گزارش کامل و فیلم مراسم رونمایی کتاب بررسی ساختار تصنیف های عارف قزوینی شهر کتاب دانشگاه 12 آبان 1396

مراسم رونمایی کتاب بررسی ساختار تصنیف های عارف قزوینی شهر کتاب دانشگاه 12 آبان 1396 یک


مراسم رونمایی کتاب بررسی ساختار تصنیف های عارف قزوینی شهر کتاب دانشگاه 12 آبان 1396 دو


گزارش مراسم رونمایی کتاب «بررسی ساختار تصنیفهای عارف قزوینی»

عکسها از علی انیسی

ساعت 17 عصر جمعه 12 آبان 1396، مراسم رونمایی کتاب «بررسی ساختار تصنیفهای عارف قزوینی»، نگارش مرجان راغب، که اخیراً توسط نشر خنیاگر به بازار نشر عرضه شده است در شهر کتاب دانشگاه برگزار شد. در این مراسم دکتر هومان اسعدی، دکتر بابک خضرایی، شهاب مِنا (ناشر) و مرجان راغب (مؤلف) دربارۀ این اثر سخنرانی کردند.
شهاب مِنا در ابتدا اظهار نمود این اولین جلسۀ رونمایی کتابهای نشر خنیاگر است و در ابتدا به دلایل تأسیس نشر خنیاگر پرداخت. او اظهار داشت پیش از آنکه در نشر کتاب بهعنوان ناشر فعالیت کند خود مؤلف بوده است و تعداد نُه جلد کتاب از او از سال 1384 تاکنون توسط ناشرین مختلف منتشر شده است اما در انتشار برخی از این کتب مشکلاتی رخ داد که تصمیم به تأسیس انتشارات و نشر باقی کتب خود از آن طریق کرده است. وی اظهار داشت از نگاه او نگارش یک کتاب تا نقطۀ پایانی آن 40% راه است و باقی آن هفتخوان نشر است که از یافتن ناشر و در نوبت نشر قرارگرفتن و اطالۀ چندسالۀ انتشار یک کتاب شروع میشود و با تصرفات ناصواب و بیاطلاع ناشر در عنوان و محتوای اثر مؤلف، چه با ویرایش علمی و چه با ویرایش ادبی غیراصولی و سلیقهای، و نیز پخش منفعلانۀ کتاب ادامه مییابد. او اظهار داشت براساس کاستیهای موجود، طی سالیان فعالیت خود در نگارش کتاب مجبور به مهارتیافتن در امور فنی مختلف آمادهسازی کتاب برای نشر کتابهایش شده و خود سالها بهعنوان فعالیتی جنبی به امور فنی آمادهسازی حدود نود عنوان کتاب برای مؤلفین مختلف نیز اشتغال داشته و هدایت این آثار برای نشر نیز انگیزهای برای تأسیس نشر خنیاگر شده است.
مِنا افزود نشر خنیاگر از مهرماه 1393 جواز فعالیت گرفت و تاکنون 17 عنوان کتاب با شمارگان 14000 نسخه تولید کرده است. او افزود سعی کرده است بهجای کتابسازی و تأکید بر کمیت آثار، به نشر آثاری بپردازد که نو و راهگشایند و در این راه، آثار را بر میگزیند و خود در هدایت علمی و فنی آنها تا مرحلۀ تولید و نشر مؤلفین را همراهی میکند. او اظهار داشت کتابهای نشر خنیاگر غالباً بر دو گونهاند: کتابهای آموزشی و کتابهای پژوهشی و موسیقیشناسانه. ازجمله کتابهای شاخص آموزشی نشر خنیاگر میتوان به کتابهای «دُرّاب: یکصدوهفده تمرین برای سنتور»، نوشتۀ سورنا صفاتی و «شورانگیز: آشنایی مقدماتی با دستگاههای موسیقی ایرانی برای سنتور»، نگارش رامین صفایی اشاره کرد. کتابهای پژوهشی نشر خنیاگر نیز غالباً بهسوی موسیقیشناسی ایرانی و نگارش دربارۀ شرح حال، گردآوری و تشریح آثار مفاخر موسیقی ایران سوق یافته است. ازجملۀ این کتابها میتوان به «ضربیهای حبیب سماعی براساس اجرای مجید کیانی» به نگارش شهاب مِنا اشاره کرد که در مسابقۀ دوسالانۀ کتاب برتر در خانۀ موسیقی در سال 1385 بهعنوان کتاب کمکآموزشی شایستۀ تقدیر شناخته شد. همچنین «برگزیدۀ آثار رضا ورزنده» از رامین صفایی، و نیز مجموعۀ دوجلدیِ «رضا محجوبی: افسونگر نغمهپرداز» (شرح حال و بررسی شیوۀ نوازندگی، آوانگاری و و شرح آثار او) به نگارش محمدرضا شرایلی و شهاب مِنا که اخیراً منتشر شدهاند از این قسم آثارند که هریک در نوع خود اولین اثر محسوب میشوند.
کتاب «بررسی ساختار تصنیفهای عارف قزوینی»، نگارش مرجان راغب نیز ازجمله کتابهای پژوهشی نشر خنیاگر است که به تحلیل آثار و سبکشناسی عارف قزوینی پرداخته و در تابستان 1396 توسط نشر خنیاگر منتشر شده است. این کتاب در اصل پایاننامۀ کارشناسی ارشد خانم راغب در رشتۀ نوازندگی ساز ایرانی است که در سال 1392 با استادراهنمایی دکتر هومان اسعدی ارائه شده بود. اثر مذکور برای انتشار با تجدیدنظرهایی توسط ناشر منتشر شده است که ازجملۀ آنها میتوان به تغییر در فصلبندی و ترتیب و توالی مطالب، ویرایش علمی و ادبی اثر، نتنگاری رایانهای نت آثار بهقسمیکه علائم تحلیل اثر در نتنگاری مشخص و بالای نتها درج شوند و نیز اشعار بهصورت هجا به هجا زیر نتها درج شوند تا بهطرز گویا نحوۀ تطابق شعر و موسیقی را بنمایانند، همچنین تغییر در قطع و صفحهآرایی کتاب و… برای ارائۀ پاکیزهتر کتاب اشاره کرد. همینطور در پایان هریک از تصنیفهای موردِبررسی یک دیسکوگرافی از مجموع بازنوازیهای تصنیف توسط دیگر موسیقیدانان، از قدیم تا جدید، افزوده شد و در لوح فشردۀ همراه کتاب گزیدهای از این اجراها نیز درج شدند که در تهیۀ منابع صوتی، آقای محمدرضا شرایلی نیز لطف و مساعدت نمودند.
او در ادامه به معرفی مرجان راغب و شرح حال و سوابق موسیقایی او پرداخت و افزود مرجان راغب در سال 1380 نوازندگی سنتور را آغاز کرد و در سال 1385 به دورۀ کارشناسی نوازندگی ساز ایرانی دانشگاه تهران راه یافت. در سالهای 1385 و 1386 برای آموختن ردیف، قطعات ضربی و سُلفژ نزد اینجانب کار کرد و سپس نوازندگی سنتور را نزد آقای مهدی سیادت که از شاگردان برجستۀ استاد فرامرز پایورند ادامه داد و ردیف میرزاعبدالله و ضربیهای حبیب سماعی را نزد استاد مجید کیانی پی گرفت و برای تحلیل این ردیف نزد استادان داریوش طلایی و محمدرضا لطفی تلمذ کرد. او در نگارش، گردآوری منابع و ویرایش مدخلهایی با دایرةالمعارف بزرگ اسلامی همکاری کرده و اکنون مدرس درس ردیف در دانشگاه لاهیجان است. در زمینۀ نوازندگی سنتور کنسرتهایی را بهصورت همنوازی و تکنوازی برگزار کرده و اکنون سرپرست گروه هَناره است و بهعنوان نوازندۀ سنتور با گروه برافشان همکاری دارد.

در ادامه، مرجان راغب به شرح سابقۀ پژوهشش دربارۀ عارف قزوینی پرداخت. او گفت آغاز پژوهشش دربارۀ عارف قزوینی به سال 1390 باز میگردد و بهطور جدیتر از سال 1391 با راهنمایی استادان هومان اسعدی و مجید کیانی در قالب پایاننامۀ کارشناسی ارشد در دانشگاه تهران تصویب شد و پس از یک سال با داوری دکتر ساسان فاطمی و استاد داریوش طلایی دفاع شد. پس از آن، پژوهشش بارها و بارها ویرایش و بازبینی شد و از نگاه استادان دیگری هم گذشت و درنهایت در سال 1396 با همت و لطف آقای شهاب مِنا از سوی انتشارات خنیاگر منتشر شد. او در ادامه، بهطور مختصر، به معرفی کتاب پرداخت: بخش اول شامل «زندگینامۀ عارف» است که کتاب خیلی در این باره به تفصیل نپرداخته است، چرا که تمام متونی که دربارۀ عارف تاکنون منتشر شده بودند صرفاً به ذکر زندگینامۀ عارف پرداختهاند. او در ادامه به ارائۀ مختصری دربارۀ زندگی عارف پرداخت. سپس افزود فصل بعدی کتاب «بررسی خصوصیات عارف قزوینی» و سوابق او در خوشنویسی، شعر، موسیقی و سیاست میپردازد. فصل بعدی کتاب، به «آثار مکتوب عارف قزوینی» میپردازد که شامل دیوان عارف، زندگینامۀ خودنوشت او، و عارفنامۀ هزار است و در کتاب به تفاوت آنها پرداخته شده است. فصل بعدی «منابع سهگانۀ موجود از تصنیفهای عارف» بررسی و همراه با جدولهایی مقایسۀ تطبیقی شدهاند. فصل بعدی «مروری بر ادبیات موجود» است که در آن کتابها و مقالاتی که دربارۀ عارف نگاشته شده است بررسی شدهاند. در تمامی این متون به ذکر زندگینامۀ او و خاطراتی که نویسندگان از وی داشتهاند پرداخته شده و در هیچیک نگاه فنی و موسیقایی به آثار عارف نشده است. در فصل بعد، «روش آنالیز» مورد استفاده در کتاب را توضیح دادهام: هر تصنیف در نُه مرحله آنالیز شده است. او افزود از آنجا که از عارف اثر صوتیای بهجای نمانده برای تحلیل اثر نتنگاری استاد فرامرز پایور از تصنیفهای قدیمی به روایت استاد عبدالله دوامی را ملاک قرار داده است اما در کتاب حاضر این نتها بهطور دقیقتر و جزئیتر مجدداً نگارش شدهاند. پایین نتها شعر تصنیف بهصورت هجا به هجا با علائم فونتیک زیر نتها نوشته شده و بالای نتها اعداد انگلیسی نمایانگر جملهها و حروف انگلیسی بزرگ و کوچک نمایانگر عبارتها و پریودها هستند. اندیسها و پریمها نمایانگر دگرههای عبارت یا پریود هستند. پس از نت تصنیف، شعر آن درج شده است و پس از آن وارد آنالیز میشویم. ابتدا نموداری که وضعیت مُدال تصنیف را مشخص میکند درج شده و در این نمودار نتهای ایست، شاهد، اوج، ایست موقت، ساختار دانگی و اِشِل صوتی تصنیف تعیین شده است. در مرحلۀ بعد مضمون شعر (سیاسی، عاشقانه و…)، قالب شعر و رُکن عروضی و آرایههای غالب مندرج در شعر مورد بررسی قرار گرفته و تفاوتهای شعر مندرج در روایت دوامی با آنچه در دیوان عارف درج شده بررسی شده است. در مرحلۀ بعد، دربارۀ وزن تصنیف صحبت شده و الگوهای ریتمیک آن تعریف شدهاند. در مرحلۀ بعد، دربارۀ تطابق وزن ملودی و وزن شعر مفصلاً بحث شده و یکی از مباحث مهم کتاب پیوند شعر و موسیقی است. در مرحلۀ بعد، هرجمله بهطور جداگانه تحلیل شده است و روند ملودیک، شروع جمله از ضرب خاص، نتهای شاهد، ایست موقت، پرشها، تحریرها، حرکتهای سکانسوار و تکرارها برای هر جمله بررسی شدهاند. در مرحلۀ بعد، فرم و الگوی کلی برای تصنیف نوشته شده است که برای مقایسۀ فرمال تصنیفها در بخش نتیجهگیری کمک میکند. در مرحلۀ هشتم، جمعبندی کلی از تصنیف کردهام و نظر شخصی دادهام که آیا این تصنیف به لحاظ پیوند شعر و موسیقی موفق بوده است؟ آیا تنوع در شعر و ملودی در آن وجود دارد؟ آیا تحریرها در هجاهای مناسبی قرار گرفتهاند؟ و بهطور کلی، به اینکه از نظر نگارنده تصنیف موفق بوده یا خیر صحبت کردهام و در مرحلۀ آخر، تمام اجراهایی که تاکنون از تصنیف اجرا شده با مشخصات کامل درج شده است. در بخش بعدی، که مهمترین بخش کتاب است، 22 شاخص تعریف کردهام که میتوان از آنها برای ساخت تصنیف استفاده کرد بهصورت جزئی با جدولهایی در کتاب ترسیم شده است. در ضمیمۀ کتاب نیز تعریفهایی از تصنیف، و همچنین نگاه تاریخی به سیر تحول تصنیف در دورههای مختلف ارائه شده است. راغب در پایان افزود، امیدوارم کتابهایی از این قبیل، به آهنگسازان دید بهتری برای ساخت آهنگ و موسیقی بدهد تا بتوانیم در جهت ارتقای موسیقی حرکت کنیم.

