آموزش سلفژ ،‌ تئوری موسیقی ،‌ کنترباس و ویولنسل . دکتر وحید وفایی . آموزشگاه موسیقی فریدونی

روزهای کلاس :‌ یکشنبه ،‌ چهارشنبه  و پنج شنبه
تلفن :‌ ۲۲۹۵۲۸۲۰
دکتر وحید وفایی فارغ التحصیل کنسرواتوار تهران و ایروان می باشند.

ارکستر سمفونیک یک کشور نماد قدرت آن کشور است

کنترباس یا دوبل‌باس بزرگترین ساز خانواده زهی ‌و دارای بمترین گستره صوتی است. سالهاست که این ساز عضو جدایی‌ناپذیر ارکسترهای سمفونیک به حساب می‌آید و نقش مهمی در ارکستر ایفا می‌کند. کنترباس نه‌ تنها در موسیقی کلاسیک غربی، بلکه در دیگر سبکهای موسیقی مانند جاز، بلوز و راک اند رول به کار می‌رود.

این ساز دارای چهار سیم ضخیم است، اما سازهایی هم وجود دارند که پنج سیمه هستند. کنترباسهایی که پنج سیم دارند می‌توانند چهار نت بمتر از کنترباسهای چهار سیمه اجرا کنند. سیمهای کنترباس با فاصله چهارم درست نسبت به هم کوک می‌شوند.

کنترباس پیش از تشکیل ارکستر سمفونیک تهران با سابقه بیش هشتاد سال به ایران وارد شد و اکنون نیز پس از گذر سالها همچنان هستند نوازندگانی که عاشقانه این ساز را برای نواختن برگزیده‌اند. آنچه در پیش می‌خوانید گفت‌وگویی تخصصی چاووش است با دکتر وحید وفایی، یکی از نوازندگان چیره‌دست کنترباس تا حول و حوش این ساز و مشقتهای پیش روی برای مخاطبانش سخن بگوید.

آقای وفایی برای شروع گفت‌وگو لطفا پیشتر خودتان را برای مخاطبان معرفی کنید و بگویید از چه سالی آموزش موسیقی را شروع کردید.
من متولد ۲۳ شهریور ۱۳۶۰ هستم که به لطف مادرم و به توصیه داییم، شریف لطفی، از سالهای ۶۵-۶۶ کلاسهای موسیقی ارف ناصر نظر را شروع کردم. در آن سالها و در شرایط سخت بمب‌باران کلاسهای ارف آقای نظر را پیگیری می‌کردم تا جایی که دیگر بمب‌باران نزدیک به منزلمان من را از ادامه بازداشت. پس از جنگ کلاسهای سلفژ را پیش سعید لطفی ادامه دادم.

از دوران تحصیلات پیش از دانشگاه خود بگویید.
اول راهنمایی با ساز ویولن سل وارد هنرستان موسیقی پسران شدم. چهار سال از دوره هنرستان را ویلون سل نواختم سپس به لطف استاد عزیزم زنده یاد علیرضا خورشیدفر که نسل نوازندگان کنترباس بعد از انقلاب مدیون ایشون هستند؛ سازم را با کنترباس عوض کردم یعنی از دوم دبیرستان و در سال ۱۳۷۵٫

پس از گرفتن دیپلم آیا همچنان خواستار ادامه تحصیل در این رشته بودید؟
در سال ۷۸، همان سال که دیپلم نوازندگی کنترباس گرفتم و وارد اولین دوره فوق‌دیپلم هنرستان شدم. فوق دیپلم نوازندگی ساز کنترباس را در سال ۸۲ گرفتم و پس از آن ناچار به خدمت سربازی شدم. در سال ۸۴ پس از اتمام دوره سربازی وارد دوره کارشناسی تحصیلی شدم و کارشناسی نوازندگی موسیقی، ساز کنترباس گرفتم.

ورود به ارکستر تلویزیون برای من خیلی هیجان‌انگیز بود و از کودکی آرزو داشتم بتوانم آنجا ساز بزنم. در ارکستر تلویزیون رپرتوارهای خوبی مثل سمفونی دنیای نو دورژاک، سمفونی ۹ بتهوون و قطعات دیگر می‌زدیم که متاسفانه آن رپرتوارها در قالب کنسرت اجرا نمی‌شدند فقط ضبط می‌شدند؛ برای اجراهای زنده باید کارهای مناسبتی می‌زدیم.

