فضاهای مجازی چند روزی است خبرخوان نوید میلاد او هستند؛ خسرو آواز ایران امروز 77 ساله می‌شود. هنرمندی که موسیقی با تارو پود زندگی‌اش گره خورده است و نامش تنها در عنوان «هنرمند» خلاصه نمی‌شود بلکه نام محمدرضا شجریان بر قله موسیقی ایران نشسته است. او «سرای امید» ایران است و نغمه‌ها و باورهایش آزادی و آزادگی است. شجریان امروز آبروی موسیقی ایران است. کسی که شرافت خود را در مسیر هنر قرار داد و برای مردم سرزمینش بدون هیچ چشمداشتی خواند و با عشق همین مردم زندگی کرد. صدای او «مرغ سحر» خوانی است که هر دل خفته‌ای را بیدار می‌کند. عالیجناب محمدرضا شجریان، خسرو آواز ایران؛ تولدت مبارک، امروز تمامی «مستان سلامت می‌کنند».

ندا سیجانی


شجریان؛ هنرمند گرانقدر
وقتی در کنار کسی مثل محمدرضا شجریان قرار می‌گیرید، نخستین تأثیری که بر شما می‌گذارد، خصلت جست‌و‌جوگری است. نخستین باری که او را دیدم تا به امروز تفاوتی در خطوط اصلی روحیه و هنرش ایجاد نشده است. از همان اول عاشق موسیقی بود و هست، فقط، پخته‌تر شد و تجربه‌های بسیاری کسب کرد. تا جایی که یادم هست نخستین تجربه همکاری ما به اتفاق محمدرضا لطفی در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به همراه نورعلی خان برومند شکل گرفت. قرار بود در نخستین کنسرتی که در این جشنواره برگزار می‌شد، شجریان به همکاری دعوت شود. یادم هست سال‌های 51-50 بود؛ آن روزها شجریان شهرت امروز را نداشت. وقتی آمدند و جناب برومند به ایشان گفتند چه کار باید بکند، شجریان رفت و دو ماه به مرکز نیامد. انگار می‌خواست با مطالبی که از آقای برومند دریافت کرده خلوت کند. حتی مدت‌ها به کوه می‌رفت و این آوازها را تکرار می‌کرد، به خاطر همین وقتی بعد از دو ماه تمرین بازگشت و شروع به خواندن آوازها و قطعات کرد احساس کردیم یک امنیت خاصی ما را احاطه کرده است. کسی همراه ما شده بود که نه تنها، برای ما که کم سن‌وسال بودیم، جایی برای نگرانی باقی نمی‌گذاشت بلکه شوق این اجرا را در دل ما دوچندان می‌کرد. سکان آواز را کسی سرشار از تکنیک به‌دست گرفته بود که عطر و بوی آواز پرصلابتش درحافظیه پیچید و یک خاطره جاودان را بر صحنه تاریخ و زندگی ما به جا گذاشت.
شجریان به‌عنوان یک هنرمند رسالت دارد و نمی‌تواند نسبت به اطراف خود بی‌تفاوت باشد. با نگاه به کشورهای مختلف خواهید دید که هنرمندان در قبال واقعیت ها موضع مصلحانه و حتی انتقادی دارند و بسیاری مواقع نظر هنرمندان از سیاستمداران مهم‌تر نیز بوده است و مردم بیشتر به حرف آنها اعتقاد دارند. یک عده طاقت این را ندارند که یک هنرمند دریک مقطع نظر خود را بیان کند.
کارهایی که شجریان برای موسیقی ایران کرده است موجب شده تا موسیقی ادامه داشته باشد. این اتفاق در جشنواره اخیر ملی موسیقی جوان به وضوح دیده شد؛ از نوازندگی دختر 7-6 ساله گرفته تا سه‌تارنوازی پسر بچه 12-10 ساله؛ این یعنی تداوم در موسیقی. قطعاً تعداد چهره‌هایی که به ارزش موسیقی افزوده‌اند و کارشان را باعشق به اصول به ثمر رسانده‌اند انگشت‌شمار است به همین دلیل قرار نیست شجریان دیگری به وجود آوریم. حتی توانایی‌های همایون را نباید به این شکل تعبیر کرد، او قرار نیست عین پدرش باشد و می‌تواند مسیر دیگری را ادامه دهد. به نظر من اینکه فکر کنیم آواز بعد از شجریان از بین رفته، اشتباه است؛ شجریان یک ارزش درهنر است و جایگاهش در تاریخ ابدی خواهد بود. شجریان سال‌های بسیار در زمینه موسیقی تلاش کرده و این می‌تواند الگویی برای هنرمندان جوان باشد تا بتوانند جایگاه شجریان‌ها را به دست آورند نه اینکه شرایط جامعه ما و نگاه به هنر را به سمت و سوی تجاری شدن پیش ببرند. تکرار جایگاهی چون شجریان انگیزه و معنویت خاص خودش را می‌خواهد و به محض اینکه جامعه فرصت بیابد که به سمت معنویت هنر سوق پیدا کند قطعاً شجریان‌ها دوباره متولد خواهند شد. شجریان شهرتش به همین چند ساله خلاصه نمی‌شود. شجریان خیلی سال‌ها پیش شجریان شده است و با منع ها از یادها نمی‌رود. شجریان یعنی تداوم هنر، شجریان یعنی پشتکار، شجریان یعنی باور.

حسین علیزاده
نوازنده تار و
ردیف دان و آهنگساز

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.