در ادامه، دکتر هومان اسعدی به سخنرانی پرداخت. او گفت: پیش از هر چیز، به دوست عزیزم، آقای مِنا و همینطور، خانم راغب تبریک عرض میکنم. نکاتی که آقای مِنا فرمودند نکات بسیار مهمی در مسئلۀ نشر موسیقی است و باعث خوشحالی است که یک نفر از اهالی موسیقی که خودش موسیقیدان و موسیقیشناس و پژوهشگر نکتهسنجی است اقدام به تأسیس یک انتشارات کرده و مسلّماً کارکردن جامعۀ موسیقی با چنین ناشرانی برای جامعۀ موسیقی سودمندتر خواهد بود. برای تأسیس این انتشارات خدمتشان تبریک میگویم و امیدوارم در آینده نیز پربارتر شود.
خانم راغب هم همیشه از دانشجویان خیلی خوب و پیگیر در دانشگاه بودند و همانطور که گفتند پایاننامهشان هم تحلیل تصنیفهای شور و افشاری عارف قزوینی بود که پس از یک سری تجدیدنظرها در چند سال اخیر بهصورت یک کتاب منتشر شده است و خوشحالم که پایاننامهها به کتاب تبدیل میشود اگرچه خود من پس از بیش از یک دهه هنوز تمایلی نداشتهام که پایاننامۀ دکترای خودم را بنا به دلایلی منتشر کنم.
چون امروز مراسم رونمایی است، چندان قصد نقد و بررسی ندارم. دو سه نکتۀ کلی را بهاختصار خدمتتان عرض میکنم: اول اینکه ضرورت کار تحلیلی و آنالیتیک در حوزۀ موسیقی کلاسیک ایرانی بسیار مهم است، برای اینکه آثاری که دربارۀ مباحث نظری موسیقی ایران، خارج از بیوگرافی و مسایل فرهنگی و اجتماعی و…، نوشته میشود، آثاری که دربارۀ خود ساختار و سیستم موسیقی نوشته میشود، عمدتاً تئوری هستند تا آنالیز. معمولاً تئوری و آنالیز یک بستۀ بههمپیوسته است و به تئوری در امور کلیتر منتزع از عمل میرسند و بعداً باید در تجزیهوتحلیل آثاری مصداقش آزموده شود و تئوری مرتباً تصحیح شود و این روند و روش علمی است که مرتباً ادامه دارد تا تئوری روشنتر و روشنتر شود. اگر به نوشتههایی که دربارۀ موسیقی ایرانی در قرن اخیر منتشر شده است نگاهی بیندازیم، از اولین نوشتههای مهدیقلی هدایت تا علینقی وزیری، خالقی و دیگرانی که در سالهای بعد آثاری منتشر کردند، عمدتاً مسائل تئوریک بحث شده و تئوری گاهی اوقات مسئلهای انتزاعی است و تجزیهوتحلیل بر آثار خیلی کم انجام شده است. دکتر مسعودیه، دکتر هرمز فرهت، خانم راغب، آقای مرادیان جزو معدود افرادیاند که کارهای آنالیتیک انجام دادهاند و این مسئله خیلی مهم است. وقتی در فرهنگ موسیقی کلاسیک غربی نگاه میکنیم، تجزیهوتحلیل خیلی زیاد انجام شده است. یک قطعه از زوایای مختلف بارها و بارها موضوع پایاننامه و کتاب و مقاله بوده و تئوریها دربارهاش آزموده و تصحیح شده است. بههرحال، به نظر من، جای خالی کتابها و آثاری که به تجزیهوتحلیل قطعاتی با مصداق و شناسنامۀ مشخص میپردازند کماکان خالی است و تا این لحظه تعداد انگشتشماری کار ارائه شده است. اگرچه اینها باید به تئوری منجر شود و این چرخه، همانطور که گفتم، ادامه داشته باشد.
لزوم و اهمیت مسئلۀ تجزیهوتحلیل دربارۀ آثار موسیقیدانها مسئلهای است که در خیلی جاهای دنیا دربارهاش صحبت میشود. در یکی از کتابهایی که دربارۀ تجزیهوتحلیل خواندهام، کتاب «تجزیهوتحلیل موسیقی کُلنگر» و نگاشتۀ یک استاد آمریکایی است در ابتدا نکتۀ جالبی را مطرح میکند: میگوید در مدرسۀ موسیقی جولیارد که تجزیهوتحلیل درس میدادم یکی از دانشجویان که نوازندۀ ویرتئوز درجهیکی بود پس از چند جلسه آمد و با ناراحتی آمد گفت من دیگر نمیتوانم درست ساز بزنم! گفت وقتی ساز میزنم، ذهنم درگیر مسائل عقلی و آنالیتیک میشود و حس سازم دارد خراب میشود. بعد، براساس سی چهل سال تجربیاتش در تدریس آنالیز موسیقی نتیجهگیری میکند و میگوید تجزیهوتحلیل موسیقی و مسائل آنالیتیک برای %90 قطعاً سودمند است؛ برای یکی دو درصد امکان دارد اصلاً سودمند نباشد، و برای %8_7 واجب است و بدون آنالیز نمیتوانند کاری انجام دهند. نتیجۀ نهایی اینکه برای 90% آنالیز کمککننده است، مخصوصاً در وضعیت فعلی موسیقی ایرانی که من بارها در مقالاتم از آن بهعنوان «تصلب و انجماد» یاد کردهام و یاد میکنم و موسیقی ایرانی وضعیت متصلب و منجمدی دارد. البته این سخن به این معنا نیست که موسیقی متصلب شده باشد، به این معناست که ذهن موسیقیدانان است که مدتهاست متصلب شده و چارۀ کار برای برونرفت از این وضعیت، تا حدی، فرایندهای عقلانی است و تجزیهوتحلیل میتواند در این مورد به کمک بیاید و سنّت میتواند به پرسش گرفته شود و تجزیهوتحلیل عقلانی شود و عناصری از آن که پتانسیل تقویت دارند تقویت شوند. جاهایی رویکرد انقلابی لازم است؛ برخی از عناصر باید تغییر کنند و در مجموع، کارهای آنالیتیک و عقلانی میتواند بسیار کمک کند حتی به فرایند هنری. من فکر میکنم در ایران سوءتفاهمی وجود دارد. هرجا اسم از عقل و آنالیز میآید، یک برچسب غرب و غربزده بهاش زده میشود و خود منهم که بیستویک سال پیش شروع به تدریس کردم گاهی این برچسب به کارم زده میشد و میگفتند کار عقلانی در سنّت نیست و کار غربی است ولی چنین چیزی صحت ندارد برای اینکه اجداد ما ابنسینا و فارابی هستند و برخورد عقلانی کاملاً دقیقی هم کردهاند و بهمرور زمان ایران به وضعیت خاصی دچار شد که شاید کارهای عقلانی و تحلیلی کمرنگتر شده و نتیجهاش هم در سطح کلانتر، در حیات فرهنگی و اجتماعی ایران، کاملاً دیده میشود.
در هر حال، این جلسه جای بررسی این کتاب نیست. تجزیهوتحلیل هم یک فرایند تفصیلی است و افراد مختلف میتوانند نظرات مختلفی داشته باشند و از زوایای مختلف میتوان به یک اثر هنری نگاه کرد. یک قطعۀ موسیقی یک اثر هنری محسوب میشود و غیر از برخوردهای آنالیتیک ساختار صوتی و ساختار موسیقایی مسائل زیباییشناسی و فلسفی هم میتواند واردش شود و جای کار در همۀ این حوزهها قطعاً وجود دارد و هیچوقت تمام نمیشود. خود من قطعهای را که بیست سال پیش آنالیز میکردم برای هزارمینبار آنالیز میکنم و نتیجۀ جدیدی میگیرم. فرایندی است که همیشه قطعاً رو به تحول و تکامل است. در هر حال، به خانم راغب تبریک میگویم که در این راه سخت وارد شدهاند. معمولاً در رشتههای موسیقیشناسی و اتنوموزیکولوژی تمایل به این است که از این حوزه کمی دور بزنند و وارد مسائل سهلوصولتر بشوند اگرچه مسائل فرهنگی و اجتماعی خیلی مهم است ولی مسئلۀ تجزیهوتحلیل واقعاً کار سخت و پیچیده و زمانبر و فرسایشی است که نیاز به بازبینی زیاد دارد. همینکه ایشان در این راه قدم گذاشتهاند و امیدوارم دیگران نیز این راه را ادامه دهند موجب خوشحالی است و به نتایج عملی هم میرسند. ایشان به 22 نکته دربارۀ سبکشناسی تصنیف عارف قزوینی اشاره کردهاند که هرچند بهصورت دستورالعملی برای آهنگسازی نیست اما اگر کسی به سبک عارف قزوینی بخواهد کاری بسازد حداقل میتواند از این طریق آنرا بشناسد و پس از دانستن سبکشناسی عارف قزوینی، امیرجاهد و دیگران همه را کنار بگذارند و کاری کنند که سبک خودشان را داشته باشند. در غرب هم، هارمونی، کنترپوان و… را یاد میگیرید، نه برای اینکه عین آنها را پیاده کنید. وقتی قانونی را میشکنید و قانونی جدید میتوانید وضع کنید با یک پختگی، تازه از آنجا هنر آغاز میشود…
در ادامه، بابک خضرایی بهعنوان آخرین سخنران دربارۀ این اثر گفت: این جلسه جلسۀ نقد و بررسی نیست و صرفاً برای آشنایی مخاطبان با کتاب است. ازاینرو، من فقط چند نکتۀ کوتاه را عرض خواهم کرد: عنوان کتاب شامل چند کلمه است: «ساختار»، «تصنیف»، «عارف قزوینی».
در عنوان این کتاب کلمۀ «ساختار» بهنظرم خیلی خوب انتخاب شده است. خیلی وقتها کسانی که در این حوزه کار میکنند کلماتی مثل «فرم» را بهکار میبرند که معمولاً دقیق نیست یا اصلاً درست نیست. با تعریفی که من از ساختار دارم، روابط میان اجزا (استراکچِر)، هر ساختاری لزوماً فرم نیست و ایندو گاهی با هم خلط میشوند و در اینجا بهخوبی از این رخداد پرهیز شده است.
موضوع دیگر دربارۀ »تصنیف» است. بنده به این نتیجه رسیدهام که تصنیف یکی از بهترین الگوها برای نشاندادن حالات خاص موسیقی ایرانی است به این جهت که از تصنیف میتوان بهعنوان مُدِ بنیان یاد کنم. بسیاری از جوهر مُدها بهخوبی در تصنیفها نمایان میشوند. تجربۀ شخصی من این است موقعی میتوانیم یک مُد را بهخوبی بفهمیم که بتوانیم تصنیفی بتوانیم برایش بیابیم… بنابراین، نقش آموزشی تصنیف بسیار اهمیت دارد. اگر گوشههایی از زمان قاجار با چند واسطه به ما روایت شده باشند امکان تغییر در آنها هست اما تصنیفهای روایتشده با کمترین دخل و تصرف به ما رسیدهاند. ممکن است در دخول در تصنیف یا ریتم یا شعر آن تغییری صورت گیرد اما معمولاً جوهر مُدال آن بهجا میماند. همچنین موزونبودن تصنیف باعث میشود بیشتر به خاطر بماند. در واقع تصنیف یکی از مردمیترین بخشهای موسیقی کلاسیک ایرانی است و ارتباط خیلی قویای با مخاطب ایجاد میکند و ازاینرو، مطالعه و تحلیل تصنیفها میتواند نقش بسیار مهمی در فهم موسیقی ایرانی داشته باشد. از این جهت، این کتاب که از اولین قدمها در این زمینه است میتواند کاملاً مفید باشد.
موضوع آخر را هم دربارۀ «عارف قزوینی»: در سیر تحول تصنیف نقاط عطفی داریم مثل انقلاب مشروطه که اتفاقاً مقارن با درگذشت شیداست. انقلاب مشروطه و مرگ شیدا، بهطور سمبلیک، به ما یادآوری میکنند که دورهای از تصنیف به پایان میرسد؛ تصنیفهای تغزلی که در آن کلمهها و اصطلاحاتی جُز مِی و معشوق و سرو… نمیبینید. با انقلاب مشروطه دورۀ جدیدی در تصنیف آغاز میشود. تصنیفها وارد مسایل سیاسی میشوند. البته مضامین تصنیف در دورههای قبل اجتماعی هم بوده ولی در این دوره سیاسیتر شده باعث تهییج تودهها میشود و نقش خیلی پررنگتری را بازی میکند. عارف، بیگمان، بسیار در این عرصه مؤثر بوده است. شاید بتوان او را سیاسیترین تصنیفساز یا حتی موسیقیدان معاصر ما دانست. یکی از نقاط عطف تاریخ تحول تصنیف را میشود مرگ عارف در سال 1312 در نظر گرفت. 1312 دورانی است که سختگیریها و اتفاقاتی در دورۀ رضاشاه اتفاق میافتد، مثل ممنوعشدن تصنیف مرغ سحر یا برخی صفحات شکسته میشود. مرگ عارف بهخوبی نشانگر آغاز دورهای جدید در تصنیفسازی است و یکی از دورههای تحول تصنیف را میتوان بین 1385 تا 1312 دانست.
در پایان، امیدوارم این کتاب نقش خود را ایفا کند و قدمهای بعدی نیز در این زمینه برداشته شود.