چرا ارمنستان را برای ادامه تحصیل موسیقی انتخاب کردید؟
به توصیه مادرم، من و برادرم برای ادامه تحصیل به ارمنستان رفتیم. من اولین ایرانی بودم که با مدرک لیسانس ایران وارد مقطع کارشناسی ارشد ارمنستان شدم. همچنین من اولین نفر قبل و بعد انقلاب هستم که مدرک فوق لیسانس کنترباس را دارد.

تفاوت سطح توانایی شما که نوازنده و تحصیلکرده ایرانی بودید و سطح توانایی نوازندگانی که آنجا تحصیل کرده بودند به چه میزان بود؟
در دو ماه اولی که وارد محیط اکادمیک ارمنستان شدم، رسیتال برگزار کردم و با کنترباس سلو می‌زدم. همینطور قبل از پایان ترم اول در تور کنسرت دانشجویان خارجی کنسرواتوار من چندیدن قطعه سلو با کنترباس زدم. من در هفت ماه اول زندگیم در ارمنستان خودم را برای اجرای  هشت کنسرت آماده کرده بودم که موفق به اجرای هفت کنسرت شدم.

در ارمنستان تا چه مقطع تحصیلی ادامه دادید؟ پس از کارشناسی ارشد چه کردید؟
سال ۲۰۱۰ کارشناسی ارشدم را تمام کردم. همزمان در رشته دیگری یعنی رهبری ارکستر ارشد دومم را گرفتم. برایم افتخار بود شاگرد روبن آفاطوریان، رهبر فیلهارمونیک ارمنستان و هنرجوی یوری دافسیان، رهبر اپرای ارمنستان باشم. البته پیش از این نیز در ایران به واسطه چند واحد درسی رهبری ارکستر در دوره کارشناسی شاگرد استاد محمدتقی ضرابی بودم و اصول و پایه رهبری نزد ایشان آموختم. پس از گرفتن مدرک کارشناسی ارشد در ارمنستان بی‌درنگ وارد مقطع تحصیلی دکترا شدم.

در این مدت آیا قطعه‌ای را هم رهبری کرده‌اید؟
بله در دوره کارشناسی در ایران کنسرتو فلوت و هارپ موتزارت و در ارمنستان سمفونی آنفینیشت شوبرت را برای اجرای پایانی مقطع کارشناسی ارشدم رهبری کردم.

مقطع دکتری را هم در کنسرواتوار ایروان گرفتید؟
در مقطع دکتری دو راه داشتم؛ یک اینکه دوره دو ساله کنسرواتوار را که مدرکش مورد تایید وزارت علوم ایران نبود، ادامه بدهم و گزینه دیگر، آکادمی نایکو بود که آن را انتخاب کردم. در آکادمی نایکو برای مقطع دکتری از دانشجویان خواسته می‌شد به مسائل تئوری و علمی موسیقی بپردازند و تز بنویسیم از این رو در دوره دکتری نمیتوانستم روی نوازندگیم کار کنم.

موضوع تز دکترایتان چه بود؟
به توصیه دوست عزیزم حامد ثابت که آهنگساز موسیقی فیلم هستند درباره آهنگسازانی که برای کنترباس قطعه نوشتند کار کردم. بخش عمده این تز درباره آهنگسازان ایرانی و ارمنی است که برای ساز کنترباس قطعه نوشتند مثل سلو برای کنترباس، دوئت، تریو، کنسرتو و…

روی آثار چه آهنگسازان ایرانی کار کردید؟
علیرضا مشایخی یکی از آهنگسازان ایرانی است که کنسرتویی برای کنترباس در ۱۹۷۶ در آمریکا و همچنین تریو برای ویلون کنترباس و پیانو نوشته است. کامبیز روشنروان با سمفونی فلک‌الافلاک، دکتر بهزاد رنجبران، دکتر کیاوش صاحب‌نسق، دکتر امیرمهیار تفرشی‌پور، حمیدرضا اردلان و شاهین فرهت از جمله افرادی هستند که برای کنترباس قطعه نوشتند.

ارکستر سمفونیک یک کشور متعلق به یک شخص نیست.

درباره دیدارتان با الکساندر خاینراوا بگویید.
به توصیه اساتید دانشگاه به تفلیس سفر کردم و پیش استاد الکساندر خاینراوا که رهبر ارکستر بسیار خوبی هم بودند شروع به یادگیری تکنیکهای نوازندگی کردم. ایشان بهترین کنترباسیست منطقه قفقاز هستند.

