایجان شرقی و تبریز بر بستر چشم انداز سیاست های فرهنگی نظام مقدس جمهوری اسلامی؛ دوم، زمینه سازی برای شناساندن چهره های جدید و جوان این حوزه به مخاطبان و افکار عمومی.
و باز یادآوری این نکته خالی از لطف نیست که عکاسخانه آقای جدیدالاسلام که به نظر بنده، اطلاق عنوان موزه به آن بیشتر همخوانی دارد، به دلیل فضای خاص فرهنگی آن به خودی خود، انگیزه پرداختن به موضوعات فرهنگی- هنری را دوچندان می کند.
از همین رو بود که قرار دومین مصاحبه از این سلسله گفت و گوهای فرهنگی را در عکاسخانه جدیدالاسلام گذاشتیم.
میهمان این برنامه گفت و گو، استاد عابدآشتیانی بود که به گفته خودش در سال ۱۳۱۵ شمسی در محله تاریخی ‘کوچه باغ’ تبریز در یک خانواده مذهبی متولد شده است.
عابدآشتیانی که حدود ۶۰ سال نوازندگی تار ایرانی را در فعالیت های هنری خود دارد، با موی سپید و ظاهر مرتب، در نخستین نگاه ما را جذب خود می کند.
وی موسیقی را در سال هایی آغاز کرده که روی آوردن به این هنر از منظر اجتماعی و آموزشی (نبود کلاس های آموزشی نظام مند) بسیار دشوار بوده است.
استاد عابد آشتیانی در توصیف دشواری های آموزش موسیقی در آن دوره در حالی که به شدت متاثر است و بغض گلویش را فشرده است، به ذکر این خاطره بسنده می کند که ‘مادرم یک گردنبند قدیمی داشت که آن را فروخت و پولش را به من داد تا بتوانم نخستین تارم را بخرم’.
وقتی از استاد می خواهم شمایی از نحوه ورودش به عالم موسیقی و ادامه این مسیر پرسنگلاخ را برایم بگوید، این گونه زبان به سخن باز می کند:
‘اولین بار در کلاس مرحوم طریقی حضور یافتم. پس از مدتی استفاده از محضر وی که زحمات و نامه پرانی های ما در کنار بزرگان آن روز موسیقی تبریز همچون آقایان ابوالحسن اقبال آذر، محمدحسن عذاری، خاچاطوریان، آشوت بابایان و زاون برای افتتاح هنرستان موسیقی تبریز نتیجه داد، به عنوان هنرآموز در کلاس های هنرستان، دوره جدیدی را در کلاس های شبانه شروع کردم.
در هنرستان موسیقی تبریز در سال های ۳۶-۱۳۳۵ شمسی من به مدت دوسال در خدمت مرحوم آقای عذاری آموزش دیدم.
پس از چند سالی که از هنرستان فارغ التحصیل و در همانجا مشغول فعالیت شدم، با ارکستر تلویزیون و رادیو نیز همکاری داشتم و در نهایت با جمعی از دوستان، آموزشگاه موسیقی فارابی را بنیان گذاشتیم که مدیریت را نیز به آقای مرحوم دکتر بهجت واگذار کردیم و حتی بعد از مرگ آن مرحوم نیز همه دوستان در نامه ای خواستار شدیم که آموزشگاه به نام فرزندش منتقل شود. تا حدود یک سال قبل نیز من خودم در همان اموزشگاه تدریس می کردم و از آن پس دیگر مشغول استراحت هستم.
بعد از پیروزی انقلااب اسلامی در دوره های آموزشی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان شرقی همکاری داشتم’.
بقیه این مصاحبه برای پرهیز از اطاله کلام و یکنواخت نشدن آن به شکل سوال و جواب می آید؛
-س: استاد از محل تولد و زندگی تان برای ما بگویید و اینکه در خانواده چند نفر بودید؟
-ج: من در سال ۱۳۱۶ شمسی محله تاریخی ‘کوچه باغ ‘تبریز به دنیا آمدم. چهار برادر و یک خواهر بودیم که اکنون غیر از خودم دو برادر دیگر در قید حیات هستند. خواهرمان نیز آخرین زن استاد ابوالحسن خان اقبال آذر بود. ابتدایی را در مدرسه صائب محله کوچه باغ خواندم و سپس در مدارس منوچهری و امیرخیزی تا پایان متوسطه درس خواندم. در رشته ورزشی والیبال مدال گرفته ام. رییس گروه هنری تمام کارخانه های تبریز بودم، بعد که کارخانه ماشین سازی مستقل شد، مسوولیت گروه هنری آنجا را که بسیار معظم و مجهز بود، عهده دار شدم.
-س: بعد از اخذ دیپلم چه کار کردید؟ مشخصا از چه سالی وارد عالم موسیقی شدید؟
-ج: بعد از پایان دوره دو ساله آموزش موسیقی در هنرستان موسیقی تبریز، هم در آنجا تدریس کردم و هم در ارکستر هنرستان حضور داشتم. داستان خریدن نخستین سازم جانسوز و جانگداز است؛ مرحوم مادرم گردنبندی داشت که آن را به من داد تا بفروشم و سازی تهیه کنم و ۳۰۰ تومان برای خریدن ساز از مرحوم آقای عذاری دادم.