دانلود رایگان کتاب دیوان محمد علی امیرجاهد . به همراه نت تصانیف او

  • حمایت از وبسایت آموزشگاه موسیقی فریدونی

اگر این مطلب برای شما مفید بوده است می توانید ما را برای ادامه ی این کار فرهنگی حمایت کنید

تومان


این کتاب از نسخه ی متعلق به کتابخانه ی خصوصی نیما فریدونی اسکن گرفته شده و در اینجا قرار گرفته است . در صورتی که این مطلب حقوقی از ناشر و نویسنده را پایمال نموده است برای برداشتن آن با ما تماس بگیرید.


دیوان امیر جاهد . تهیه و تنظیم نیما فریدونی

زندگی نامه و بیوگرافی محمدعلی امیرجاهد

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

محمدعلی امیرجاهد (۱۲۷۵ در تهران – ۱۳۵۶ تهرانشاعر و تصنیف‌ساز بود. اشعارش بیشتر مضامین میهنی، اجتماعی، عشقی، سیاسی و فلسفی داشت. وی بیش از یکصد سرودو تصنیف ساخته است و دو جلد کتاب دارد که جلد اول آن دیوان امیرجاهد در سال ۱۳۳۳ با نت آهنگ‌هایش به چاپ رسیده است و جلد دوم آن نیز در مرداد ۱۳۴۹ چاپ و انتشار یافت.

او که نخستین فرزند خانواده بود، تحصیلات ابتدایی را در مکتب‌خانه شمس در گذر شیخ صفی‌الدین و مدرسه علمیه در خیابان شنی گذراند و برای تکمیل تحصیلات به دارالفنون رفت و در همین حال تا آغاز جنگ جهانی اول در روزنامه رسمی و جراید آن زمان به کار خبرنگاری و خدمات مطبوعاتی اشتغال داشت. وی در سال ۱۳۰۵ به انتشار سال‌نامه پارس پرداخت که انتشار آن ۲۸ سال ادامه یافت. امیرجاهد در سفری که به غرب ایران داشت توسط نیروهای قزاق روسیه دستگیر و پس از مدتی آزاد شد. در سال ۱۲۹۹ به استخدام مجلس شورای ملی درآمد و دبیر انجمن اشاعه و اعتلای موسیقی شد و مدتی هم مسئولیت هنرستان شبانه موسیقی را برعهده داشت.

در سال ۱۳۰۸ تصنیف‌های او با صدای قمرالملوک وزیری و تار ارسلان درگاهی و مرتضی نی‌داوود بر روی صفحات ۷۸ دور ضبط شد. این آثار شامل تصنیف‌هایی در دشتی (کشور دل)، شور(جان من)، سه‌گاه (امان از این دل)، ماهور (به گردش فروردین)، به یاد درویش‌خان افشاری (در بهار امید) (در ملک ایران)، ماهور چهارگاه (هزاردستان به چمن)، ابوعطا (امان ز هجر رخ یار)، بیات ترک (بهار است و هنگام گشت) و شور (نرگس مست) است. امیرجاهد در سال ۱۳۵۶ در ۸۱ سالگی درگذشت.

منابع

حمیدرضا نوربخش در لندن خواند.

 داریوش پیرنیاکان، حمیدرضا نوربخش و بهنام سامانی کنسرتی در تالار «کاکبیت تئاتر» لندن برگزار کردند. این اجرا که در دو بخش آواز ابوعطا و دستگاه ماهور اجرا و با استقبال هنرمندان همراه شد، «حمیدرضا نوربخش» برای «محمدرضا شجریان» آرزوی سلامتی کرده و «مرغ سحر» را به یاد او برای مخاطبان به اجرا درآورد.

در بخش نخست این کنسرت، نوربخش با انتخاب اشعاری از سعدی، حافظ و عراقی قطعات آوازی، دوبیتی‌خوانی و دو تصنیف «آتش دل» و «سرو خجل» را با همراهی سه تار پیرنیاکان و تمبک سامانی اجرا کرد. در بخش دوم نیز که در دستگاه ماهور انجام شد، بعد از مقدمه و ساز و آواز، قطعاتی از ساخته‌های داریوش پیرنیاکان از جمله «چهار مضراب بازگشت» و تصنیف «بی وفا» با اشعاری از حافظ، شهریار و مولانا اجرا و در پایان نیز تصنیف «زدست محبوب» ارائه شد. در این قسمت پیرنیاکان با ساز تار به نوازندگی پرداخت.

در این کنسرت علاوه بر حضور هم‌وطنان ایرانی، برخی چهره‌های فرهنگی از جمله «جین لویسون» محقق موسیقی ایرانی و «لئونارد» استاد فرهنگ و ادبیات فارسی نیز حضور داشته و بعد از اتمام برنامه به گپ و گفت با هنرمندان پرداختند.

جشن شکرانه فطر از امشب درخانه هنرمندان برگزار می شود.

تهران- ایرنا- خانه هنرمندان ایران به مناسبت فرا رسیدن عید سعید فطر از امشب، 31 خردادماه به مدت یک هفته، جشن شکرانه برگزار می کند.

به گزارش روز چهارشنبه گروه فرهنگی ایرنا از خانه هنرمندان ایران، در ایام برگزاری جشن شکرانه هر شب در بخش نخست شاهد اجرای پرفورمنس سازهای کوبه‌ای (بزن به تخته) با همکاری اینتر- ارکستر تهران با مدیریت هنری نادر مشایخی و مدیر ارکستر وحید افتخاری حسینی خواهیم بود.
این جشن تا ششم تیرماه ادامه دارد و در شب نخست، پس از اجرای پرفورمنس سازهای کوبه‌ای (بزن به تخته) دو برنامه موسیقی مقامی کردستان توسط گروه خلیفه غوثی با سرپرستی عبدالرحمن غوثی در دو نوبت و نمایش طنز با سرپرستی جمشید عسگری اردستانی به اجرا در می آید.
در شب دوم جشن همزمان با اول تیرماه پس از اجرای پرفورمنس سازهای کوبه‌ای (بزن به تخته) موسیقی سنتی نوای پنچگاه با سرپرستی آناهیتا رمضانی اجرا خواهد شد.
مخاطبان در قسمت نخست این اجرا شاهد تکنوازی تار، بیات اصفهان، ردیف دوره عالی علی اکبرخان شهنازی، رنگ بیات اصفهان علی اکبر خان شهنازی خواهند بود و در قسمت دوم، پای اجرای گروه نوازی (آواز بیات ترک)، پیش درآمد علی اکبرخان شهنازی، ساز و آواز، دو نوازی تار و کمانچه، تصنیف به یاد عارف، ساز و آواز، تصنیف مهربانی، چهارمضراب بیات ترک حسین علیزاده، تکنوازی تنبک، تصنیف یعنی چه، رنگ بیات ترک موسی معروفی خواهند نشست.
در شب سوم جشن شکرانه خانه هنرمندان پس از اجرای پرفورمنس سازهای کوبه‌ای (بزن به تخته) موسیقی جولان از شیروان با سرپرستی موسی الرضا ولی نژاد در دو نوبت به اجرا در می آید و نمایش طنز با سرپرستی جمشید عسگری اردستانی اجرا خواهد شد.
شرکت کنندگان در شب چهارم جشن شکرانه، پس از اجرای پرفورمنس سازهای کوبه‌ای (بزن به تخته) شاهد اجرای موسیقی سنتی توسط گروه قاصدک با سرپرستی سعید علی اسماعیلی در دو نوبت و اجرای حرکات موزون توسط گروه ئاسئوبه سرپرستی ئاسو نادری در دو نوبت خواهند بود.
اجرای نمایش طنز با سرپرستی جمشید عسگری اردستانی از دیگر برنامه‌های این شب خواهد بود.
از جمله برنامه های پنجمین شب جشن شکرانه می توان به اجرای پرفورمنس سازهای کوبه‌ای (بزن به تخته)، موسیقی سنتی توسط گروه موسیقی مقامی کرمانشاه با سرپرستی کامران همت پور، حرکات موزون توسط گروه ئاسو در دو نوبت و اجرای نمایش اشاره کرد.
گروه موسیقی مقامی کرمانشاه در این برنامه، قطعات پیش درآمد، گیان گیان، یه آسمان، تکنوازی دف، ملول گیان، اخ لیل و داخ لیل، تکنوازی کمانچه، شمامه خال خال و لرزان را اجرا خواهند کرد.
در شب ششم جشن شکرانه پس از پرفورمنس سازهای کوبه‌ای (بزن به تخته)، موسیقی گروه ترمه با سرپرستی برزو امیری اجرا می شود.
گروه ترمه قطعات وطن، تیرمژگان، امیدجانم، ای گلم لای لای، لیلا در واکن مویم، من که مجنون توام، کابوکی، باروبارو، گلاویژ، گل نیشان، سوزه سوزه، رعنا، بنفشه گل، ای ایران، لیلا درواکن مایم را اجرا خواهند کرد.
اجرای حرکات موزون توسط گروه ئاسو در دو نوبت و نمایش طنز نیز در برنامه های شب ششم پیش بینی شده است.
در هفتمین و آخرین شب جشن شکرانه، شرکت کنندگان به تماشای پرفورمنس سازهای کوبه‌ای (بزن به تخته)، نمایش طنز و اجرای حرکات موزون ئاسو در دو نوبت و اجرای موسیقی آذربایجان ائل اوغلی با سرپرستی عاشیق صدیف بایرام نژاد خواهند نشست.
جشن شکرانه از 31 خرداد تا ششم تیرماه، همه شب در دو بخش از ساعت 19:30 تا 20:30 و 21 تا 23:30 در فضای باز خانه هنرمندان ایران برگزار می‌شود.

فیلم اجراهای هنرجویان تار و سه تار میترا ابراهیمی . آموزشگاه موسیقی فریدونی

میترا ابراهیمی . استاد تار و سه تار . آموزشگاه موسیقی فریدونی


صدرا شهسواری . بچه های ایران . هنرجوی ابتدایی سه تار میترا ابراهیمی . آموزشگاه موسیقی فریدونی.mp4


شهرآشوب پانیذ جهانی هنرجوی ابتدایی سه تار میترا ابراهیمی آموزشگاه موسیقی فریدونی تیر95.mp4


درآمد دشتی . آوا منصوری . تار . هنرجوی میترا ابراهیمی . آموزشگاه موسیقی فریدونی.mp4


صدرا شهسواری . درس ۲۵ هنرستان . هنرجوی ابتدایی سه تار میترا ابراهیمی . آموزشگاه موسیقی فریدونی.mp4


آوا منصوری محلی سه تار هنرجوی ابتدایی میترا ابراهیمی آموزشگاه موسیقی فریدونی تیر ۹۵.mp4


آوا منصوری رباعی تار هنرجوی ابتدایی میترا ابراهیمی آموزشگاه موسیقی فریدونی مرداد ۹۵.mp4


آوا منصوری سلطان قلبها تار هنرجوی ابتدایی میترا ابراهیمی آموزشگاه موسیقی فریدونی مرداد ۹۵.mp4


گلنار داریوش رفیعی . تار آوا منصوری هنرجوی میترا ابراهیمی آموزشگاه موسیقی فریدونی . .mp4


آوا منصوری محله سنگتراشون هنرجوی ابتدایی سه تار میترا ابراهیمی آموزشگاه فریدونی تیر۹۵.mp4


درنه جان|بیات اصفهان | آوا منصوری|هنرجوی ابتدایی تار میترا ابراهیمی|آموزشگاه فریدونی|مهر94


نرگس مست . آوا منصوری . هنرجوی ابتدایی تار میترا ابراهیمی . آموزشگاه موسیقی فریدونی.mov


ترک دیار . آوا منصوری . هنرجوی تار ابتدایی میترا ابراهیمی . آموزشگاه موسیقی فریدونی - 1.mov

کوشا میرزایی . مدرس سه تار ، مبانی موسیقی ایرانی و فیلم اجراها و آثار صوتی

هنرآموز سه تار ، تئوری موسیقی ایرانی ، مبانی موسیقی

روزهای کلاس : شنبه ، چهارشنبه ، پنج شنبه

تلفن هماهنگی : ۲۲۹۵۲۸۲۰

در زیر فیلم روش تدریس ایشان را ببینید :


کوشا میرزایی بداهه نوازی سه گاه دستگاه همایون درآمد و چهار مضراب


بداهه نوازی سه تار در دستگاه نوا ضربی کوشا میرزایی


آلبوم نهال شوق کوشا میرزایی سه تار بیات اصفهان تنبک خسرو مدواری.mp4


آلبوم رند بازاری کوشا میرزایی سه تار کردبیات تنبک فرزین موسوی.mp4


آلبوم رند بازاری کوشا میرزایی سه تار بیات ترک تنبک فرزین موسوی.mp4


https://static.asset.aparat.com/avt/8433931-2603-b__154821026.jpg


آلبوم نهال شوق کوشا میرزایی سه تار سه گاه.mp4


بداهه نوازی وبداهه خوانی درشور کوشا میرزایی سه تار


به یاد محمدرضا لطفی . سه تار کوشا میرزایی . خرداد ۱۳۹۶.mp4


به یاد محمدرضا لطفی . سه تار کوشا میرزایی . خرداد ۱۳۹۶.mp4


اجرای بخشی از تصنیف چه شورها عارف قزوینی سه تار کوشا میرزایی


بداهه نوازی مخالف چهارگاه سه تار کوشا میرزایٔی


بداهه نوازی در ماهور و بیات ترک کوشا میرزایی سه تار


آلبوم تکنوازی سه تار نهال شوق . کوشا میرزایی . آواز اکبر کیاورز مقدم و هاجر مطلق . تمبک خسرو مدواری


آموزش تصنیف زمن نگارم . کوشا میرزایی . سه تار . دستگاه ماهور

گفت‌وگو با آهنگساز و نوازنده برجسته سه‌تار و خواهرزاده استاد پرویز مشکاتیان

بهداد بابایی: هرگز جامعه موسیقی را مثل امروز ندیدم که این همه با هم بد باشند و آثار همدیگر را مسخره کنند

 «بهداد بابایی» نوازنده برجسته‌ای است. با بسیاری از بزرگان موسیقی ایران کار کرده، سولیست گروه عارف به سرپرستی دایی‌اش (پرویز مشکاتیان) بوده، جواب آواز «محمدرضا شجریان» را داده، با بسیاری دیگر از بزرگان کار کرده و نامش در فهرست بسیاری از برترین آلبوم‌های موسیقی سنتی ایران است. با همه اینها، او از نسلی است که امروزه کمتر می‌توان نمونه رفتارشان، گفتارشان و عملکردشان را در موسیقی دید.