تا با حال چه فعالیتهای ارکستری داشتید؟
فعالیتهای ارکستری من از سال دوم هنرستانم شروع شد. در دوره راهنمایی توانستم وارد ارکستر سمفونیک نوجوانان پارس به رهبری ناصر نظر بشوم. همینطور دوازده سالم بود که در ارکستری در جشنواره فجر سال ۷۲ در فرهنگسرای بهمن، ساز می‌زدم. همچنین اول دبیرستان به لطف استاد حسین علیزاده در ارکسترسمفونیک هنرستان به رهبری جاوید مجلسی، ساز می‌زدم. آن زمان آقای علیزاده مدیر هنرستان و تشکیل دهنده ارکستر سمفونیک هنرستان بودند. پس از آن در سالهای ۷۷ـ۷۶ به تمرین ارکستر تلویزیون رفتم. پس از تعطیل شدن ارکستر فرهنگسرای بهمن، همه نوازندگانش جذب ارکستر تلویزیون که ناصر مرتضی‌پور رهبرش بود شدند و من پس از دادن امتحان وارد ارکستر تلوزیون شدم.

درباره ارکستر تلویزیون بیشتر بگویید.
ورود به ارکستر تلویزیون برای من خیلی هیجان‌انگیز بود و از کودکی آرزو داشتم بتوانم آنجا ساز بزنم. در ارکستر تلویزیون رپرتوارهای خوبی  مثل سمفونی دنیای نو دورژاک، سمفونی ۹ بتهوون و قطعات دیگر می‌زدیم که متاسفانه آن رپرتوارها در قالب کنسرت اجرا نمی‌شدند فقط ضبط می‌شدند؛ برای اجراهای زنده باید کارهای مناسبتی می‌زدیم. البته من معتقدم ارکستر رادیوـ‌تلویزیون یک کشور می‌تواند خیلی قوی عمل کند؛ به واسطه اعتبار آهنگسازان، نوازندگان و رهبرانی که دارد می‌تواند وزنه سنگینی برای فرهنگ جامعه باشد.

من معتقدم ارکستر رادیوـ‌تلویزیون یک کشور می‌تواند خیلی قوی عمل کند؛ به واسطه اعتبار آهنگسازان، نوازندگان و رهبرانی که دارد می‌تواند وزنه سنگینی برای فرهنگ جامعه باشد.

از ادامه فعالیتهای هنریتان در ایران بگویید.
سال ۷۸ ارکستر فیلهارمونیک را شریف لطفی تاسیس و رهبری می‌کرد و من این افتخار را داشتم که شف کنترباس باشم. به جز اجرای قطعات فاخر آهنگسازان کلاسیک از آهنگسازان ایرانی مثل حسین دهلوی، حمیدرضا دیبازر و امیر اسلامی نیز قطعه اجرا می‌کردیم. سال ۸۱ با کیوان میرهادی ارکستر کامراتا را تشکیل دادیم. قصد ارکستر بیشتر معرفی آهنگسازان مدرن بود از این رو من و کاوه همدانیان برای شروع به کار ارکستر نوازندگان مرتبط را جمع‌آوری کردیم. از اروو پارت و فلیپ گلس قطعه می‌زدیم. سالهای ۷۷ـ۷۶ در ارکستر همایون خرم، ویلون سل و کنترباس می‌زدم و تعصبی نسبت به موسیقی کلاسیک نداشتم. از سال ۸۱ یک بند راک زهی داشتم. بعد از گرفتن مدرک دیپلم، فریدون ناصری که معلم هارمونی من بود به دلایل شخصی به من اجازه فعالیت در ارکستر سمفونیک را نداد. در صورتی که آن زمان نوازنده کنترباس خیلی کم بود و ارکستر به نوازنده احتیاج داشت. بعد از فوت آقای ناصری، از سال ۸۵ که نادر مشایخی و بعد از آن دکتر صهبایی ارکستر سمفونیک را رهبری می‌کردند من سر تمرینهای ارکستر رفتم و فعالیتم را شروع کردم. سال ۸۶ به رهبری آقای لوریس چکناواریان قطعه «رسول عشق و امید» و پس از آن با آقای انتظامی قطعات موسیقی فیلمش را اجرا کردیم. بعد از پایان دوره ارشدم به ایران برگشتم و کنسرتو پیانوی چایکفسکی را با شهرداد روحانی اجرا کردیم. در سال ۸۹ برای کار روی تز دکتری به ارمنستان برگشتم.

خارج از ایران چه فعالیتهایی داشتید و چه کارهایی انجام دادید؟
در ارمنستان به واسطه آرش تیموریان وارد ارکستر خانه آهنگسازان ارمنستان که رهبری بسیار جدی داشت شدم و اجراهای مختلف و زیادی با آنسامبلها و ارکسترهای مختلی داشتم. بعد از مدتی نیز در ارکستر ملی ارمنستان به رهبری نورای داوتسیان فعالیت کردم.

