نت ساقی عطاالله خرم

نت ساقی عطاالله خرم

نت ساقی عطاالله خرم پرویز وکیلی ویگن
این آوانگاری توسط احمد جباریان نوازنده تار ساکن آلمان انجام شده‌است.

شوشتری
ساقی
ساقی به خدا خون شد دل ما کو جام شرابم
زین چشم ترم سوزد جگرم سر مست و خرابم
بت عشوه گرم بنشین به برم بنشین ای جانم
شده ام نگران تو چنان دگران از خود مرانم
ساقی دلم شکستی آخر تو هم که مستی
کمتر گو افسانه جام دگر پیمانه
ساقی دست من بر دامان تو
جانم قربان آن چشمان تو
پر کن بار دگر پیمانه ام
بگذر از دنیا و از غم یکدم


Viguen – Saghi | ویگن – ساقی

ساقی ، ویگن

نت یاس پرپر عطاالله خرم پرویز وکیلی ویگن

نت یاس پرپر عطاالله خرم پرویز وکیلی ویگن

نت یاس پرپر عطاالله خرم پرویز وکیلی ویگن
آواز شوشتری

یاس پرپر
ما به نیمه ره سرنوشت روزی آخر به هم رسیدیم
لحظه های خوشی بود و ما قصه عشق هم شنیدیم
گر آن روز صبح امید و آشنایی ها بود
روز دگر شام تاریک جدایی ها بود
بگرفتم پنهان کردم گل یاسی از دستت
به نگاهی در تو خواندم غمی از چشم مستت
درآن روز پر از نسترن همه بستان بود
میدیدم گل صحراها همه خندان بود
دست باد سر راه ما گوهر افشان بود
بگرفتم پنهان کردم گل یاسی از دستت
به نگاهی در تو خواندم غمی از چشم مستت
آه چه شد آخر که از هم جدا گشتیم
با غم دوری آشنا گشتیم
در دستم گل یاس پرپر شد چرا پرپر شد
چرا آن اتش خاکستر شد چرا خاکستر شد


Vigen “Yas Parpar” – “ویگن “یاس پرپر

یاس پرپر ، ویگن

نت پریا عطاالله خرم پرویز وکیلی ویگن

نت پریا عطاالله خرم پرویز وکیلی ویگن

نت پریا عطاالله خرم پرویز وکیلی ویگن
آوانگاری احمد جباریان
دستگاه چهارگاه
پریا
بیا پریا بریم به صحرا
بهار اومده آی گل در اومده
سر به سر این زندگیم چون پاییزه
برگ امید از شاخه قلبم میریزه
بشنوید ای پریا درد دلهای مرا
یارمن گشته از او شد بلایی که مگو
آی پریا مرا در شهر خود به زنجیرم کنید
مهربانیها کنید از عشق او سیرم کنید پریا
ای پریهای فسانه بگذرید از هر بهانه
در کنار من بشینید اشکم از مژگان بچینید


Min film 408 ترانه ای دلنشین و خاطرانگیز به نام پریا از ویگن

نت آخرین دیدار عطاالله خرم

نت آخرین دیدار عطاالله خرم

نت آخرین دیدار عطاالله خرم پرویز وکیلی ویگن
آوانگاری احمد جباریان

متن آهنگ آخرین دیدار از ویگن
در کنار او نشستم
بر نگاهش دیده بستم
همچنان دریای جوشان
گه خموش و گه خروشان
مانده بودم مست و حیران
گریه ام بی اختیار
شد چو باران بهار
او ز من پا میکشد
بر سرشکم می خندید
او در پی آزار من بود
بیزار از این دیدار من بود
غم های دل بی گفتگو ماند
او رفت و از او یاد او ماند
همچون عطر گلها با نسیمی گذشت
hamchon atre golha ba nasimi gozasht
رفت و دیگر بر نگشت
rafto digar barnagasht
او دلش با دیگران بود
لب خموش و سر گران بود
گریه ها گفتار من بود
وان دم تلخ و جگر سوز
آخرین دیدار من بود
او در پی آزار من بود
بیزار از این دیدار من بود
غم های دل بی گفتگو ماند
او رفت و از او یاد او ماند
همچون عطر گلها با نسیمی گذشت
hamchon atre golha ba nasimi gozasht
رفت و دیگر بر نگشت
rafto digar barnagasht
رفت و دیگر بر نگشت
rafto digar barnagasht
ترانه آهنگ آخرین دیدار از ویگن
او رفت و از او یاد او ماند
همچون عطر گلها با نسیمی گذشت
hamchon atre golha ba nasimi gozasht
رفت و دیگر بر نگشت
rafto digar barnagasht
رفت و دیگر بر نگشت
rafto digar barnagasht


ویگن / آخرین دیدار

ویگن _ اخرین دیدار