«بابایی» اهل گفت‌وگوهای متعدد نیست. اهل ایجاد شوی تبلیغاتی برای کارهایش، هنرش و سازش نیست. اهل جنجال و هیاهو و نقد منفی به هوای جلب توجه و نقد مثبت برای راه‌یافتن به تیم و دسته و باند کسی نیست. او در همه این سال‌ها نواخته و ساخته. همین و دیگر هیچ. او از آن آدم‌هایی است که با هنرش زندگی می‌کند، نفس می‌کشد و انرژی می‌گیرد. او نوازندگی و آهنگسازی را تنها برای همین‌ها می‌خواهد نه شهرت و محبوبیت و اقبال عمومی؛ چون از نسلی است که می‌داند تمام این چیزها موقتی است و تاریخ می‌ماند و آثاری که از شما مانده است.

  • * آقای بابایی! نسل شما که اتفاقاً فاصله چندان زیادی هم با نسل موزیسین‌های بعد از خودتان نداشت، ویژگی‌هایی دارد که در نسل قبل و بعد دیده نمی‌شود. شما بعد از بزرگانی چون مشکاتیان، علیزاده و لطفی فعالیت موسیقایی‌تان را شروع کردید؛ هنرمندانی که خواه‌ناخواه چهره‌ای اسطوره‌ای داشتند و فعالیت زیر سایه آنها کاری دشوار بود. از سوی دیگر، نسلی بعد از شما وارد کار شدند که بسیار جسور بودند و ابزار بیشتری هم برای معرفی و ارائه در اختیار داشتند. همین سبب شد که ما از نسل شما آثار چندانی مشاهده نکنیم. انگار که شما بیشتر به خلق فکر کردید تا ارائه.

نسل ما این سعادت را داشت که با برخی از اساتید چون مشکاتیان، علیزاده، لطفی و بسیاری دیگر از بزرگان پیوستگی داشته باشند. این وجودان تأثیر‌گذار و کاریزماتیک، خودشان از هنرمندانی چون هرمزی، فروتن، برومند، عبدالله‌خان دوامی، دکتر صفوت و… درس گرفته بودند و شاکله ذهنی‌شان مبتنی بر موسیقی ردیف-دستگاهی و رپرتوار راستین موسیقی ایرانیِ پساقاجار بود. از این حیث، ریشه‌ها را به نیکی دریافته بودند و در روزگاری می‌زیستند که انگیزه ایجاد، فراوان بود؛ چه پیش از انقلاب که رسالت ساختارشکنانه‌‌ای بر گرده‌ی جان احساس می‌‌کردند و می‌خواستند با آمیزه‌ای از آموزه‌های سنتی با بدعت و نوآوری طرحی نو افکنند که تفاوتی چشم‌گیر با موسیقی رایج آن روزگار داشت و چه پس از انقلاب که می‌دانیم مسیر انقلابی، به خودی خود برای هنرمند انگیزه‌ ایجاد می‌کند و گواه این ادعا آثار فراوان و خارق‌العاده ایجاد شده توسط نسل تربیت‌یافته در مرکز حفظ و اشاعه، چاووش و پس از آن است. هنرمندان نسل بنده -چه مستقیم و چه غیرمستقیم- تحت تعلیم و تأثیر این اساتید، دیدگاه مبتنی بر سنت و ردیف داریم؛ با این تفاوت که آن انگیزه‌ها را که استادان‌مان داشتند، نداریم.

  • * شما به نوآوری‌های آن نسل اشاره می‌کنید. به نظر می‌رسد برخی از این نوآوری‌ها گاه با مخالفت اساتید نسل‌‌‌های قبل مواجه می‌شده‌اند.

چنانکه گفتم، تلمذ اساتید آن نسل از بزرگانی که نام‌شان برده شد و اِشراف‌شان بر موسیقی ردیف دستگاهی و فرم جمله‌پردازی‌‌های استادان‌شان، موجب شده بود که مطالب موسیقایی‌شان از معماری منسجمی برخوردار باشد و حتی در اوج نوآوری، مطالب از ارتباط منطفی برخوردار باشند و به واسطه برآمدن از دیدگاه‌های آشنا با موسیقی ردیفی و سنتی، عطر و بوی موسیقی ایرانی را همچنان داشته باشند. ارادت این اساتید به ردیف، از گفتارشان کاملاً پیدا است. مثلاً استاد علیزاده که همواره روحی پویا و جویا و ذهنی خلاق داشته‌اند و همگان ایشان را به عنوان هنرمندی مبدع می‌شناسند، به حفظ ردیف موسیقی ایرانی و درک شیوه‌های اساتید سلف، اعتقادی عمیق و دقیق دارند و من بارها شاهد بوده‌ام که ایشان جوانان را به حفظ ردیف و تعمق در ‌آن سفارش می‌کنند. در مورد قسمت آخر سوال‌تان من هرگز ندیده و نشنیده‌ام که این بزرگان، با انکار اساتیدشان مواجه شوند. تا جایی که به خاطر دارم، دکتر صفوت -که از استادان آقای مشکاتیان بودند- در اغلب اجراهای گروه «عارف» حضور داشتند و گروه را بسیار تشویق می‌کردند. به هر روی، استادان‌مان چنین دیدگاهی نسبت به موسیقی ردیفی و میراث موسیقی داشته‌اند و این دغدغه در ما هنرآموختگان نیز نهادینه شده است.

  • * چیزی که در نسل بعد از شما کمتر به چشم می‌آید.

البته هستند دوستانی که کار ریشه‌ای روی ردیف کرده‌اند و گه‌گاه خبر کارها و تحلیل ردیف‌شان را می‌خوانم و می‌شنوم. اما در کل، متأسفانه عنایت به ریشه‌ها در این روزگار قدری کم‌رنگ شده و به نظر می‌رسد مقوله ردیف، به نسبت گذشته مغفول مانده است. در اینجا تذکر این نکته خالی از لطف نیست که ردیف ذهن خلاق و ایجادگرا را انسجام می‌بخشد و در فضای موسیقی ایرانی سامان می‌دهد و اگر اساساً خلاقیتی نباشد، از ردیف هم کاری برنمی‌آید؛ چنان‌که هستند هنرمندانی که ردیف را در خاطر و حافظه دارند و سال‌ها است آن را تدریس می‌کنند؛ ولی شاهد خلق هیچ اثری از ایشان نبوده‌ایم.

  • * شما به «روزگار ما» اشاره می‌کنید. چه ناهماهنگی‌ای میان این روزگار و ساخت موسیقی بر اساس مؤلفه‌های موسیقی ردیف-دستگاهی وجود دارد و چه چیزی است که به قول شما و به استناد آثار، ‌حتی ساخته‌های بزرگان نیز آن عیار سابق را ندارد؟

معتقدم که شرایط اجتماعی می‌تواند به عنوان بستری مطلوب برای خلاقیت و ایجاد، به شمار رود و نیز می‌تواند هنرمند حساس و شکننده را به انزوا بکشاند و از او عنصری منفعل و ناکارآمد بسازد. مصداق این موضوع، روند هنری بسیاری از هنرمندان روزگار ما است که تنزل کیفی کار امروزشان به نسبت آثارشان در گذشته، به وضوح مشهود است. در مقایسه با روزگار شکوفایی نسل استادان پیش از ما، چرخه تولید و ارائه دچار دگرگونی‌هایی شده و به راحتی مجال ارائه نمی‌دهد. یکی از حلقه‌های مهم و اساسی این چرخه، رسانه است که امروز مطلقاً وجود ندارد. در روزگار آغاز فعالیت حرفه‌ای استادان‌مان، عرصه برای ارائه آثار فراوان بود. جشن هنر شیراز، اجراهای فراوان در انجمن‌های متعدد و از همه مهم‌تر، دغدغه صدا و سیمای آن روزگار به موسیقی اصیل از جمله این موارد است. اینها همه رونق ایجاد و ارائه به همراه داشت.

عوامل دیگری هم هستند که در این روزگار، عامل فروکاست ارزش‌‌های راستین موسیقی هستند؛ از جمله توجه برخی از تهیه‌کنندگان بخش موسیقی به فروش بیشتر و تأثیر دیدگاه‌هایشان بر‌آثار هنرمندان‌مان. به عنوان مثال، در حال حاضر شاهد کم ‌و کم‌تر شدن مقوله آواز از موسیقی هستیم و اصرار به تعدد تصنیف و ترانه در ‌آثار، روز به روز از میزان ساز و آواز می‌‌کاهد و ساز و آواز، یکی از ارکان موسیقی سنتی این سرزمین است که متأسفانه در حال حاضر چیز زیادی از آن باقی نمانده است. باز می‌گویم که رپرتوار موسیقی سنتی ایران برای بسیاری از هنرمندان نسل‌های بعد از ما جذاب نیست. گه‌‌گاه از زبان‌شان می‌شنویم که ردیف چیست و چه کسی دیگر حوصله ردیف دارد؟ این دیدگاه باعث می‌شود از اصل و ریشه‌هامان منفک شویم و آثار به فضای درونی یا انواع موسیقی‌های پیرامون‌مان معطوف شود. در برخی از آثار جدید، عطر و بوی موسیقی هندی، آذربایجانی و یا رنگ موسیقی بلوچستان و خراسان و… دریافت می‌شود و همین، باعث دوری از موسیقی سنتی شده و حالا با دوری از این نوع موسیقی، به موسیقی فولکلور ایران یا خارج از ایران روی آورده شده است. در موارد زیادی چنین است. در واقع برخی از آهنگسازان و نوازندگان ما -دانسته یا ندانسته- نه‌تنها از موسیقی فولک و موسیقی سایر ملل بلکه از موسیقی پاپ لس‌آنجلسی ایده می‌گیرند. این فرم از موسیقی، بیشتر مخاطب غیرحرفه‌ای را راضی می‌کند. البته این شیوه بعضی از هنرمندان است نه همه آنها.

  • * مسأله همین‌جا است. چگونه است موسیقی‌ای که آبشخور موزیسین‌ها از دوران قاجار تاکنون بوده، حالا دیگر پاسخ‌گو نیست یا هست و علاقه‌ای به استفاده از آن وجود ندارد؟

بنده عرض نکردم این موسیقی پاسخگو نیست. اتفاقاً پاسخگو هست ولی برای مخاطب خاص و گوش‌آشنا. اساساً موسیقیِ مبتنی بر اصول کلاسیک مخاطب عام ندارد (به استثنای مقطعی خاص از زمان و بنا به دلایلی این موسیقی مورد اقبال بسیار قرار گرفت) و طبیعی است چنانچه هنرمندی دغدغه پر کردن سالن‌های چندهزار نفری و یا تیراژ چندصد هزارتایی را داشته باشد رویکرد موسیقایی‌اش به گونه‌ای باشد که مورد پسند و سلیقه طیف گسترده‌تری از افراد جامعه باشد؛ نه آنکه مقبول طبع مردم صاحب‌نظر باشد.

  • * از دیگر ساحت‌هایی که شما به آن اشاره دارید، موسیقی فولک سرزمین‌های اطراف ما است. این خوب است یا بد؟ یعنی می‌تواند به غنای موسیقی ما کمک کند یا نه؟

ایده گرفتن از موسیقی فولک سرزمین‌مان اشکالی ندارد و اگر هوشمندانه باشد، می‌تواند بسیار هم زیبا و شکوهمند باشد. کما این‌که در گوشه‌های موسیقی دانشگاهی هم به نام‌هایی برمی‌خوریم که ما را به منطقه جغرافیایی خاصی رهنمون می‌کند. مثل نیشابور، آذربایجانی، دشتستانی، شوشتری، گیلکی و… ولی اگر قرار باشد یک نوازنده تار، سه‌تار یا کمانچه چنان تحت تأثیر موسیقی یک قوم قرار گیرد که همواره نوازندگی‌اش ذهن شنونده را متوجه آن قوم و اقلیم خاص کند، به نظرم بهتر آن می‌بود که ایشان از ابتدا به نواختن با سازهای بومی آن جغرافیای خاص می‌پرداخت.

  • * اصلاً جامعه ما پذیرای موسیقی کلاسیک ایرانی به معنای خاص آن هست؟ آیا اصرار به خلق اثر در این چارچوب، به موزه‌ای شدن این موسقی سنتی نمی‌انجامد؟ اجرای این موسیقی در سالن چهارهزار نفری به فراگیری بیشتر آن کمک نمی‌کند؟

اساس منظور من از عنایت به ردیف و موسیقی دستگاهی، اجرای نقل به نقل آن نیست. مگر نوازندگی خود بنده به لحاظ لحن و تکنیک و فرم ساخت قطعات اساساً ارتباط با سه‌تارنوازی سنتی دارد؟ منظور آن است که با دریافتن ریشه‌ها ذهن نسبت به موسیقی کلاسیک ایرانی قوام می‌یابد و می‌آموزد که جمله چیست و ارتباط جملات به چه معنا است قرار نیست هنرمند در بند کلیشه‌های ردیف باقی بماند و راه نوآوری بسته نیست؛ ولی این نوع‌آوری باید به گونه‌ای باشد که محصول موسیقایی آن، پدیده‌ای جدا و متفاوت از لحن و فضای کلی موسیقی این سرزمین نباشد. اما همین موسیقی که بنده از آن حرف می‌زنم نیز مخاطب خاص دارد. ارتباط عاطفی و تلمذ از موسیقی بر مبنای ریشه‌ها، نیاز به آشنایی مخاطب و سطحی از آگاهی و تربیت شنوایی دارد که طبیعتاً همه آحاد جامعه به یک میزان از آن برخوردار نیستند و قشر خاصی از جامعه، مخاطب این نوع موسیقی‌اند و این قاعده در اغلب جوامع، ساری و جاری است. همان‌گونه که می‌بینیم آثار ارزشمند موسیقی کلاسیک غرب نه‌تنها موزه‌ای نشده بلکه شنوندگان خاص خودش را به وفور دارد.

  • * اما همین آقای مشکاتیان آثاری ساخته که به‌شدت مورد اقبال عموم قرار می‌گیرد؛ با وجود آنکه به ذات و اصالت موسیقی ردیف وفادار است. این چه جادویی است؟

ایشان آمیزه‌ای از نبوغ و جان شیفته و عاشق بود که محصول موسیقایی‌اش بسیار درخشان است. اگر یکی از پرمخاطب‌ترین کارهای این استاد را «بیداد» بدانیم، باید توجه داشته باشیم که این اثر در دورانی منتشر شد که موسیقی در تمام شاخه‌ها تعطیل بود و تولیدی در کار نبود. در چنین شرایطی، این اثر با آن موسیقی ناب و نبوغ‌آمیز و آواز درجه‌یک و درخشان استاد شجریان و اشعاری که به شدت وصف حال آن روزگار بود، منتشر شد و چون بارانی، جان تشنه مردم ایران آن روزگار را سیراب کرد. یعنی مجموعه عوامل دست به دست دادند تا آن اتفاق بیفتد. هیچ معلوم نیست که «بیداد» در این روزگا،ر همان اقبال و تیراژ را می‌داشت که آن زمان داشت.

  • * با شناختی که از استاد مشکاتیان دارید، گمان می‌کنید که اگر عمر ایشان مستدام می‌ماند، همچنان به همان سنت وفادار می‌ماند یا با توجه به جامعه امروز ایران، ایشان هم گوشه چشمی به موسیقی امروز می‌انداخت؟ به هر حال یک هنرمند خلق می‌‌کند برای شنیده شدن.

مشکاتیان در واقع تا واپسین روزهای حیاتش همین تفکر را داشت. ایشان گاه راز ماندگاری را در حضور کمرنگ‌تر می‌دانست و شرایط اجتماعی و سیاسی را در ایجاد کار هنری بسیار تعیین‌کننده می‌دید و تا آخرین لحظه به‌شدت به اصولش پایبند و وفادار بود. به همین خاطر است که گاه بین دو اجرای گروه «عارف» فاصله زمانی قابل اعتنایی می‌افتاد.

  • * این مسأله شامل خلق می‌شد یا ارائه؟

ساخت و خلق که همیشه بود. پرویز مشکاتیان یک‌بار به من گفت روی تمام غزل‌های حافظ آهنگ ساخته است. در اتاقش یک سبد بزرگ از آثاری بود که ساخته بود.

  • * سرنوشت این آثار چیست؟

اینها میراثی است که در اختیار «آیین» و «آوا»ی عزیز است و آنها باید درباره‌اش تصمیم بگیرند. خوشحالم که «آیین» آهنگسازی را بسیار جدی پیگیری می‌کند و با توجه به اینکه «این نیک‌پی، نشان از دو کس دارد»، امید بسیار دارم که در کنار ساخت و سازهای خودش، این کارها را نیز به بهترین وجه سامان دهد.

  • * این هم‌نشینی با دایی‌تان، استاد مشکاتیان چه تأثیری در وجود شما داشت؟

من بسیار متأثر از این وجود نازنین بودم. تا ۶ سالگی ایران نبودم و زمانی که با خانواده به ایران آمدم، از همان زمان در محافل هنرمندان حضور داشتیم و علی‌رغم امروز که هنرمندان خیلی کم همدیگر را می‌بینند، بزم‌های هنری برپا بود و هنرمندان و دوستان علاقه‌مند و راستین، جلسات ساز و آواز مرتب و هفتگی داشتند. من از همان زمان، عنان کار هنری‌ام را به دست مشکاتیان سپردم و ایشان پدرانه کار را پیش برد. یادم هست کودک که بودم، ایشان از من خواست یک دفترچه کوچک بگیرم. در آن برایم شعر می‌نوشت و از مادرم می‌خواست آن‌قدر این اشعار را تکرار کند تا من از حفظ شوم. همیشه از ادبیات حرف می‌زد و شیفتگی من به ادبیات، وام‌دار ایشان است. ساعت‌ها درباره موسیقی صحبت می‌‌کرد و در زمانی که دسترسی به آرشیوهای موسیقی سنتی وجود نداشت و آثار کسانی چون وزیری و نی‌داوود گنج شایانی بود، آقای مشکاتیان با سخاوت تمام، آرشیوش را در اختیار من می‌گذاشت و درباره‌شان ساعت‌ها صحبت و مطالب را تحلیل می‌‌کرد. او در دیدگاه هنری و فلسفی من بسیار تأثیر گذاشت. من را به خواندن فلسفه تشویق می‌کرد و اصرار داشت «تاریخ فلسفه» و «لذات فلسفه» ویل دورانت را بخوانم و درباره‌اش صحبت می‌کردیم. جدا از آن، هم‌نشینی با چنین آدمی، خود به خود در هر کسی تأثیر می‌‌گذاشت. عشق به معنای نهایت کلمه، در وجود او جاری بود. عشق به زیبایی، وطن، موسیقی، دوستی و همه چیز و طبیعتاً من هم این سعادت را داشتم که به اندازه بضاعتم از آن استفاده کنم.

  • * شاعر مورد علاقه‌شان چه کسی بود؟

مشکاتیان طیف گسترده‌ای از شعرا را دوست داشت. شیفته ‌مولانا و حافظ و فردوسی بود؛ اما حافظ را جور دیگری دوست داشت و به شهریار علاقه‌مند بود. گاهی شعرهای «بهار» و به‌خصوص قصیده مشهور «دماوندیه» را دکلمه می‌کرد و اشک می‌ریخت. خانه پدری «شهریار» را نیز بسیار دوست داشت و البته به شاملو هم علاقه‌مند بود. بیشترین کد را از حافظ می‌آورد. ذهنش آغشته به ادبیات این سرزمین بود و اگر با او هم‌کلام می‌شدید، به مناسبت‌های مختلف، ابیات مناسب موضوع می‌خواند.

  • * در این میان از مسأله‌ای هم نمی‌توان گذشت. اینکه اساتید نسل پیش از شما از این سرمایه‌ توسط اساتید پیشین خود استفاده کردند و چنان با موسیقی‌شان عجین شد که این قدرت را پیدا کردند که آثار متعدد و همواره قدرتمندی تولید کنند؛ ولی این ارتباط با نسل بعد و نسل‌های بعدتر قطع می‌شود. بدون ملاحظات متداول، باید گفت که این اساتید در انتقال این دانسته‌ها کم‌کاری کردند و باعث یک انقطاع موسیقایی شدند.

به نظرم شرایط متفاوت شده و هنرمندان هر کدام درگیر روزمرگی‌های خودشان هستند. ضمن آنکه تعداد جوان‌هایی فعال در عرصه موسیقی، به نسبت گذشته خیلی بیشتر شده است. در واقع در ارتباط بودن با این خیل عظیم، وقت‌گیر و ناشدنی است.

  • * ناشدنی؟

بله، هنرمندی مثل استاد علیزاده نمی‌تواند ذهنیت این همه هنرجو را اصلاح کند یا به آنها خط دهد. ضمن آنکه روزگار و شرایط فرق کرده است. یادم می‌آید استاد مشکاتیان در خاطراتش می‌گفت که ما به منزل استاد دوامی می‌رفتیم، در می‌زدیم، ایشان در را با بقچه حمام‌شان باز می‌کرد. در مسیر رفت و بازگشت، از حضور او استفاده می‌کردیم و تازه با رسیدن به خانه، زانوی تلمذ بر زمین ارادتش می‌نهادیم و مطالب موسیقایی را از ایشان یاد می‌گرفتیم. آیا امروز این اتفاق شدنی است؟ علاوه بر آن، اساتیدی مثل هرمزی، فروتن، دوامی و غیره چندان برون‌داد موسیقایی به معنای ایجاد نداشتند. آنها رپرتوار موسیقی ایران را به صورت راستین دریافته بودند و کارشان تدریس بود. اما هنرمندانی که شما از آنها نام بردید، دغدغه ایجاد دارند و نمی‌توانند تمام وقت‌شان را برای تدریس و اصلاح ذهنیت جوان‌ها بگذارند.

  • * برگردیم به همان سؤال نخست و دلیل این میزان کم‌کاری شما در ارائه.

حقیقیت این است که بی‌کار نیستم.

  • * منظورم تنها خلق نیست، انتشار است؛ که البته شاید این هم ناشی از هم‌نشینی و همان تفکر استاد مشکاتیان است.

من الان قطعات متعددی دارم که قابلیت اینکه در قالب چندین سی‌دی منتشر شوند را دارند؛ اما متأسفانه به‌شدت چار وسواس شده‌ام. یعنی بعد از اینکه کارها ساخته و پرداخته می‌شود، آن‌قدر تغییرشان می‌دهم که ده درصد هسته اولیه آن باقی می‌‌ماند. بعد همان‌طور می‌ماند و می‌روم سراغ کار دیگری. جالب است که به آن اعتقاد دارم و با تمام مختصات موسیقایی ذهنی‌ام انطباق دارد؛ اما باز که رجعت می‌کنم، دوباره دستی به سر و رویشان می‌کشم. ولی حالا تصمیم گرفته‌ام دیگر این کارها را ضبط کنم؛ به‌خصوص اینکه دوست عزیزم «نوید افقه» اصرار به ضبط آنها دارد.

  • * کارها بی‌کلام است یا برای خواننده‌ای ساخته شده؟

علی‌رغم تمام عشقی که به ادبیات این سرزمین دارم، حس انتزاعی موسیقی بی‌‌کلام در من می‌جوشد و ترجیح‌ام این است که روی موسیقی بی‌کلام کار کنم. جدا از این، مدت زیادی درگیر یک کار پژوهشی بودم. یعنی به اتفاق یکی از دوستان هنرمند و اندیشمندم که از من خواسته نام‌شان را تا زمان فرجام نبرم، درگیر یکی از ردیف‌‌های مرجع و شناس‌نامه‌دار موسیقی ایران هستیم. «مهدی‌خان صلحی» طی هفت سال ردیفی را برای «مخبرالسلطنه هدایت» اجرا و ایشان به خط نت در آورده‌اند. این تنها خط مرجع برای سه‌تار است.

  • * تنها برای سه‌تار؟

بله. مهدی‌خان صلحی که از بهترین شاگردان میرزاعبدالله است، این ردیف را اجرا و مخبرالسطلنه هدایت با وسواس تمام، اینها را نگارش ‌کرده است؛ اما متأسفانه در زمانی که «مخبرالسطلنه» اینها را نت‌نویسی می‌کرده، دانش نت‌نویسی بسیار بدوی بوده است.

  • * ما «مخبرالسطلنه هدایت» را بیشتر به عنوان یک رجل سیاسی می‌شناسیم؛ ایشان موسیقی‌ هم می‌دانسته؟

بله، نویسنده توانایی هم بوده است. نت‌نویسی ایشان اشکالات بسیاری دارد و یکی از اشکالاتش این است که تصور می‌کرده هر چه در وادی موسیقی خلق می‌شود، حتماً باید در چارچوب میزان‌بندی باشد. در صورتی که چنین‌ چیزی نیست. مثلاً آواز در موسیقی سنتی چنین ویژگی‌ای ندارد. به این دلیل نباید کسر میزان نوشت. اما او تمام این گوشه‌ها را محاسبه کرده در حالی که متر آزاد است. او همه‌چیز را در میزان‌های ساده نوشته و این به کار لطمه زده است. چون شما زمانی که متر آزاد دارید، اینها را پشت هم می‌نویسید. سیاه و سفید و دولاچنگ در موسیقی ردیفی، یک ارتباط درونی با هم دارند و دیگر دوضرب نیست. یک نسبت درونی با هم دارند که کسی که عاشق موسیقی ردیف است آن را درمی‌یابد؛ اما زمانی که شما این را میزان‌بندی می‌کنید، کار با مشکل مواجه می‌شود.