اجرایتان با جف برادیچ در آلمان چگونه بود؟
تابستان امسال این افتخار را داشتم تا با بزرگترین کنترباسیست دنیا، جف برادیچ، کنسرت داشته باشم. ایشان برای این همکاری از من دعوت کردند و کنسرت را در میتل والد آلمان برگزار کردیم. من و یک نوازنده چینی که در سوئد تحصیل می‌کرد تنها آسیاییهایی بودیم که در مستر کلاس ایشان نیز شرکت ‌کردیم. برخورد ایشان با ما به شدت صمیمی و دوستانه بود.

فوت استاد خورشیدفر این وظیفه را بر گردن من نهاد تا به ایران برگردم و به وطنم خدمت کنم. این دینی است که بر گردنم هست و باید برای کشورم مفید باشم.

اجرایتان با جف برادیچ در آلمان چگونه بود؟
تابستان امسال این افتخار را داشتم تا با بزرگترین کنترباسیست دنیا، جف برادیچ، کنسرت داشته باشم. ایشان برای این همکاری از من دعوت کردند و کنسرت را در میتل والد آلمان برگزار کردیم. من و یک نوازنده چینی که در سوئد تحصیل می‌کرد تنها آسیاییهایی بودیم که در مستر کلاس ایشان نیز شرکت ‌کردیم. برخورد ایشان با ما به شدت صمیمی و دوستانه بود.

چرا در ارمنستان نماندید و چه شد که به ایران برگشتید؟
پس از اینکه شنیدم علی رهبری می‌خواهد به ایران بیاید به خودم گفتم با جان و دل به ایران برمی‌گردم. با توجه به فوت استاد خورشیدفر من وظیفه دارم به ایران برگردم و به وطنم خدمت کنم. این دینی است که بر گردنم هست و باید برای کشورم مفید باشم.

زمستان ۹۳ برای اجرا با شهرداد روحانی و آقای مشایخی نیز به ایران برگشتم. صبحها با ارکستر سمفونیک تهران و بعد از ظهرها با ارکستر شهرداری تمرین می‌کردیم. بعد از آن به نظرم به دلیل مافیای موجود در ارکستر سمفونیک نتوانستم وارد ارکستر شوم. در صورتی که نوازنده‌های دو سال کار کرده توانستند وارد شوند اما من نه. حتی مافیای موجود باعث حذف دکتر عسگری، رهبر کر ارکستر سمفونیک نیز شد.

پس از آن ۸۶ نفر از نوازندگان از جمله ارسلان کامکار و ناصر رحیمی که خود یکی از بهترین نوازندهای فلوت است نیز از این ارکستر بیرون آمدند. در کنار آن سه نوازنده ترومبون و فاگوت نیز از ارکستر بیرون و به جای آنها ۶ نوازنده از ترکیه جایگزین شدند. وقتی نوازنده خارجی وارد برنامه می‌شود هزینه دارد. هزینه هتل، رفت و آمد و دستمزد دارد؛ چرا این هزینه‌ها را برای نوازنده خودمان نکنیم؟ چرا نوازنده‌هایی که در کشور حضور دارند تقویت نمی‌شوند؟ آنها را تقویت نمی‌کنید، آنها را تحقیر می‌کنید، بهشان توهین می‌کنید، آنها را خانه‌نشین می‌کنید و بعد از خارج نوازنده می‌آورید؟ چرا؟ با چه منطقی؟ برای ارکستر سمفونیک صندلی گرفتند اما اجازه نمی‌دهند نوازنده‌های ارکستر ملی از آنها استفاده کنند در صورتی که این دو ارکستر در یک ساختمان تمرین می‌کنند و از یک دولت بودجه می‌گیرند. یازده ماه است که به عشق وطن به ایران آمدم تا بتوانم به فرهنگ و هنرش خدمت کنم اما یازده ماه است که خانه‌نشین شدم. سمفونیک یک کشور متعلق به شخص نیست بلکه هویت تک تک مردمان آن کشور است. شاگرد من در ارکستر سمفونیک ساز می‌زند ولی من نمی‌توانم. من نمی‌توانم در ارکستر سمفونیک کشورم ساز بزنم چون سیستمش تحقیر و توهین نوازنده است در صورتی که اقتصادش وابسته به حرفه‌اش است. اگر من نتوانم در کشورم ساز بزنم چه باید بکنم؟

یازده ماه است که به عشق وطن به ایران آمدم تا بتوانم به فرهنگ و هنرش خدمت کنم اما یازده ماه است که خانه‌نشین شدم