این داستان چه تاثیری در مسیر هنری شما گذاشت؟
-ج: تهیه ساز با این دشواری باعث شد که با جمعی از دوستان به فکر تهیه ساز بیافتیم. با توجه به اینکه اگر مکانیسم تهیه ساز درست نباشد، صدای آن مقبول نخواهد بود، بدیهی است که تهیه ساز، کار دشواری بود. از سوی دیگر با توجه به تجربه تلخ خودم، می خواستیم ساز ارزان قیمت درست کنیم که علاقه مندان از عهده خریدش برآیند. تا یاد نرفته باید تاکید کنم که آقایان حامد و دیرند با من در این مسیر بودند. آقای دیرند هنوز نیز در شهر ارومیه ساز می سازد. آن زمان ساز گران بود و ما ۲۵ عدد ساز ساختیم که مخاطب مان نیز اقشار فقیر جامعه بودند و هر کدام از سازها را نیز ۱۵ یا ۱۶ تومان فروختیم.
این اتفاق در اوایل دهه ۱۳۵۰ اتفاق افتاد و هنوز نیز یکی از آن سازها را خودم دارم. سازهایی که ما ساختیم، درست است که اندازه شان اندکی کوچک بود، اما اصولی ساخته شده بودند. سازهایی که به شکل نجاری درست می شوند، مثل هیزم می مانند و ارزش هنری شان بسیار پایین است.
– س: از اساتید شاخص دوره هنرستان موسیقی تبریز نام ببرید.
– -ج: مرحوم آقای عذاری از تاثیرگذارترین اساتید در زندگی هنری و موسیقیایی من بودند. مرحوم آقای عذاری نت می دانست و چون من هیچ علاقه ای به یادگیری موسیقی بدون نت نداشتم، پیش ایشان رفتم و در کلاس هایشان شرکت کردم. بعدا مدتی در خدمت آقای اردوبادی بودم، ولی نتوانستم از او نت یاد بگیرم، اما از آقای فخیم فارابی در زمینه آموزش موسیقی با نت خیلی فرا گرفتم و تاثیر بسزایی داشت. مرحوم آقای فخیم فارابی از نظر نت نویسی و نت دانستن در شهر تبریز آن موقع نمونه بود.
– س: از هم دوره ای های شاخص آن زمان چند نفر را نام ببرید؟
– ج: در حوزه تار ایرانی شخص خاصی را به خاطر ندارم، ولی آقایان حامد یزدانی و دکتر بهجت در سنتور بسیار توانمند بودند.
– س: در ان زمان در هنرستان موسیقی موسیقی محلی(آذری) نیز تدریس می شد؟
– ج: به خاطر نمی آورم.
– س: آغاز همکاری تان با رادیو تبریز چگونه بود؟
– ج: مرا برای همکاری با ارکستر محلی به رادیو دعوت کردند. یکی دو جلسه که رفتم، دیدم نمی توانم با آنها کار کنم، چون اعضای ارکستر رادیو ازبر (سماعی) می نواختند. آن زمان آقای بیگجه خانی(استاد غلامحسین) و برادرش عدبال نیز در ارکستر رادیو بودند. سپس آقای دکتر صفوت به تبریز آمد و گروهی را برای آزمون و آزمایش دعوت کردند که من نیز به همراه آقایان دکتر بهجت، حامد یزدانی فر و اخوان جز قبول شدگان بودم و بعدها آقایان افشار و رنجبر نیز به ما ملحق شدند.
– س: بعد از پیرزوی انقلاب اسلامی چه شد؟ از شاگردان شاخص تان بگویید؟
– ج: با توجه به شرایط خاص آن زمان که کشور درگیر جنگ و این مسایل بود، من با اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان شرقی ادامه همکاری داشتم و در کلاس های موسیقی آنجا تدریس می کردم. البته همان گونه که گفتم تدریس در آموزشگاه موسیقی فارابی تبریز نیز تا یکسال قبل ادامه داشت. در این مدت حدود ۲۰۰ شاگرد تربیت کرده ام که آقایان داوری و کبیری و صغیری از جمله برخی از شاخص ترین آنها هستند. البته آقای بابک کامکار نیز از شاگردان بسیار موفق بنده است که در زمان حاضر خودش در کشور هلند گروه ارکستر دارد و ان را داره می کند.
– س: با توجه به ارتباط فامیلی تان با آقای اقبال آذر از وی بریمان بگویید؟
– ج: مرحوم اقبال آذر به خانواده ما زیاد رفت و آمد می کرد، چون داما ما بود. میانه اقبال آذر با مرحوم پدرم بسیار خوب بود و در حضور پدرم می خواند. میرزا طاهر خوشنویس نیز همیشه با اقبال آذر به خانه ما می آمد. من نیز به خانه مرحوم اقبال آذر زیاد رفت و آمد می کردم و آن مروحم خیلی مرا دوست داشت و تشویق ام می کرد.
– س: ماندگارترین خاطره تان از این همه سال فعالیت در عرصه موسیقی کدام است؟
– ج: دو بار برای اجرای برنامه به آسایشگاه جذامیان ‘باباغی’ تبریز رفتیم که از دیدن آن فضا بسیار متاثر شدم، به گونه ای که یک وقتی متوجه شدم پوست تارم خیس شده است و من این خاطره را هرگز فراموش نمی کنم.
– س: شما طبق روال رایج آن زمان به عروسی ها هم می رفتید؟
– ج: من فقط یک بار به اصرار دوستان در یک مجلس عروسی حاضر شدم. وقتی که مجلس شروع شد، مادر داماد به ترکی خطاب به اطرافیان گفت که ‘آی بالا! بس بو سازاندیا پول یغمیاجاخسیز’ (آهای مردم! کسی نمی خواد برای این هنرمند پول جمع کنه) و این برایم بسیار گران آمد و تاثیر منفی داشت. پس از آن دیگر پا در چنین مجالسی نگذاشتم. البته پنهان نمی کنم که گذران معیشت نیازمند پول و کسب درآمد است.
– س: از اینکه وقت تان را در اختیار ما گذاشتید، بسیار متشکرم.
– ج: من هم از شما بسیار ممنونم.
مصاحبه و انتشاردهنده: محمد عزیزی راد