  • * صفحه‌ای از نوازندگی مهدی‌خان صلحی باقی مانده است؟

افسوس که هیچ نمونه صوتی از آن وجود ندارد. ردیفی که استاد برومند ارائه کرده، خودش با تار نواخته و هر کسی که آشنا با موسیقی و نت‌نویسی باشد، می‌تواند به راحتی آن را تبدیل به نت ‌کند؛ اما ما نمونه صوتی نداریم و نت‌ها هم به‌هنجار نیست. در نتیجه، باید با رمزگشایی فراوان این کار را انجام دهیم. یکی از دلایلی که باعث شده بود من در زمینه ارائه، ‌پای در بند داشته باشم، این ردیف بوده است. منتها یک‌مقدار فعالیتم در آن حوزه کم‌رنگ‌تر شده است. یکی از دوستان هنرمندم با زبان پرمهری به من گفت که شیوه تو مبتنی بر تکنیک است؛ فکر نکن که تا ۳۰ سال دیگر این توان در دست‌هایت هست. الان کارهای خودت را بکن و بعد از آن این ردیف را عملیاتی و اجرایی کن. حالا می‌خواهم یک مدت کارهای خودم را بکنم. ضمن آنکه یک‌چنین کار سترگ و وقت‌گیری نیاز به حمایت دارد. من نمی‌توانم وقت یک تیم را بگیرم، به این تعبیر که کار فرهنگی می‌کنید. بچه‌ها شغل دیگری ندارند و باید از همین راه ارتزاق کنند. برای همین امیدوارم که ارگانی از این اثر حمایت کند.

  • * با این وجود، سی‌دی‌هایتان بالاخره امسال منتشر می‌شود‌؟

من قول یک سی‌دی را می‌دهم. (خنده) بنا بود در اردیبهشت‌ماه همراه با «اردشیر کامکار» و «حمیدرضا نوربخش»، چهار اجرا در خراسان داشته باشیم که یک اجرای آن در نیشابور بود. اما متأسفانه مقارن با فوت مادربزرگم شد و احتمالاً خردادماه انجام خواهد شد.

  • * و دیگر در زمینه اجرا برنامه‌ای ندارید؟

یکی از دوستان هنرمندم با من تماس گرفتند و خواستند که در بلک‌باکس خانه هنرمندان اجرایی داشته باشم. این سرآغاز یک‌سری اجراها برای من و دیگر دوستان است. این سالن پذیرای جمعیت محدودی است و آغاز آن با اجرای من، اردوان و اردشیر کامکار و سهراب پورناظری است. ابتدا که این پیشنهاد مطرح شد، من به این دوست هنرمندم گفتم که اگر بنا به اجرا باشد، این کار را در تالار وحدت انجام می‌دهم؛‌ اما ایشان مرا متقاعد کرد که قیمت بلیت‌ها در این اجرا کم است و دانشجویان و علاقه‌مندان موسیقی می‌توانند از این برنامه‌ها استفاده کنند. این برنامه قرار است به صورت مستمر و با حضور افراد حرفه‌ای باشد. این روشی است که هنرمندان بزرگ دنیا نیز از آن بهره می‌گیرند و می‌شود به آن نوعی موسیقی «محفلی» گفت. خودم این ایده را بسیار دوست دارم. وقتی شما در فضای کوچک‌تری با مخاطبان‌تان هم‌نفس می‌شوید، تعامل و تبادل موج و عاطفه، جدی‌تر می‌شود و می‌تواند اتفاقاًتی را ایجاد کند که هرگز در سالن‌های بزرگ رخ نمی‌دهد. در سالن‌های بزرگ بین شما و نفس مخاطب، انقطاع است. اگر فضای کلی‌ مساعد باشد، شب‌های متعدد در ماه‌های آینده در همین فضا خواهم نواخت. این پروژه خوبی است و قرار است در طول سال به صورت مستمر با حضور دوستانی که توان و عیاری دارند، انجام شود.

  • * اصلاً ذات موسیقی ما چه‌قدر با اجرا در سالن‌های بزرگ هماهنگ است؟ ضمن آنکه این عطش اجرا در سالن‌های بزرگ برای چه تا این اندازه در هنرمندان ما وجود دارد؟‌ چرا ما تاکنون کمتر اجراهای کوچک داشته‌ایم؟

ببینید ساز من (سه‌تار) ساز خلوتی است و من به لحاظ حسی، حتی در تمرینات شخصی‌ام در خانه، در کتابخانه تمرین می‌کنم. یعنی ترجیح به خلوت دارم و شاید این به خاطر سازی است که می‌نوازم. گرایش به سالن‌های بزرگ و اجرا در سالن‌های چندهزار نفری، ممکن است برای بعضی ارضاکننده این حس باشد که مخاطبان وسیع را پوشش می‌دهند. ضمن آنکه مسائل مالی هم در این زمینه مؤثر است؛‌ اما همان‌طور که کارنامه من نشان می‌دهد، چندان وقعی به این ماجرا نگذاشته‌ام.

  • * یعنی معتقدید تالارها و سالن‌های بزرگ چندان هماهنگی‌ای با اجرای تک‌نوازی یا دونوازی ندارد؟

بله، اما نمی‌شود این نکته را نادیده گرفت که محل ارتزاق موزیسین‌های ما همین اجراها است و ترجیح می‌دهند که از برنامه‌ای که روزها و هفته‌ها برایش وقت صرف کرده‌اند، بهره مالی ببرند و خیل قابل‌توجهی از مخاطبان‌شان هم با ان سیراب شوند؛ اما طبیعتاً جایگاه موسیقی تک‌نوازی این نیست. در هندوستان بسیاری از اساتید در خانه‌هایشان ساز می‌زنند و در خانه‌هایشان باز است؛ یعنی مردم می‌روند و از تمرین شخصی آنها لذت می‌برند. معلوم است که حسی که از این طریق ایجاد می‌شود، بسیار متفاوت‌تر از اجرا در سالنی مثل «آلبرت هال» است.

  • * درباره حال و هوای آثار جدیدتان توضیح می‌دهید؟

حال و هوای قطعات هم در فضایی انتزاعی هستند و هم مثلا برگرفته از یک یا چند موتیف ردیف و تکنیک‌های خاص درشان لحاظ شده و حلقه وصل این قطعات مکاتب آزادی است با برداشتی آزاد و گوشه‌های ردیف.

  • * گفتید به موسیقی بدون‌کلام اعتقاد بیشتری دارید. حال و هوای خودتان را در تهران ۹۶ با موسیقی بی‌کلام چگونه به نمایش می‌گذارید؟

به‌هرحال مشکلات جامعه و بخش خاکستری، تأثیر خودش را بر هر ایجادکننده‌ای می‌گذارد. خواه‌ناخواه حتی اگر نیندیشید و تحلیل نکنید، موسیقی شما را هم تحت تأثیر قرار می‌دهد و با موسیقی شما ممزوج و آغشته می‌شود. من هم از این شرایط متأثرم و فضاهای تیره و خاکستری و نه‌‌چندان دلچسب، تأثیر خود را بر موسیقی من می‌گذارند؛ همان‌طور که پدیده‌ای دل‌انگیز. کاری در دستگاه همایون است؛ اول فکر کردم آن را با سه‌‌تار میکس کنم و آقای افقه با سازهای کوبه‌ای آن را همراهی کند؛ اما بعد فکر کردم شاید به خاطر ماهیت آثار من، حجم مطالب و صدا زیاد شود و به همین خاطر، دونوازی خواهد شد.

  • * و در نهایت برسیم به حضور شما در خانه موسیقی. با آن همه انتقاد، چه‌طور به این خانه رفتید؟ ‌اصلاً از آن حاشیه‌ها باخبر بودید؟

بله به هر صورت دوستانی دارم که در طیف مخالف با دیدگاه‌های حاکم در خانه موسیقی هستند و صحبت‌های‌شان را شنیده‌ام. اتفاقاً یکی از دلایلی که این مسئولیت را پذیرفتم این بود که می‌خواستم ببینم در آن خانه چه خبر است.

  • * چه خبر است؟

صادقانه باید بگویم تا به امروز به مشکلاتی … دوستان به آن اشاره داشته‌اند برنخوردم. باید پیشتر برویم و اتفاقاً دوست دارم که نشست‌هایی با دوستان معترض داشته باشم و ریز حرف‌های‌شان را بشنوم. امیدوارم اتفاقاًت خوبی رخ دهد. البته تا همین الان هم با پیگیری اعضای هیات مدیره اتفاقاًت خوبی افتاده که به زودی اطلاع رسانی خواهد شد. امیدوارم این کشتی در مسیر مطلوب حرکت کند و به مقصد دلخواه هدایت شود البته باید به امکانات خانه هم توجه شود. ضمن این که انتظار دارم دوستان واهداف جامعه موسیقی مفید و سازنده می‌دانند ارائه دهند تا به اتفاق به سمت آینده‌ای بهتر حرکت کنیم.

  • * آقای بابایی چرا جامعه موسیقی این‌قدر خشمگین است؟

این معضل بزرگ جامعه امروز موسیقی است. من در گذشته روابط اساتید را با هم می‌دیدم که به نظرم بسیار دوستانه و عاشقانه بود و زمانی که می‌دیدند به هر دلیلی دوست ندارند با همدیگر کار کنند، ارتباط‌شان از هم منفک می‌شد؛ اما به این معنا هرگز جامعه موسیقی را مثل امروز ندیدم که این همه با هم «بد» باشند و آثار همدیگر را مسخره کنند! به نظرم این رفتارها دون شأن هنرمند است. البته وقتی شرایط ایده‌آل نیست، رفتارها متأثر از آن می‌شود. شاید کار جامعه‌شناسانه لازم است تا بفهیم که چرا این اتفاق افتاد و راه‌حلش چیست.

منبع:
سایت موسیقی ما

زندگی نامه و بیوگرافی پرویز مشکاتیان ؛ نوازنده سنتور . ردیف دان و آهنگساز

پرویز مشکاتیان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرویز مشکاتیان
اطلاعات
نام اصلی پرویز مشکاتیان
تولد ۲۴ اردیبهشت ۱۳۳۴[۱]

نیشابور، استان خراسان[۱]

ملیت ایرانی
مرگ ۳۰ شهریور ۱۳۸۸[۱] (۵۴ سال)

تهران[۱]

سبک‌(ها) موسیقی سنتی ایرانی
ساز(ها) سنتور و سه‌تار
سال‌های فعالیت ۱۳۵۶–۱۳۸۸
سازهای برجسته
سنتور
وب‌گاه www.meshkatian.ir/Default.htm

پرویز مشکاتیان (۲۴ اردیبهشت ۱۳۳۴ در نیشابور – ۳۰ شهریور ۱۳۸۸ در تهران) آهنگساز، موسیقی‌دان، استاد دانشگاه، پژوهشگر ونوازنده سنتور اهل ایران بود. او به سه تار نیز آشنایی داشت.

زندگی‌نامه و فعالیت هنری

پرویز مشکاتیان در سال ۱۳۳۴ در نیشابور به دنیا آمد. او مقدمات موسیقی را از شش سالگی نزد پدرش، حسن مشکاتیان، که استاد سنتورنوازی و آشنا با ویولن و سه‌تار بود، آموخت. وی آموختن موسیقی را در طول تحصیل در زادگاهش، نیشابور پی گرفت و تا پایان دورهٔ متوسطه همچنان در پیشگاه پدر به فراگیری و تمرین مشغول بود. او در سال ۱۳۵۳ وارد دانشکدهٔ هنرهای زیبا در دانشگاه تهران شد و به آموختن ردیف میرزا عبدالله نزد نور علی خان برومند و ردیف موسیقی سنتی نزد دکتر داریوش صفوت پرداخت.[۱]

وی همزمان با آموزش ردیف، مبانی موسیقی ایرانی را نزد اساتیدی چون دکتر محمدتقی مسعودیه، دکتر مهدی برکشلی، عبدالله دوامی، سعید هرمزی و یوسف فروتن فرا گرفت. او نوازندگی سنتور را در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به صورت بسیار جدی ادامه داد و توانست در نوازندگی این ساز به مهارت ویژه و چشمگیری دست پیدا کند و همچنین توانست کارهای بزرگ فراوانی را در زمینهٔ آهنگسازی و نوازندگی سنتور به ویژه در زمینهٔ ساخت قطعات همنوازی (ارکسترال)، تصنیف و نیز تکنوازی انجام دهد. مشکاتیان در این سال‌ها، کنسرت‌های متعددی با خوانندگانی چون پریسا و هنگامه اخوان اجرا کرد و در سال ۱۳۵۶، گروه عارف را تشکیل داد.[۱]

وی در آزمون موسیقی باربد که به ابتکار استاد نورعلی برومند برگزار می‌گردید، به همراه پشنگ کامکار مقام نخست در رشتهٔ سنتور و همراه با داریوش طلایی، مقام ممتاز در ردیف‌نوازی را به دست آورد.[۱][۲] وی همسر سابق افسانه شجریان بوده و صاحب دو فرزند به نامهای آوا و آیین است.

فعالیت حرفه‌ای

Be'sat 21-Ostad Parviz Meshkatian-street sign-Nishapur.JPG

مشکاتیان از سال ۱۳۵۶، همکاری با رادیو را زیر نظر هوشنگ ابتهاج آغاز کرد[۱][۲] ولی پس از واقعه ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ از رادیو استعفاء داد و مؤسسه چاووش را با همکاری هنرمندان گروه عارف و شیدا تشکیل داد.[۱][۲] سپس با همکاری شهرام ناظری، تصنیف «مرا عاشق» را بر روی شعر مولانا ساخت. از سال ۱۳۵۸ تا سال ۱۳۶۷ با محمدرضا شجریان همکاری داشت که نتیجهٔ این همکاری، آثار ماندگاری چون بیداد، آستان جانان، سِرّ عشق، نوا، دستان، گنبد مینا و جان عشاق بود. وی در همهٔ این آثار، به عنوان آهنگ‌ساز و نوازندهٔ سنتور (در سِرّ عشق به عنوان نوازندهٔ سه‌تار و در جان عشاق فقط آهنگ‌ساز) همکاری داشت.[۳]

او همچنین کارهای بسیار پرباری با نوازندگانی چون حسین علیزاده (سرپرست گروه عارف و گروه شیدا) و محمدرضا لطفی (سرپرست گروه شیدا) دارد.

پس از قطع همکاری با محمدرضا شجریان، وی با خوانندگانی چون علی جهاندار، ایرج بسطامی، علیرضا افتخاری، حمیدرضا نوربخش، علی رستمیان و شهرام ناظری همکاری کرد. او همچنین در فستیوال جهانی موسیقی تحت عنوان (روح زمین) در کشور انگلستان شرکت کرد و مقام نخست را بدست آورد.[۱]

مشکاتیان از سال ۱۳۷۶ اجراهای صحنه‌ای و انتشار آلبوم را متوقف کرد و تا تابستان سال ۱۳۸۴ کنسرتی در کشور اجرا نکرد.[۱][۴]

یکی از واپسین کارهای وی آلبوم تکنوازی تمنا بود که در سال ۱۳۸۴ نواخت و منتشر کرد. همچنین وی در روزهای ۶ تا ۹ آذر ۱۳۸۶ به عنوان سرپرست گروه عارف کنسرتی در تهران برگزار کرد که حمیدرضا نوربخش به عنوان خواننده در آن شرکت داشت. در سال ۱۳۸۶۶، پس از حضور پرویز مشکاتیان در کنسرت محمدرضا شجریان، رابطهٔ این دو استاد موسیقی ایرانی که بیش از یک دهه تیره بود، مجدداً برقرار شد. همچنین، در مراسم جشن خانه موسیقی در ۲۳ مهر ۱۳۸۶، لوح تقدیر از یک عمر فعالیت هنری توسط محمدرضا شجریان به عنوان رئیس شورای عالی خانهٔ موسیقی به پرویز مشکاتیان داده شد.[۵]

از آثار مشکاتیان، کتاب‌های فراوانی منتشر شده‌است. از این کتاب‌ها می‌توان به اثرهای بیست قطعه برای سنتور، گل آئین، گل آوا، سُل آیین، مجموعه تصانیف، بیداد، لاله بهار اشاره نمود.

کتاب‌ها

نام کتاب سال انتشار گردآورنده ناشر توضیحات
بیست قطعه برای سنتور (ویرایش اول) بهار ۱۳۶۱ ارشد طهماسبی نشر آروین درغم، پگاه، مخالف، سروناز، سرانداز، شکسته، شورانگیز، نغمه، خسروشیرین، گلنوش، دل انگیزان، رقص چوبی، سرکش، چوپانی، غم انگیز، بیداد، جامه‌دران، طرب انگیز، پیروزی
بیداد- دونوازی سنتور پاییز ۱۳۶۹ علیرضا جواهری علیرضا جواهری تنظیم قطعۀ بیداد برای دو سنتور توسط علیرضا جواهری
دستور سنتور زمستان ۱۳۷۵ سعید نعیمی منش آروین این کتاب روشی است نوین برای فراگیری ساز سنتور و در این کتاب سعی شده از ابتدا هنر جو از طریق دستگاه ماهور با سنتور و موسیقی ایرانی آشنا شود. قطعات و تمرین‌های کتاب در دو کوک ماهور فا و ماهور دو تنظیم شده‌اند.
گل آئین – ۱۸ قطعه برای سنتور پاییز ۱۳۷۶ علیرضا جواهری چکاد هنر چهار مضراب شور، سماع آوا، خزان، مضراب پرانی شور، مضراب پرانی حسینی، مضراب پرانی لنگ، پیش درآمد ابوعطا، سیخی، چند مضراب حجاز، چهارمضراب ابوعطا، چهار مضراب افشاری، پیش درآمد همایون، چهار مضراب همایون، چهارمضراب بیداد، چهار مضراب بیات راجه، کاروانیان، ضربی راست پنجگاه، چند مضراب پنجگاه
بیداد – برای گروه ساز‌های ایرانی زمستان ۱۳۷۶ علیرضا جواهری چکاد هنر پارتیتور برای ساز‌های ایرانی – تنظیم شده برای ساز‌های سنتور، تار، بربط، بم‌تار، کمانچه، نی و تنبک در دستگاه همایون
گل آوا – قطعاتی برای سنتور بهار ۱۳۷۷ علیرضا جواهری چکاد هنر پیش درآمد شور، رنگ اصول، گرایلی شستی و هشتری، گنبد مینا، چهارمضراب سنتور و ارکستر، طلوع، چهارمضراب نهفت، چهار مضراب بیات ترک، راز و نیاز، مقدمۀ جان عشاق، چکاد، پیش درآمد نغمه، کرشمۀ زابل، پیش درآمد ماهور، ضربی ماهور، مضراب پرانی ماهور، دو مضراب اصفهان، چهار مضراب عراق و نهیب
چکاد – برای گروه ساز‌های ایرانی بهار ۱۳۷۸ علیرضا جواهری چکاد هنر پارتیتور برای ساز‌های ایرانی – تنظیم شده برای ساز‌های سنتور، تار ۱، تار ۲، بربط، رباب، بم‌تار، کمانچۀ ۱، کمانچۀ ۲، قیچک آلتو، نی، تنبک و تنبک زورخانه در دستگاه چهارگاه (دو) و آواز اصفهان (فا)
مجموعه تصانیف – جلد اول بهار ۱۳۷۸ علیرضا جواهری چکاد هنر مرا عاشق، گلعذار، طالع اگر مدد دهد، شکر و شکایت، لالۀ بهار، شب، افسرده حال، شیدایی، بر آستان جانان، ای مجلسیان، الا یا ایها الساقی، نفس باد صبا، جان جهان، دود عود
مجموعه تصانیف – جلد دوم زمستان ۱۳۷۸ علیرضا جواهری چکاد هنر وطن من، سرو بلند، سمن بویان، قاصدک، مقام صبر، دیدم صنمی، هر شب من و دل، پروانه، روز وصل دوستداران، افق مهر، همنشین درد، صبح است ساقیا
سل آئین – ده قطعه برای سنتور تابستان ۱۳۷۹ علیرضا جواهری چکاد هنر سماع آئین، جستجو، داد و بیداد، چند مضراب بیداد، چهار مضراب ماهور بر اساس اثری از حبیب سماعی، چهار مضراب نهفت، چهار مضراب دلکش بر اساس اثری از ابوالحسن صبا و درویش خان ، انتظار، چهارمضراب چهارگاه، رنگ دشتی
رزم مشترک – برای آواز و گروه ساز‌های ایرانی زمستان ۱۳۸۰ علیرضا جواهری چکاد هنر پارتیتور برای آواز و گروه ساز‌های ایرانی – تنظیم شده برای ساز‌های سنتور، تار ۱، تار ۲، بربط، رباب، بم‌تار، کمانچه، نی و تنبک (خط تنبک این تصنیف در کتاب درج نشده است) – ترانۀ این اثر از برزین آذرمهر است.
لالۀ بهار – برای آواز و گروه ساز‌های ایرانی زمستان ۱۳۸۰ علیرضا جواهری چکاد هنر پارتیتور برای آواز و گروه ساز‌های ایرانی – تنظیم شده برای ساز‌های سنتور، تار ۱، تار ۲، بربط، رباب، بم‌تار، کمانچۀ ۱، کمانچۀ ۲، نی و تنبک – شعر این تصنیف از ملک الشعرا بهار است.
مجموعه تصانیف – جلد سوم بهار ۱۳۸۲ علیرضا جواهری چکاد هنر لحظۀ دیدار، خوشنوای بینوا، کنج صبوری، بیا تا گل برافشانیم، ماه رو، ای عاشقان، سوختگان، زتو با تو راز گویم، دلبرا، مست و خراب، نا کجا آباد، دلم ای وای دل
پیروزی – برای گروه ساز‌های ایرانی بهار ۱۳۸۲ علیرضا جواهری چکاد هنر پارتیتور برای ساز‌های ایرانی، تنظیم شده برای ساز‌های سنتور، تار، بم‌تار، کمانچه، تنبک ۱ و تنبک ۲
واژۀ آزادی – برای آواز گروه ساز‌های ایرانی تابستان ۱۳۸۲ علیرضا جواهری چکاد هنر پارتیتور برای آواز و گروه ساز‌های ایرانی – تنظیم شده برای ساز‌های سنتور، تار ۱، تار ۲، بربط، رباب، بم‌تار، کمانچۀ ۱، کمانچۀ ۲، نی – شعر این تصنیف از سیاوش کسرایی است.
محبوب من وطن – برای آواز و گروه ساز‌های ایرانی زمستان ۱۳۸۲ علیرضا جواهری چکاد هنر پارتیتور برای آواز و گروه ساز‌های ایرانی – تنظیم شده برای ساز‌های سنتور، تار ۱، تار ۲، بربط، رباب، بم‌تار، کمانچۀ ۱، کمانچۀ ۲، نی – شعر این تصنیف از برزین آذرمهر است.
در کوچه باغهای ترنم زمستان ۱۳۸۳ علیرضا جواهری چکاد هنر مجموعۀ کامل آثار پرویز مشکاتیان در یک جلد
شعر بی واژه جلد اول بهار ۱۳۸۶ محسن غلامی چکاد هنر مجموعه تکنوازی‌های پرویز مشکاتیان تنظیم شده برای سنتور – لحظۀ دیدار، مژدۀ بهار، گنبد مینا، مرا عاشق، لالۀ بهار، آواز تمنا (شور)، چهارمضراب تمنا
شعر بی واژه جلد دوم زمستان ۱۳۸۷ محسن غلامی چکاد هنر مجموعه تکنوازی‌های پرویز مشکاتیان تنظیم شده برای سنتور – بر آستان جانان (بیات ترک) – برآستان جانان (دشتی و کردبیات)، چگور آهنگ ۲۱ (بیات ترک و دشتی و کردبیات)
شعر بی واژه جلد سوم زمستان ۱۳۸۸ محسن غلامی چکاد هنر مجموعه تکنوازی‌های پرویز مشکاتیان تنظیم شده برای سنتور – افشاری مرکب، کنسرت نوا پاریس، کنسرت افشاری پاریس، سخن دوست (نوا)، صبح مشتاقان (ابوعطا)، تکنوازی سنتور در دستگاه شور
شعر بی واژه جلد چهارم بهار ۱۳۸۹ محسن غلامی چکاد هنر مجموعه تکنوازی‌های پرویز مشکاتیان تنظیم شده برای سنتور – سه گاه از آلبوم دونوازی، دستان (چهارگاه)، کنسرت سه گاه به همراهی بهمن رجبی ۱۳۵۶، کنسرت چهارگاه کلن
مجموعه تصانیف جلد چهارم زمستان ۱۳۹۴ علیرضا جواهری چکاد هنر گنبد مینا، سرو آزاد، گون، ای مردم آزاده کجایید، پنهان چو دل، واژۀ آزادی، محبوب من وطن، بهارا، ایرانی، جان عشاق، رزم مشترک، مقدمۀ ققنوس، ققنوس
شعر بی واژه جلد پنجم بهار ۱۳۹۵ محسن غلامی چکاد هنر مجموعه تکنوازی‌های پرویز مشکاتیان تنظیم شده برای سنتور – همایون از آلبوم دونوازی، بیداد، کنسرت همایون نمایشگاه بین المللی تهران، کنسرت فستیوال مولانا (ایتالیا)، خلوت گزیده، مقدمۀ فرح، کنسرت همایون ۱۳۷۶ کرمانشاه، کنسرت همایون ۱۳۷۶ تهران
شعر بی واژه جلد ششم تابستان ۱۳۹۵ محسن غلامی چکاد هنر مجموعه تکنوازی‌های پرویز مشکاتیان تنظیم شده برای سنتور – قاصدک (راست پنجگاه)، قاصدک (دشتی)، مقام صبر (راست پنجگاه)، کنسرت راست پنجگاه، کنج صبوری، کنسرت ماهور جشن هنر شیراز
شعر بی واژه جلد هفتم زمستان ۱۳۹۵ محسن غلامی چکاد هنر مجموعه تکنوازی‌های پرویز مشکاتیان تنظیم شده برای سنتور – تمنا بخش اول، تمنا بخش دوم، سرو آزاد
شعر بی واژه جلد هشتم بهار ۱۳۹۶ محسن غلامی چکاد هنر مجموعه تکنوازی‌های پرویز مشکاتیان تنظیم شده برای سنتور – گزیده‌ای از تکنوازی‌های سنتور در دستگاه شور

درگذشت

مزار پرویز مشکاتیان

پرویز مشکاتیان در تاریخ ۳۰ شهریور سال ۱۳۸۸[۶] در منزلش در تهران و در سن ۵۴ سالگی بر اثر نارسایی قلبی[۷] درگذشت. در مراسم او نماینده وزیر ارشاد نیز سخنرانی کرد که با مخالفت مخالفان روبرو شد[۸]؛ در طی سخنرانی وی حاضران سوت و کف می‌زدند تا مانع سخنرانی نماینده وزیر ارشاد شوند.

همچنین مراسم تشییع پیکر پرویز مشکاتیان در روز ۴ مهر در زادگاهش نیشابور، از مقابل اداره فرهنگ و ارشاد و با حضور جمعیتی نزدیک به ۱۵ هزار نفر[۹] برگزار گردید. در این مراسم که هنرمندانی همچون حسین علیزاده، محمدرضا درویشی، همایون شجریان، کیوان ساکت، حمیدرضا نوربخش، علی رستمیان، محمدرضا رستمیان، شروین مهاجر و پژمان طاهری حضور داشتند،[۹] گروهی از دانشجویان دانشکده هنر نیشابور به نشانه عزا تعدادی از سازهای خود را کفن‌پوش کرده بودند. همچنین گروه موزیک شهر نیشابور در طول مراسم تشییع مارش عزا اجرا می‌کرد.[۱۰]پیکر پرویز مشکاتیان پس از مراسم تشییع و خواندن نماز در مسجد جامع نیشابور، در محوطه بیرونی باغ عطار و در جوار مقبره عطار نیشابوری به خاک سپرده شد.[۹]

در چشم دیگران

بهرام بیضایی در سوگ مشکاتیان نوشت: «خروشی خاست وَه وَه وای در وای؛ / که قانونِ فَلَک بُگسَسْت ناگاه! / مگر سازِ جهان از کوک اُفتاد، / که سوگِ تار و دَف بَرخاست تا ماه! / فغان بَر شد ز هر سو شور در شور، / که سازی را شکسته قهرِ تقدیر! / نواییْ رُخ نهان کردَه‌ست در خاک؛ / چه دانی جز که قهر از این به تعبیر! / غریو آمد ز گیتی مرگ در مرگ؛ / که خُنیاگر رهِ خونِ روان بَست! / چو خنده دید رفته از لبِ ساز، / نه ساز ـ آری ـ که جانِ خویش بِشْکست! / برآمد مویه از چَنتارِ چنگی؛ / که زخمِ دل به زخمه باز کردَم! / چو یادَت را به مضرابِ دوتایی، / به گوشِ این جهان آواز کردَم!»[۱۱] و محمدرضا شفیعی کدکنی چنین سرود: «ای دوست وقت خفتن و خاموشی‌ات نبود / وز این دیار دور فراموشی‌ات نبود / تو روشنا سرود وطن بودی و چو آب / با خاک تیره‌روز هم آغوشی‌ات نبود / میخانه‌ها ز نعره تو مست می‌شدند / رندی حریف مستی و می‌نوشی‌ات نبود / دود چراغ موشی دزدان ترا چنین / مدهوش کرد و موسم خاموشی‌ات نبود / سهراب اضطراب وطن بودی و کسی / زینان به فکر داروی بیهوشی‌ات نبود / در پرده ماند نغمه آزادی وطن / کاندیشه جز به رفتن و چاوشی‌ات نبود / در چنگ تو سرود رهایی نهفته ماند / زین نغمه هیچ‌گاه فراموشی‌ات نبود / ای سوگوار صبح نشابور سرمه‌گون / عصری چنین سزای سیه‌پوشی‌ات نبود»[۱۲]

آثار

آثار
نام آلبوم سال انتشار آهنگ‌ساز نوازنده خواننده ناشر توضیحات
چاووش ۴ Yes Yes هنگامه اخوان، شهرام ناظری آهنگسازان: محمدرضا لطفی، پرویز مشکاتیان، با همکاری گروه شیدا و عارف.
چاووش ۶ Yes محمدرضا شجریان آهنگسازان: محمدرضا لطفی، پرویز مشکاتیان، با همکاری گروه شیدا، آهنگ‌ساز تصنیف ایرانی (پرویز مشکاتیان)
چاووش ۷ ۱۳۵۸ Yes Yes محمدرضا شجریان، شهرام ناظری در ساخت موسیقی این اثر محمدرضا لطفی، پرویز مشکاتیان،هوشنگ کامکار و حسین علیزاده همکاری داشتند. با همکاری گروه شیدا و عارف.
چاووش ۱۲ Yes Yes این مجموعه شامل دو نوازی سنتور و تمبک (ناصر فرهنگ‌فر) می‌باشد.
آذرستون Yes Yes محمدرضا شجریان به صورت رسمی منتشر نشد. سنتور (مشکاتیان)، نی (محمد موسوی).
بیداد ۱۳۶۴ Yes Yes محمدرضا شجریان دل آواز بخش اول در دستگاه همایون و با آهنگ‌سازی پرویز مشکاتیان و بخش دوم در همایون و شور و با نوازندگی تار توسط غلامحسین بیگجه‌خانی.
آستان جانان ۱۳۶۴ Yes Yes محمدرضا شجریان دل آواز در سال ۱۳۶۲ در سفارت ایتالیا در تهران اجرا و در سال ۱۳۶۴ منتشر شد. نوازنده سنتور (مشکاتیان)، نوازنده تنبک (ناصر فرهنگ‌فر).
سر عشق ۱۳۶۵ Yes Yes محمدرضا شجریان دل آواز در سال ۱۳۶۱ اجرا و در سال ۱۳۶۵ منتشر شد. این آلبوم در دستگاه ماهور اجرا شده‌است. سه‌تار (مشکاتیان)، نی (محمد موسوی).
لاله بهار ۱۳۶۵ Yes Yes شهرام ناظری لالهٔ بهار در سال ۱۳۶۲ اجرا و در سال ۱۳۶۵ منتشر شد. اجرا توسط گروه عارف.
نوا ۱۳۶۵ Yes Yes محمدرضا شجریان دل آواز این آلبوم در دستگاه نوا آغاز شده و سپس در گوشه‌هایی از شور، بیات ترک و سه‌گاه ادامه می‌یابد. اجرا توسط گروه عارف.
دود عود ۱۳۶۷ Yes Yes محمدرضا شجریان هالکو تنظیم این آلبوم با کامبیز روشن‌روان بود، در سال ۱۳۶۶ اجرا و در ۱۳۶۸۸ منتشر شد. بخشی از آلبوم با اجرای ارکستر.
دستان ۱۳۶۷ Yes Yes محمدرضا شجریان دل آواز در دستگاه چهارگاه، اجرا توسط گروه عارف.
افشاری مرکب ۱۳۶۸ Yes Yes ایرج بسطامی چهارباغ بانگ، هم‌آواز آهنگ کنسرت گروه عارف در ایران و اروپا.
افق مهر ۱۳۶۹ Yes Yes ایرج بسطامی سروش گروه عارف
خلوت‌گزیده ۱۳۷۰ Yes محمدرضا شجریان دل آواز اجرای سنتور مشکاتیان در (روی ب) آلبوم.
مژده بهار ۱۳۷۱ Yes Yes ایرج بسطامی دستان، چهارباغ بانگ گروه عارف
صبح مشتاقان ۱۳۷۳ Yes Yes علی جهاندار چهارباغ بانگ
قاصدک ۱۳۷۳ Yes Yes محمدرضا شجریان به صورت رسمی منتشر نشد. سنتور (مشکاتیان)، نوازنده تنبک (همایون شجریان).
جان عشاق ۱۳۷۴ Yes Yes محمدرضا شجریان دل آواز تنظیم: محمدرضا درویشی، پیانو: جواد معروفی
گنبد مینا ۱۳۷۴ Yes Yes محمدرضا شجریان دل آواز اجرا در مایه‌های دشتی، سه گاه، ماهور و چهارگاه.
کنج صبوری ۱۳۷۵ Yes Yes علی رستمیان چهارباغ بانگ اجرای گروه عارف
وطن من ۱۳۷۶ Yes Yes ایرج بسطامی هم‌آواز آهنگ گروه عارف
موسم گل محمدرضا درویشی Yes ایرج بسطامی اجرای تصانیفی از عارف و شیدا توسط ارکستر سمفونیک تهران، در این آلبوم پرویز مشکاتیان نظارت و نوازندگی سه تار را بر عهده داشته‌اند
کنسرت ۷۶ گروه عارف Yes Yes حمیدرضا نوربخش چهارباغ بانگ گروه عارف
کنسرت فستیوال مولانا در ایتالیا Yes Yes چهارباغ بانگ دو نوازی پرویز مشکاتیان (سنتور) و ناصر فرهنگ‌فر (تنبک).
لحظه دیدار ۱۳۸۰ Yes Yes چهارباغ بانگ پرویز مشکاتیان(سنتورمحسن کثیرالسفر(تنبکبهداد بابایی(سه‌تار)
بیست سال با آثار پرویز مشکاتیان۱ ۱۳۸۲ Yes Yes شهرام ناظری، علی رستمیان، حمیدرضا نوربخش، علیرضا افتخاری گروه عارف
بیست سال با آثار پرویز مشکاتیان ۲ Yes Yes محمدرضا شجریان، شهرام ناظری، ایرج بسطامی، علی رستمیان، حمیدرضا نوربخش،سپیده رئیس‌السادات
کنسرت راست پنجگاه ۱۳۸۳ Yes Yes ایرج بسطامی چهارباغ بانگ گروه عارف
پس پرده ۱۳۸۵ Yes Yes چهارباغ بانگ سه‌تار نوازی پرویز مشکاتیان. اجرای خصوصی در سال‌های ۱۳۶۲٬۶۳٬۶۴ و ۱۳۷۱
سرو آزاد ۱۳۸۶ Yes Yes Yes چهارباغ بانگ سه‌تار نوازی پرویز مشکاتیان، تنبک (جمشید محبی).
مقام صبر ۱۳۸۷ Yes Yes علیرضا افتخاری هم‌آواز آهنگ
بیست قطعه برای سنتور ۱۳۸۸ Yes Yes چهارباغ بانگ سنتور: پرویز مشکاتیان، محمدرضا رستمیان.
تمنا ۱۳۸۸ Yes Yes سروش پرویز مشکاتیان (سنتور)، آئین مشکاتیان (تنبک).
دو نوازی (همایون، سه گاه) ۱۳۸۸ Yes Yes چهارباغ بانگ پرویز مشکاتیان(سنتورناصر فرهنگ‌فر و جمشید محبی(تنبک).
طریق عشق ۱۳۹۵ Yes Yes محمدرضا شجریان ایران گام این اثر در سال ۱۳۶۷ در پاریس اجرا و در مهر ماه ۱۳۹۵ در ایران منتشر شد.

جستارهای وابسته

پیوند به بیرون

پانویس

  1. پرش به بالا به:۱٫۰۰ ۱٫۰۱ ۱٫۰۲ ۱٫۰۳ ۱٫۰۴ ۱٫۰۵ ۱٫۰۶ ۱٫۰۷ ۱٫۰۸ ۱٫۰۹ ۱٫۱۰ «زندگینامه: پرویز مشکاتیان (۱۳۳۴–۱۳۸۸)». همشهری آنلاین، ۲۳ مهر ۱۳۸۶. بازبینی‌شده در مرداد ۱۳۹۰.
  2. پرش به بالا به:۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ «بیوگرافی». وب‌گاه رسمی پرویز مشکاتیان. بازبینی‌شده در شهریور ۱۳۸۹.
  3. پرش به بالا درگذشت پرویز مشکاتیان؛ چهره نامدار موسیقی ایران همشهری آنلاین
  4. پرش به بالا زندگی نامه استاد پرویز مشکاتیان
  5. پرش به بالا «شجریان به مشکاتیان جایزه داد». همشهری آنلاین، ۲۴ مهر ۱۳۸۶. بازبینی‌شده در مرداد ۱۳۹۰.
  6. پرش به بالا «درگذشت پرویز مشکاتیان؛ چهره نامدار موسیقی ایران». همشهری آنلاین، ۳۰ شهریورن ۱۳۸۸. بازبینی‌شده در مرداد ۱۳۹۰.
  7. پرش به بالا «شجریان در مراسم ختم مشکاتیان». همشهری آنلاین، ۷ مهر ۱۳۸۸. بازبینی‌شده در مرداد ۱۳۹۰.
  8. پرش به بالا «انتقاد از مسئولان موسیقی در مراسم تشییع مشکاتیان». همشهری آنلاین، ۷ مهر ۱۳۸۸. بازبینی‌شده در مرداد ۱۳۹۰.
  9. پرش به بالا به:۹٫۰ ۹٫۱ ۹٫۲ «انبوه نیشابوریان در تشییع پیکر مشکاتیان». همشهری آنلاین، ۴ مهر ۱۳۸۸. بازبینی‌شده در مرداد ۱۳۹۰.
  10. پرش به بالا پرویز مشکاتیان درگذشت فارس نیوز
  11. پرش به بالا http://bukharamag.com/1389.04.1187.html
  12. پرش به بالا http://www.ketabnews.com/detail-15940-fa-17.html

سروش فیروزیان ؛ مدرس آواز سنتی و تصنیف ؛ آموزشگاه موسیقی فریدونی

سروش فیروزیان
رشته ی آواز کلاسیک ایرانی

دوره های صداسازی
ردیف آوازی موسیقی کلاسیک ایرانی
تصنیف خوانی

تلفن ثبت نام : ۲۲۳۳۳۴۲۵

در زیر صدای سروش فیروزیان را در تصنیف رویای هستی ( غلامحسین بنان )‌ با تنظیم استاد مجید درخشانی چه داند بشنوید :


رویای هستی. به یاد بنان.تنظیم . مجید درخشانی


هنرآموخته نزد اساتید:
مهدی امامی ، علی اصغر شاهزیدی ، احمد ابراهیمی ، محمدرضا لطفی

کسب مقام در نهمین جشنواره موسیقی جوان در رشته ی آواز کلاسیک ایرانی
اجرای کنسرت با گروه های مختلف در شهرستان ها
همکاری با استاد مجید درخشانی در بازسازی تصنیف رویای هستی به یاد استاد غلامحسین بنان