در جشنواره فجر امسال هم اجرا داشتید؟
جمعه پیش رهبر فیلهارمونیک کردستان با من تماس گرفتند تا در جشنواره فجر در کنسرتشان که ارسلان کامکار مایستر هست همراهشان ساز بزنم. در جشنواره فجر برای اجرا به این ارکستر چون از شهرستان آمده بودند ساز ندادند. ما حتی صندلی کنترباس هم نداشتیم و تمام طول کنسرت ایستاده ساز زدیم. تیمپانی که برای اجرا به ارکستر داده بودند باگت و وسیله کوکش را نداده بودند. این فاجعه است. با اینکه ارکستر اعلام کرده بود که ما در سنندج سنج و ادوات پرکاشن داریم گفته بودند اینجا هست لازم نیست با خودتان بیاورید اما موقع اجرا نداده بودند. چطور می‌شود یک جشنواره ایرانی نوازنده‌های ایرانی را ساپورت نکند؟ مگر فقط باید امکانات را در اختیار ارکستر هایی که در تهران فعالیت می‌کنند گذاشت؟ این تنها اتفاق مهم موسیقی کشور هست. هدف این جشنواره تحقیر نوازنده است یا رشد نوازنده؟ من متوجه نمی‌شم چرا!

اجرای اخیرتان با ارکستر آقای علیرضا شفقی‌نژاد چطور بود؟
در این کنسرت کنسرتو پیانو بتهوون، کاری از موتزارت و قطعه ایران آقای چکناواریان را اجرا کردیم. دو قطعه از همین اجرا را نیز در جشنواره موسیقی فجر امسال با ارکستر موسیقی پارس به رهبری علیرضا شفقی‌نژاد اجرا کردیم.

آیا در این سالها سابقه تدریس موسیقی نیز داشتید؟
سابقه تدریس من برمی‌گردد به سال ۸۷ که در کلاسهای آزاد دانشگاه هنر داشتم. بعد از آن در هنرستان ساز کنترباس درس می‌دادم و در آموزشگاه‌های مختلف تدریس می‌کردم. در فرهنگسراهای مختلف نیز چندین شاگرد خصوصی داشتم. در کنسرواتوار تهران هم درس می‌دادم. الان که به ایران برگشتم رزومه و سوابقم را برای دانشگاه هنر و داشنگاه آزاد فرستادم در حال برسی هستند تا بتوانم در مراکز آکادمیک نیز تدریس کنم.

در تدریستان چه متدی را با هنرجوها کار می‌کنید؟
متد و کتابی که در ایران آقای خورشیدفر با ما کار می‌کردند ادوارد نانی بود. جناب مرتضی‌پور هم که از مدرسان با سابقه این ساز در ایران هستند هم از روی همین کتاب درس می‌دادند. این کتاب دو جلد دارد جلد اولش به مسائل پوزیسیون و تکنیک نوازندگی دست راست پرداخته و در جلد دوم به گام و آرپژ و دوبل نتها اشاره می‌کند. من این متد را با متدی آموزشی ارمنستان که متددی روسی بود مقایسه کردم. کتاب روسی یکسری تِمهای آشنای موسیقی کلاسیک دارد که به عنوان درس، تمرین داده می‌شود. من فکر می‌کنم این کتاب می‌تواند مکمل نانی باشد. من خودم به هنرجوهایم این دو کتاب را کنار هم درس می‌دهم تا هنرجو خسته نشود، هم در تکنیک رشد کند هم در زدن ملودی.

آقای وفایی برای اتمام گفت‌وگو از برنامه‌های آتی خود بگویید. چه برنامه‌ای در پیش رو دارید؟
چند ماه پیش به همراه هنرجوهایم تشکیل یک کوارتت کنترباس دادم که تشکیل این کوارتت میتواند در ایران بسیار ارزشمند باشد و تجربه بسیار خوبی خواهد شد. قرار است اردیبهشت‌ماه در اولین فستیوال بین‌المللی موسیقی معاصر از دو آهنگساز معاصر ایرانی که با همین کوارتت قطعه نوشتند اجرا کنیم؛ یک قطعه از نادر مشایخی برای کوارتت کنترباس و یکی از آقای اردلان. نیمه دوم اردیبهشت نیز قرار است اجرایی به رهبری آقای مشایخی و همینطور اجرایی با ارکستر فیلهارمونیک کردستان داشته باشیم.

آقای وفایی از این که این فرصت را برای گفت‌وگو در اختیار ما قرار دادید صمیمانه سپاسگزاریم و امیدواریم این شروع خوبی برای همکاری و گفت‌وگوهای دیگر شما با چاووش باشد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *